رسول پویان

            آیینۀ تاریخ

چه خـوش گفت توسیدیـد فیلسوف

که بُد جنگ اسپارت وآتن خسوف

نشد حاصل از کشت و خون دراز

به جـز درد ویـرانی و آخ و اُوف

در آزمـون دوران ز دل بنگـریـد

بـرآریـد ز دریـای تـاریـخ سـوف

کـنـد حـمـلـه ار گاو بـر اژدهـات

به خـاک سـیه می‏نـشـینـد مخوف

جـهان یکـه تازی نخـواهـد دیگـر

به جـنـگ و تجـاوز نـداده پروف

زمـانی که خـالی شـود سـفـره ها

ز خـون بشـر پـر گـردد ظـروف

ز فـرهـنگ اپستین دوری کنـیــد

که نفرت پـراکـنـده از راه سوف

عجب کودک آزار ومظلوم کُشند

کـنند شــمع اخـلاق انـسـان پُوف

ز یـورش بـر خـاک ایران زمین

چه آمد به دستش به غیرازبلوف

به میناب وصور و فلسطین ببین

زمین سوخته ویران کرده صنوف

ز خـون گرد عـالـم بگرد آسیاب

خدا بی صدا و جهـان بی وقوف

شـود گفـتـگـوهـا بـتـر از تفـنگ

اگر استخـوان را کند غضروف

ز سـر بگـذرد تـازه سـرباز اگر

چـو رستم کند پاره قلب صفوف

کـسی گـر به بندد کمر در عـمل

یقین را کند چیره برلاف وپوف

غـزال محبـت بـه چنگال گـرگ

خشونت دریـد است قلب رئوف

اگر نفـرت از عـشق گـردد جلو

رود مهرواحساس دل درکسوف

اگـر عـقـل و دانـش بُـوَد رهنما

نیازی نباشـد بـر کوف و چوف

ز شمشیر فزون قـدرت واژگان

بسازنـد قامـوس هـا از حروف

ز عـشـق و وفـا و محبت شـود

دل آدم آیـیـنـۀ صـاف وصـوف

29/5/2026