بحران و بربریت سرمایه داری جهانی!
بهرام رحمانی
با آغاز دور دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، در بزرگترین کشور غربی جهان و مهد سرمایهداری، هم گروهی از سرمایهداران قدرت را در دست گرفتند و هم تلاشهایی را برای برهم زدن نظم نوین تاکنون جهان آغاز کردند و به بحران سرمایهداری به ویژه در خود غرب، هرچه بیشتر دامن زدند.
اگر روزگاری برای سرمایهداری جهان و در راس هم آمریکا، پیمان نظامی ناتو و همکاری دولتهای غربی و در راس همه اتحادیه اروپا و همچنین دفاع از سازمان ملل، دادگاه بینالمللی لاهه، به رسیمت شناختن مرزهای بینالمللی، دفاع از حقوق بشر، محیط زیست، رعایت قوانین جنگی و بهطور کلی احترام به کنوانسیونهای بینالمللی مهم بود اکنون همه آنها، توسط دولت ترامپ بهشدت زیر سئوال رفتهاند و حتی برعلیه آنها مبارزه میکنند.
ترامپ با استفاده از شکاف میان وعدههای جهانیسازی و واقعیت زندگی مردم، رویکردی ضدجهانیسازی را پیش گرفت. او با رهبران اقتدارگرایی چون پوتین، شی و اردوغان در مسیر بازتعریف نقش رهبری جهان قرار گرفته است.
در چنین شرایطی است که گوردون براون، نخست وزیر اسبق انگلیس هشدار میدهد که نظم جهانی که پس از فروپاشی شوروی شکل گرفت، اکنون در حال فروپاشی است. اصولی مانند تجارت آزاد، حقوق بشر، دموکراسی و همکاری چندجانبه زیر سئوال رفتهاند و جای خود را به قدرتمحوری دادهاند.
براون پیشنهاد میدهد کشورهایی که هنوز به همکاری چندجانبه باور دارند، باید برای ساخت یک منشور جهانی جدید متحد شوند؛ منشوری که مانند منشور آتلانتیک در جنگ جهانی دوم، بر آزادیها و مسئولیتهای جهانی تاکید کند.
چند نمونه از شکاف طبقاتی و بربریت دولتهای سرمایهداری در ایران و جهان
*دو سال نسلکشی اسرائیل در غزه؛ قحطی، آوارگی و نابودی سیستماتیک
اسرائیل طی دو سال، با سیاست نابودی سیستماتیک از طریق محاصره، حملات گسترده و گرسنگی دادن عامدانه، راههای دسترسی مردم غزه به غذا، آب و کمکهای بشردوستانه را مسدود کرده است.
7 اکتبر 2025
در دو سال گذشته، اسرائیل در کنار حملات گسترده، با اعمال محاصره، تخریب زمینهای کشاورزی، قطع آب و برق، و جلوگیری از ورود غذا و کمکهای بشردوستانه، غزه را به مرز نابودی کشانده است. کارشناسان و نهادهای حقوق بشری میگویند این سیاست عامدانه گرسنگی دادن، به ابزاری برای جنگ و نسلکشی تبدیل شده است.
رامی عبده، رییس سازمان حقوق بشری یورومد مستقر در ژنو، میگوید: اسرائیل از طریق سیاست «استفاده از غذا و آب بهعنوان سلاح جنگ و ابزار نسلکشی»، قحطی را در غزه ایجاد کرده است.
مرگومیر فلسطینیها بر اثر گرسنگی و قحطی در غزه به حداقل ۴۶۰ نفر رسیده است که بیش از ۱۵۰ کودک در میان آنها هستند. یک کمیسیون تحقیق مستقل سازمان ملل نیز نتیجه گرفته است که اسرائیل در این منطقه مرتکب نسلکشی شده است.
عبده میگوید: اسرائیل آسیبپذیری که طی سالها ایجاد کرده بود را به یک سلاح نابودی تدریجی تبدیل کرده است.
ژنو
کارشناسان و گروههای حقوق بشری میگویند اسرائیل از طریق سیاست گرسنگی، قحطی را در غزه مهندسی کرده و هر تصمیم این کشور، فشار بر منابع غذایی را بیشتر کرده تا گرسنگی اجتنابناپذیر شود.
سازمان ملل در اواخر آگوست بهطور رسمی قحطی در غزه را اعلام کرد، تاییدی بر آنچه بسیاری از نهادهای ناظر و کارشناسان ماهها پیش هشدار داده بودند. یک ماه بعد، کمیسیون تحقیق مستقل سازمان ملل نتیجه گرفت که اسرائیل در غزه مرتکب نسلکشی شده است.
پس از آن، مقامات ارشد بشردوستانه، از جمله تام فلچر، معاون دبیر کل سازمان ملل متحد در امور بشردوستانه، بارها خواستار پایان دادن به «مانعتراشی سیستماتیک» اسرائیل در مسیر کمکهای حیاتی شدند؛ موضوعی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و دولتش آن را انکار میکنند.
