عزت آهنگر

اولین شعر امسالم تقدیم حضورتان

          ایدۀ رهائی

خونِ خورشید عشق
هنوز در رگِ زمان جاری‌ست
و ما با دستانِ ظریفِ ایدهٔ رهایی
که آموخته‌است نور را به نوا آورد،
آیینهٔ حقیقت را صیقل می‌دهیم
و آزادی
از هجومِ خنجر کورِ
ذهنِ ذلت  بسوی رهایی
مسیر می پیماید
سرفرازانه قد می‌کشد
در معجزهٔ روشنِ هم‌آوایی
آن‌گاه که بودن
با شدن معنا می‌یابد،
بذرِ امید
در مزرعهٔ شور رهایی
با شعور آزادگی
به رویش جانانه می‌نشیند
و تاریخ را غنا می‌بخشد