امپریالیسم – صهیونیسم در لجنزار خون، جنایت و رسوائی
افراشته
امپریالیسم – صهیونیسم در لجنزار خون، جنایت و رسوائی
چرا باند های لومپن ترامپ – نتانیاهو راه جنگ و ویرانی را برگزیده اند؟
چندین بار در رسانه های جهانی خواندیم که دولت امریکا – امریکائی که بزرگترین قدرت اقتصادی جهان معرفی شده – به خاطر نداشتن بودجه و تأمین معاش ومصرف مامورین و اداراتش تعطیل شده است. رسانه ها نوشته اند که معلوم نیست درآغازهفته، مامورین دولت امریکا، که پولی برای تأدیۀ معاش شان وجود ندارد، به ادارات دولتی برای کارخواهند آمد ویا ادارات همچنان تعطیل خواهد ماند. این افتضاح و رسوائی بزرگیست که از دامن بزرگترین جنگ افروز، چپاولگر، گزافه گوی و قلدر سرمایۀ جهانی به بیرون پریده است. جهانیان چندین باراست که شاهد چنین سقوط رسوای حکومت ایالات متحده هستند؛ ولی آنچه گفتنیست اینست که جهان سرمایه داری به رهبری امریکا در لجنزار سقوط و رسوائی فرو می رود.
اگر چنین افتضاحی از حکومت ونظام دیگری – غیر سرمایه داری – سر می زد، جارچیان سرمایه چه هیاهوئی در رسانه های تبلیغاتی شان علیه آن حکومت ونظام به راه می انداختند؟؟؟؟ و چگونه سیستم آن را از بیخ وبن، بدون دیدن کوچکترین خوبی درآن، رد می کردند و فاتحه اش را می خواندند؟؟؟ اما در رسوائی بدین بزرگی امپریالیسم، قلم به دستان روشنفکرنما چیزی نمی گویند، و اگر هم بگویند، تقلای بیشرمانه برای توجیه آن خواهند کرد؛ واین ننگیست تاریخی ولکۀ است ماندگار که بردامن و رخسار این قماش آدم نما می ماند.
واقعیت اینست که این تعطیل دولت نه امری ساده ومعمولی، بلکه یکی از نمودارهای بحرانات عمیق ذاتی نظام سرمایه داریست که درشدت بحران به وقوع می پیوندد و تعطیل دولت امریکا نشانگرآنست که رأس سرمایه درگودال بحران و رسوائی عمیقی فرورفته و دست وپا می زند.
جامعه شناسی علمی، نظام سرمایه داری(امپریالیسم) را ذاتاً نظام بحران های متنوع می شناسد که گاهی سرمایه داران در رفع بحران ها به جنگ وغارت و چور و چپاول انسان ها در سطح کل جهان می پردازند.
پس از شکست و فروپاشی یک بدنۀ امپریالیسم(سوسیال امپریالیسم) در اخیر قرن گذشته، که آنهم نتیجۀ بحران های همین نظام و مقاومت خلق ها در برابر تجاوزاتش بود، امپریالیسم غرب به رهبری امریکا خود را فاتح میدان معرفی کرد. یاوه سرایان سرمایه داری که ته پیاله های این پیروزی مست شان کرده بود، با ارائۀ خط مشی نئولیبرالی تئوریسن های سرمایه، دندورۀ “جهانی شدن سرمایه”، و درواقع جهانی ساختن سلطه وحاکمیت شان را سر داده و “پایان تاریخ” را اعلان کردند. امپریالیست ها نیز برای تحقق تئوری های لیبرالیسم نو، به هر طرف تاختند و لشکر کشیدند تا نظام منفور شان را بردیگران بقبولانند و هستی مردم جهان را غارت کنند. افغانستان، اولین قربانی تجاوز مسلحانۀ نئولیبرالیسم و “جهانی سازی سرمایه” درقرن بیست ویکم شد و سپس عراق و سوریه زیر بمباردمان و حملۀ توپ وتانک امپریالیست های خونخوار به رهبری امریکا قرارگرفتند، که تاهنوز هم درشعله های آن می سوزند. کودتاهائی تحت نام انقلاب های مخملی و نارنجی در کشورهای مورد نظر امپریالیست ها انجام شد و امپریالیسم با “نئولیبرالیسم” و “جهانی سازی” و “بازار آزادش” نیمی از جهان را به ویرانه بدل کرد و هستی شان را به یغما برد.