رامی عبده میگوید: این سیاست جلوگیری از دسترسی به نیازهای اساسی برای زندگی انسانها، نشاندهنده نیت اسرائیل برای گرسنه نگه داشتن غزه و کشتار فلسطینیهاست.
او تاکید کرد: قحطی در غزه با دیگر قحطیها متفاوت است، چرا که نتیجه بلایای طبیعی یا فروپاشی اقتصادی به تنهایی نیست، بلکه سیاستی آگاهانه برای استفاده از غذا و آب بهعنوان سلاح جنگ و ابزار نسلکشی است.
عبده افزود که مقامات اسرائیلی از ابتدای حملات، این هدف خود را به صراحت اعلام کردهاند: طبق حقوق بینالملل بشردوستانه، استفاده از گرسنگی علیه غیرنظامیان یک جنایت جنگی است، اما در غزه این جنایت آشکار و عیان در حال انجام است.
آسیبپذیری مهندسیشده، سلاح نابودی تدریجی
اسرائیل امنیت غذایی غزه را مدتها قبل از اکتبر ۲۰۲۳ تخریب کرده بود. این کشور از سال ۲۰۰۶ محاصرهای اعمال کرد که کنترل تمام گذرگاههای مرزی را به اسرائیل واگذار میکرد و گاهی حتی کالری مجاز روزانه برای هر فلسطینی را محاسبه میکرد.
تا سال ۲۰۲۳، چهار نفر از هر پنج فلسطینی در غزه به کمکهای غذایی وابسته بودند، نرخ بیکاری جوانان حدود ۶۷ درصد بود و بیماریهای مرتبط با سوءتغذیه مانند کمخونی کسترش پیدا کرده بود. عبده گفت: این آسیبپذیری مهندسیشده باعث شد جامعه توانایی مقابله با هر اختلالی در کمکها را نداشته باشد.
او افزود: وقتی اسرائیل گذرگاهها را بست، هیچ جایگزین محلی یا ظرفیت تولیدی برای کاهش این شوک وجود نداشت. همزمان، اسرائیل زمینهای کشاورزی را بمباران و تخریب کرد و سبد غذایی غزه را نابود ساخت.
نقطه عطف در ۹ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که اسرائیل «محاصره کامل» غزه را اعلام کرد و دسترسی به غذا، آب، سوخت و برق را قطع نمود. واردات یکشبه متوقف شد، کاروانهای کمک در مرز متوقف شدند و کمبودها فوراً تشدید شد.
با مسدود شدن سوخت، نانواییها تعطیل شدند، پمپهای آب از کار افتادند و کامیونها از حرکت کردن باز ماندند. غذا قابل پخت، ذخیره یا توزیع نبود و آب آشامیدنی دردسترس نبود و گرسنگی با بیماری همراه شد.
عبده همچنین به تخریب زمینهای کشاورزی و ممنوعیت ماهیگیری اشاره کرد و آنها را بخشی از الگوی گسترده اسرائیل برای حذف منابع غذایی غزه دانست: اشغال، آسیبپذیری را که طی سالها ایجاد کرده بود، به سلاح نابودی تدریجی تبدیل کرد.
آوارگی اجباری، گرسنگی را تشدید میکند
دستورهای تخلیه اسرائیل و بمبارانهای مداوم، بارها موجب آوارگی جمعی شده و پناهگاهها را بیشازحد شلوغ کرده و منابع محدود را تحت فشار قرار داده است.
در حال حاضر، حدود ۲ میلیون فلسطینی در سراسر غزه آواره هستند. عبده گفت: ترک ناگهانی محل سکونت باعث شده است که اغلب مردم، دسترسی به مایحتاج ضروری نداشته باشند.
کودکان و زنان باردار بیشترین آسیب را دیدند. گرسنگی همراه با بیماری و کمبود آب آشامیدنی، بحرانی کامل در حقوق غذایی، بهداشتی و مسکن ایجاد کرد.
او افزود تا اوایل ۲۰۲۴، اسرائیل کمپین خود علیه اصلیترین نهاد بشردوستانه غزه، یعنی آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی(اونروا) را تشدید کرد.
تعلیق کمکهای مالی این نهاد را فلج کرد، انبارها بمباران شدند، کاروانها مسدود شدند و غارت گزارش شد.
اسرائیل از اوایل ۲۰۲۴ عملا کمک به شمال غزه را ممنوع کرد و پس از حملات اکتبر آن را شدیدتر نمود. در می ۲۰۲۴، بسته شدن گذرگاه رفح آخرین مسیر غزه به جهان خارج را بست.
یک سال بعد، در می ۲۰۲۵، اسرائیل با حمایت آمریکا، بنیاد بشردوستانه غزه(GHF) را برای نظارت بر کمکها راهاندازی کرد.
بیش از ۱۷۶۰ فلسطینی در تلاش برای رسیدن به غذا کشته شدهاند، که نزدیک به ۱۰۰۰ نفر آنها در اطراف سایتهای بنیاد بشردوستانه رخ داده است.
