عزت آهنگر
اشک فانوس
بی تو ام، در بستر عشق بیقراری می کنم
پیک رویا میزنم شب زنده داری می کنم
خوابهایم پر زنان سوی تو می آید به ناز
در خمستان خیالت پایداری می کنم
آخ ! ای عشق جنون آمیز بی پروای من
بعد تو با خویشتن ناسازگاری می کنم
برکه ای عشق و امیدم با نبودت شد سراب
ابر دل می بارد و سوز قناری میکنم
قطره قطره می مکم از آتش هجران تو
شعله را با سوزش دل باز یاری می کنم
قایق دل غرق دریای جنون آمیز هجر
اشک را فانوس و غم را موج سواری میکنم
گاه جاری میشوم در مصرع و بیت غزل
گه چکامه گه رباعی را خماری می کنم
می چکم در مزرع عشق تو الماس ادب
در گلستان وفایت جان نثاری می کنم .