ارسالی حزب کارایران(توفان)

این جنایت اولین جنایت طبقه بورژوازی ایران نیست، عادی‌سازی کارگرکشی در ایران

ادامه دارد

هنوز دقایقی از آغاز اولین روز پاییز نگذشته بود که انتشار خبر تأسف‌بار انفجار «معدن زغال سنگ معدنجوی طبس» ایران را در بهت و اندوه فرو برد. اخبار افزایش لحظه‌ای تعداد قربانیان از دقایق اولیه صبح آغاز شد. هر لحظه از تعداد مفقودین به تعداد کشته شده‌ها اضافه می‌شد، تا یکی از بزرگ‌ترین و تلخ‌ترین حوادث معدنی جهان رقم بخورد.

سال ۲۰۱۰ وقتی «معدن سن‌خوزه» فرو‌ ریخت و ۳۳ معدنچی جان باختند، عنوان بزرگ‌ترین فاجعه معدن را به آن دادند.در انفجار «معدن یورت» در سال ۱۳۹۶ هم ۴۴ نفر جان خود را از دست دادند.

حال در شب تلخ نخستین روز مهر ۱۴۰۳، آغاز سال تحصیلی، حادثه‌ای در طبس رخ داده که طبق چند روزنامه رسمی ایران تا لحظه کنونی۵۲ نفر جان باخته و ۲۴ تن مصدوم شده‌اند.

دلایل این فاجعه و فجایع مشابه‌ کدامند؟

گفته می‌شود نشت گاز حوالی ساعت ۲۱ شب گذشته در یکی از کارگاه‌های «شرکت زغال سنگ معدنجو طبس» موجب انفجار شد. «محمدعلی آخوندی»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان جنوبی در جمع خبرنگاران اظهار کرد:

«متأسفانه حادثه تلخی ساعت ۲۱ شب گذشته به دلیل تصاعد آنی گاز متان در محل یکی از تونل‌های معدن زغال‌سنگ شرکت معدنجو رخ داد که موجب انفجار شد. در زمان حادثه انفجار ۶۹ کارگر در بلوک سی و بی این معدن زغال‌سنگ در طبس مشغول کار بودند». مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان‌جنوبی با بیان اینکه انفجار در معدن به صورت آتش‌سوزی یا تخریب دیواره‌های شدید نبوده، تصریح کرد: «تصاعد گاز متان در تونل‌ها موجب خفگی نیروها در معدن زغال‌سنگ شده است. با توجه به غلظت گاز در تونل‌ها، که موجب انفجار در عمق ۲۵۰ متری به صورت ارتفاعی و ۷۰۰ متری به صورت مورب در معدن شده، امدادرسانی توسط هشت تیم تخصصی پنج نفره در حال انجام است».

واقعیت اما این است طی سال‌های اخیر خبرهای فراوانی از افزایش کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث محیط کار در ایران منتشر گردیده است. بخش بزرگی از این آمار به حوادث مرتبط با کارگران معادن برمی‌گردد. به عنوان مثال از حوادث «معدن ذغال سنگ یورت» در استان گلستان، که به قربانی شدن ۴٠ معدنچی و زخمی شدن بیش از هفتاد نفر از آنان انجامید و همچنین «معدن طزره دامغان» که ۶ نفر را به کام مرگ کشانید و اخیراً در خرداد ١۴٠٣، حادثه «معدن شازند اراک»، که به کشته شدن ۴ کارگر انجامید، می‌توان اشاره کرد. تنها با یک جستجوی ساده در فضای اینترنت می‌توان دریافت که به طور میانگین روزانه ۵ کارگر در اثر عدم پیش‌بینی‌های لازم در مورد ایمنی محیط کار جان خود را در ایران از دست می‌دهند. بی‌تردید این حوادث مسببین مشخصی دارند که در صورت پیگیری عادلانه و ضابطه‌مند قضائی حتا در چهارچوب قوانین متعارف بورژوائی قابل پیگیری و مجازات هستند. ولی آنچه از اهمیت بالاتری برخوردار است علت اصلی تکرار این فجایع و جنایت است که بطور مداوم تکرار می‌شود .