درکشورهای خودی و زیرحاکمیت امپریالیست ها نیز خلق ها درامان نماندند. حاکمیت امپریالیستی امریکا و اروپا با طرح رفورم های ریاضتی و بلند بردن مالیات بر طبقات متوسط و کم درامد و حذف اکثر خدمات اجتماعی، جان مردم این سرزمین ها را نیز به لب رسانده اند. مردم یونان را تاراج کامل کرده و تا به گرسنگی سوق دادند، اروپای شرقی را انتقام جویانه غارت و ویران کردند و مردم آن را تار ومار و سرگردان به دنبال لقمۀ بخورو نمیر ساخته و به بردگی کاری اروپای غرب و امریکا کشیده اند. و…
درنتیجه آنچنان که آمار رسمی در کشورهای سرمایه داری امریکا و اروپا نشان می دهد، دستاورد اینست که “فقیر، فقیرتر و ثروتمند، ثروتمند تر شده است”؛ یعنی ملیون ها انسان در امریکا و اروپا، و کلاً در سطح جهان، فقیر ترشده و فقط چند ملیونر وملیاردر بر سرمایه و ثروت شان افزوده اند. صدها موارد ویرانی کشورها وتمدن ها و غارت و چپاول هستی خلق های جهان مجموعۀ کارنامۀ نظام سرمایه داری امپریالیستی جهان کنونی را می سازد. دندوره چیان روشنفکرنمای ریزه خوار، که خود اوراق بردگی امپریالیسم را امضاء کرده و طوقش را برگردن نهاده اند، با دیده درآئی از ما و مردم ما هم می خواهند به آن گردن نهیم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
واما بالمقابل مردم ستمکش جهان، علیرغم سرکوب های وحشیانه توسط نظام سرمایه داری، درگوشه گوشۀ گیتی به شیوه های مختلف دست به اعتراض ومقاومت زده اند. ما درین نوشتار به شرح همۀ این مقاومت ها نمی پردازیم؛ فقط به مقاومت مردم بومی کشورهای امپریالیستی اشارتی می کنیم.
در ایالات متحد امریکا روزی نیست که تظاهرات و اعتراضاتی در برابر رژیم خودکامۀ امپریالیسم امریکا صورت نگیرد و جا، جائی به خون ریزی وسرکوب مواجه نشود. همین امروز صد و پنجاه هزار نفر به دفاع از حقوق زنان، که درامریکا پایمال می شود، دست به تظاهرات زده اند. مردم دربرابر افزایش مالیات برکم درآمدها، دربرابر حذف بیمۀ درمانی، دربرابر تنقیص معاش تقاعدی، دربرابر کمبود حقوق اجتماعی، دربرابر کمبود حقوق زنان با مردان، دربرابر راسیسمی که سفید پوست را بر سیاه پوست ترجیح داده و به سیاه پوستان حق انسانی درامریکا قایل نیست و … دربرابرهزاران مورد بی عدالتی های تحمیل شده از طرف نظام حاکم امپریالیستی، دست به اعتراض می زنند.