باید گفت ویرانی بزرگی، که هر روز و ساعت بر سر کارگران و علی‌الخصوص کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور، مثل معدنچی‌ها آوار می گردد، فرایند خصوصی‌سازی صنایع و معادن کشور است که به بهانه واهی بهره‌ور کردن این بخش دست مالکان و پیمانکاران خصوصی را برای هر بی بند و باری و بی‌مبالاتی در مورد ایمنی محیط کار کارگران باز گذاشته و جان آنها را بازیچه دست سرمایه‌سالاران بی‌وجدان قرار داده است. به بیان دیگر در شرایطی که اموال و سرمایه‌های عمومی کشور هر روز به بهانه‌های واهی پیش گفته تحت آیات مقدس فرامین نظام اقتصادی «بازار آزاد» به بهای اندک در اختیار طبقه‌ای مفت خور و منفعت‌طلب واگذار می‌شود، نباید انتظار داشت که جان کارگران ارزشی بیش از ماشین و ادوات تولید برایشان داشته باشد. چه بسا این به اصطلاح کارآفرینان ایثارگر، که از مهاجرت و خروج سرمایه‌های باد آورده‌شان چشم پوشیده‌اند و تمام توان و اراده خویش را در طبق اخلاص برای غارت منابع ملی پیش‌کش کرده‌اند، به مراتب ایمنی و نگهداری ماشین‌آلات را مقدم و ارجح از امنیت کارگران می‌دانند. رعایت نشدن موارد ایمنی به صورت مشخص از زبان کارگران یعنی نداشتن تهویه مناسب، اندازه‌گیری نکردن گاز متان در هر شیفت و نداشتن ابزار هشداردهنده و اهمال کارفرما.

آنچه که هفت سال پس از ریزش «معدن یورت» همزمان با تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶، در طبس رخ داد، مرگ‌بارترین واقعه در سالیان اخیر برای معدن‌کارانی است که بدون ابزار کار استاندارد به معادن ناایمن فرستاده می‌شوند. خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، که به خانه کارگر وابسته است، ۳۱ شهریور گزارش کرد فقط در شش ماه نخست سال ۱۴۰۳ دستکم ۶۴ معدن‌کار در «حوادث ناشی از کار» جان‌شان را از دست داده‌اند

سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، که سال ۱۳۸۴ از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران ابلاغ شد و به دنبال آن مجموعه‌ای از قوانین و بخشنامه‌ها تحت عنوان «بهبود فضای کسب و کار» و «موانع‌زدائی از کسب و کار» یا «تسهیل سرمایه‌گذاری» حملات ممتد به امنیت کارگران در سه دهه اخیر هستند .روند خصوصی‌سازی در معادن به روایت مقام‌های مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت به سرعت پیش رفته است. «رضا محتشمی‌پور»، معاون وقت وزیر صمت خرداد ۱۴۰۳ گفته بود:

«در حال حاضر کمتر از ۱۵۰ پروانه معدنی بخش دولتی، بیش از ۱۲۰۰ پروانه اکتشافی بخش خصوصی را داریم؛ یعنی شاید بیش از ۱۰ برابر در بخش خصوصی فعالیت‌های اکتشافی معدنی شکل گرفته است».

خصوصی‌سازی معادن با فروش معادن به بنیاد/بنگاه‌های وابسته به حکومت با کاهش نظارت یا همان بازرسی دو وزارتخانه مسئول، تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صنعت، معدن، تجارت همراه بوده است. مدیرکل بازرسی کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادعا کرده است که در سال ۱۴۰۲ بازرسان این وزارتخانه بیش از ۱۲ هزار و ۵۰۰ بازرسی از معادن انجام دادند. این ادعا اما با گزارش مرکز آمار با عنوان «وضعیت بهداشت و ایمنی معادن در حال بهره‌برداری کشور طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰» و فجایعی که در معادن رخ داده است، همخوان نیست. کارکشی در ایران، بویژه در معادن ایران، امری عادی شده است. طبق آمار رسمی کشور تعداد قربانیان معدن طی ١٢ سال به ۵٠٠ نفر رسیده است.

امروز بورژوازی مکار حاکم و حامیان حکومتی‌اش بیش‌تر سوگوار خسارات ماشین‌آلات بهره‌برداری هستند تا کارگران از دست رفته‌شان. در فرآیند اقتصادی، که سود اساس و مبنای همه چیز است و نه نیاز جامعه و بهره‌کشی از انسان مانند مبادله اشیا و کالاها بدیهی شمرده می‌شود، انتظاری بیش از این نباید داشت. کافی است نوع اظهارنظر برخی مقامات استانی و کشوری در این حوادث را بنگرید که مثلا چنین اتفاقاتی در معادن را معمولی قلمداد می‌کنند یا به گفته یکی از وزرا، که در یکی از این حوادث گفته بود جان باختگان همه بیمه بودند و جای هیچ نگرانی نیست، تا بوی تعفن اخلاق نئولیبرال‌شان مشمئز تان کند.

خبر جان دادن معدنچیان طبس جامعه را در غم و اندوه فرو برد و انعکاس گسترده‌ای در داخل و خارج داشته است. هیاهوی سران حکومتی و اشک تمساح‌شان برای جانباختگان معدن کسی را نمی‌فریبد و این فاجعه اخیر هم همانند بقیه حوادث مشابه به غبار فراموشی سپرده خواهد شد، ولی در حافظه تاریخی کارگران آگاه بر تلنباری از کینه انقلابی انباشته خواهد شد تا سوخت موتور محرک آگاهی بخشی و سازماندهی کارگران را فراهم آورد و با وحدت و تشکیلات مسببین این فاجعه را به گورستان تاریخ پرتاب کنند.

***