چوکات بندی و نظم برخی از قوانین، و منجمله قانون انتخابات امریکا، از دهه ها پیش ساخته شده و به حدی ظالمانه است که هرگز به مردم اجازۀ تأمین حق و ارادۀ شان را نمی دهد. مردم امریکا درانتخابات فقط می توانند به یکی از دوحزب حاکم “جمهوری خواه” و یا “دموکرات”، که هردو نمایندگان سرمایه های بزرگ هستند، رأی بدهند؛ رأی دادن به دیگران براساس قوانین حاکم بی اثر می شود. لذا این دموکراسی نیست و هیچکس و یا حزبی از درون مردم قادر نیست با مصرف چند صد ملیون دلاری وارد رقابت با این دوحزب شود. بناءً در امریکا سوای دو حزب حاکم، هیچکس، هیچ شانسی برای رسیدن به حاکمیت ندارد؛ سیستم و “قانون” طوری تنظیم شده که حاکمیت فقط بین این دوحزب نمایندۀ سرمایه داران بزرگ نقل وانتقال یابد و کس دیگری حق اشتراک به قدرت را نیابد. مردم امریکا ازاین قوانین و اوضاع حاصله ازآن خسته و مأیوس شده اند.
دراخیر دورۀ حکومت دغلکار ومکار “اوباما” تشخیص نظام چنین بود که مردم از هردوحزب حاکم به تنگ آمده اند. جمهوری خواهان که نوبت حکومت کردن شان بود، ترفندی را به کار بستند که به وسیلۀ آن بتوانند مردم را، یا حد اقل بخشی از مردم را، اغوا کنند. آنها غول بی یال و دمی را به نام “دونالد ترامپ ملیاردر”، اما با شعارهای “پوپولیستی” یا عوام فریبانه به میدان کشیدند، تا به دروغ و اغواگری به پردازد و به کسی هم، جز به طبقۀ مربوطه اش، حسابده نباشد. پوپولیسم که زادگاه اصلی اش امریکا است و بارها به داد حاکمان فریبگر ایالات متحده رسیده است، اینبار با ژست اعتراض به نئولیبرالیسم بوروکراتیک، که گندش برآمده است، و درواقع نجات سیستم و نظام سرمایه داری از بحران، پا به عرصۀ وجود گذاشته است و ریاکارانه سنگ مردم را به سینه می زند.
یکی از خصوصیات پوپولیسم یا عوامگرائی(درینجا عوامفریبی) اینست که برنخبگان بوروکرات می تازد و خود را حامی مردم وانمود می کند(درینجا طنز تاریخ است که “ترامپ ملیاردر” ازحق مردم امریکا دم می زند؟!). “ترامپ” در اولین روز انتخابش این کار را کرد و به کاخ نشینان در واشنگتن دی سی تاخت و بوروکراسی امریکا را عامل بربادی امریکا خواند. او گفت: “حکومت را از نخبگان سیاسی کرسی نشین به مردم منتقل می کند و امروز آغاز آنست”؛ این شعار خیلی فریبنده است و نا آگاهان زیادی را می فریبد، که فریفت.
ویژگی دیگر پوپولیسم یاعوامگرائی تحریک ملی گرائی یا ناسیونالیسم است. “ترامپ” در اولین روز عروجش برتخت کاخ سفید با شعار “امریکا اول و من امریکای کبیر را دوباره می سازم” قلب ناسیونالیست های تندرو امریکا را نشانه گرفت و آن ها را به دنبال خود کشاند.
شعار دیگر “پوپولیسم ترامپی” شعار ضد مهاجرین ومهاجرت بود که آن را با چاشنی “شغل فزائی برای امریکائی ها” افزود. این شعار نیز کسانی را فریفت. و … نیرنگ های دیگر “ترامپی” که همه روزه می شنویم.
اینها همه در واقع برای نجات از فساد و رسوائی نئولیبرالیسم امپریالیست های ایالات متحده و برای فریب مردم به کار گرفته شد، ورنه درواقعیت همه می بینیم که “همان آش است و همان کاسه” و همان حزب “جمهوری خواه” است که قانون پاس می کند، حکم می راند و چپاول می کند.
شعارها توانستند مردمی را بفریبند دوبار ترامپ را با دهارۀ لومپن وتروریستش به کاخ خون ونیرنگ بیاورند؛ و لی درد بی درمان بحران های عمیق نظام فاسد و سراپا گندیدۀ امپریالیستی ایالات متحده را نتوانستند و نمی توانند درمان کنند. بارها طشت رسوائی لبریز شده و به تعطیل دولت “ترامپ” کشیده شد. بحران عمیق است و ریشه دار؛ دولت ایالات متحد امریکا از سالیان درازیست که به کسر بودجه مواجه است، ولی گردانندگان واشنگتن با پیش کشیدن مسایلی چون کوریای شمالی و روسیه و فلسطین و سوریه و ایران … افکار را منحرف می کنند. اینک نگاهی به کسر بودجۀ دولت امریکا که در رسانه ها بیرون شده است، بیاندازید تا به عمق بحران نظام پوسیدۀ امپریالیسم امریکا بیشتر پی ببرید:
وزارت خزانه داری امریکا در تاریخ 17. 10. 2025 اعلام کرد که کسری بودجۀ این کشور درسال مالی 2025 م به 1775 ملیارد دالر رسیده است.
به تازگی اعلان شد که درچهارماه اول سال 2026 م این کسری بودجه به حدود 697 ملیارد دالر رسیده است که دراخیر سال به 2081 ملیارد دالر خواهد رسید. (منبع انترنیت)
خوانندگان ارجمند توجه کنند که بااین کسری بودجۀ متواتر، دولت ایالات متحد امریکا چند سال است که در افلاس کامل است؛ تا جائی که برای تأمین حقوق مامورین و مصرف اداراتش بودجه ندارد و باید هنوزهم قرض کند. ملیون ها انسان در داخل کشورش زیر خط فقر زندگی می کنند و از حد اقل بیمۀ درمانی و اجتماعی برخوردار نیستند، چنین دولت ورشکسته و رسوائی چرا باید ملیاردها دالر را به مسایل نظامی به مصرف برساند؟؟؟ فقط دلیلش انتقال بحران به بیرون، برای سرپوش گذاشتن بر رسوائی خود و جهانخواری و جنگ افروزی امپریالیسم است. وضعیت امریکا هم اکنون نسبتاً شبیه وضعیت اتحاد شوروی در آستانۀ سقوط است که احتمال چنان سرنوشتی نیز برایش می رود.
این کسری سرسام آور و وضعیت تکان دهندۀ اقتصادی – اجتماعی امپریالیسم ایالات متحده است که گردانندگان نظام خونخوار و ویرانگر امپریالیستی – صهیونیستی برای جبران آن جهان را به خون می کشند تا از طریق جنگ به تولید سلاح و فروش ملیارد دالری آن و غارت ثروت جهان برسند و نه تنها کسری شان را پوره کنند، بلکه جیب های شان را هم پر کنند. لذا ترامپ و دار و دستۀ هارش را به دزدی، آدم ربائی و غارت در ونزویلا می فرستند و بدتر ازآن به همدستی باند وحشی و خونریز نتانیاهو با لشکر و سپاه بیرحم و کودک کش و ویرانکن شان به ایران گسیل می کنند تا قتل و غارت کنند. هم اکنون ما شاهد تجاوز، وحشت، خونریزی و ویرانگری باندهای وحشی و خونخوار ترامپ – نیتانیاهو درایران هستیم که به گفتۀ خودشان با وحشیگری تمام میخواهند تمدن کهنی را نابود کنند که دیگر اثری ازآن نماند؟؟؟؟؟؟؟
کشورهای دیگرامپریالیستی هم وضع بهتری ازایالات متحدامریکا ندارند. امپریالیسم آلمان چنان دربحران سیاسی دست وپا می زند که خطر فروریزی ائتلاف حکومتی اش می رود. آنجا هم خطر رشد پوپولیست های فاشیست جامعه را تهدید می کند.
در اتریش برای ماست مالی بحران سرمایه، راستگرایان پوپولیست به حاکمیت رسیده اند و فاشیسم درحال احیاء شدن است. و…
نتیجه این که نظام غارتگر، خونریز و مکار سرمایه داری امپریالیستی درلجن جنگ وخونریزی و در گرداب رسوائی و نابودی غوطه وراست و به لگد محکم مردمی سازمان یافته نیاز است تا آن را برای همیش درآن گرداب فروکند و جهان از شرش رهائی یابد.
padarjan2026-04-18T05:49:13+00:00