عبده گفت: ردگیری اقدامات و اظهارات اسرائیل، محاصره طولانی، بستن گذرگاهها، مسدود کردن کاروانها، هدفگیری انبارهای غذا، تخریب زمینهای کشاورزی، ممنوعیت ماهیگیری، تضعیف اونروا، غارت کمکها، حمله به غیرنظامیان برای دسترسی به غذا، حملات به پلیس و اسکورتهای امنیتی، دستورات تخلیه غیرقانونی مکرر و حتی ایجاد بنیاد بشردوستانه غزه، یک الگوی واضح را نشان میدهد. این آشفتگی تصادفی نیست، بلکه سیاستی مهندسیشده برای گرسنگی است.
قحطی اعلام شد، اما پاسخ مؤثر نبود
در ۲۲ آگوست، طبقهبندی یکپارچه مراحل امنیت غذایی(IPC) رسما قحطی را در بخشی از غزه اعلام کرد، به این معنا که سه شاخص بحرانی، محرومیت شدید غذایی، سوءتغذیه حاد و مرگومیر مرتبط با گرسنگی نقض شدهاند.
براساس گزارش وزارت بهداشت فلسطین در غزه، مرگ فلسطینیها مرتبط با گرسنگی و قحطی به حداقل ۴۶۰ نفر رسیده است که بیش از ۱۵۰ نفر کودک هستند. بحران رو به وخامت، یک نفر از هر پنج کودک در شهر غزه را دچار سوءتغذیه کرده و موارد روزبهروز افزایش مییابد.
عبده گفت: حتی پس از اعلام رسمی قحطی، هیچ اقدام موثری انجام نشده است. جامعه بینالمللی نتوانسته اسرائیل را مجبور کند که با حمایت آمریکا و اروپا همچنان قطعنامههای سازمان ملل را نقض میکند.
او افزود که اعلام قحطی بیشتر از جنبه قانونی و اخلاقی اهمیت دارد و زمینه را برای مسئولیتپذیری در برابر دادگاههای بینالمللی مانند دیوان کیفری بینالمللی(ICC) یا دادگاه بینالمللی دادگستری(ICJ) فراهم میکند.
عبده تأکید کرد: طبق حقوق بینالملل بشردوستانه، این گرسنگی عمدی یک جنایت جنگی است و با شواهد رو به افزایش از نیت و نتیجه، این اعمال به سطح نسلکشی میرسند.
کار چندانی انجام نشده است
در سپتامبر، کمیسیون تحقیق مستقل سازمان ملل درباره سرزمینهای فلسطینی اشغالی، از جمله قدس شرقی، نتیجه گرفت که اسرائیل در غزه مرتکب نسلکشی شده است.
پس از دو سال تحقیق، کمیسیون اعلام کرد مقامات و نیروهای امنیتی اسرائیل چهار مورد از پنج اقدام نسلکشی تعریفشده در کنوانسیون نسلکشی ۱۹۴۸، قتلعام، وارد آوردن آسیب جسمی یا روحی شدید، تحمیل شرایط زندگی به منظور نابودی فلسطینیها و جلوگیری از زاد و ولد را مرتکب شدهاند.
کمیسیون نتیجه گرفت: دولت اسرائیل مسئول عدم پیشگیری از نسلکشی، ارتکاب نسلکشی و عدم مجازات مرتکبان نسلکشی علیه فلسطینیها در غزه است.
بیانیه ۱۶ سپتامبر تأکید کرد: اسرائیل باید سیاست گرسنگی را پایان دهد، محاصره را لغو کند و دسترسی بدون مانع کمکهای بشردوستانه و تمامی کارکنان سازمان ملل، از جمله اونروا و دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و همه نهادهای بشردوستانه بینالمللی را تضمین کند.
عبده خاطرنشان کرد که این اعلامیه ارزش زیادی دارد اما نیازمند اراده برای اجراست: برچسبزدن اقدامات اسرائیل به نسلکشی باید تعهدات کنوانسیون نسلکشی ۱۹۴۸، از جمله پیشگیری و مجازات، را فعال کند که باید شامل فشار سیاسی و قانونی برای تضمین تحویل کمکها باشد.
*بازگشت اعدام به قوانین اسرائیل
پارلمان اسرائیل پیشنویس قانون بازگشت مجازات اعدام برای فلسطینیانی که به دلیل کشتن شهروندان اسرائیلی محکوم شدهاند را تصویب کرد
پارلمان اسرائیل، شب گذشته، پیشنویس قانونی را تصویب کرد که براساس آن، مجازات اعدام برای فلسطینیانی که به دلیل کشتن شهروندان اسرائیلی محکوم شدهاند، الزامی میشود. برخی از قانونگذاران اسرائیلی معتقدند که این اقدام میتواند مانع از انجام توافقهای آینده برای تبادل زندانیان شود.
11-11-2025
در رایگیری پارلمان اسرائیل که شامگاه دوشنبه دهم نوامبر 2025 انجام شد، پیشنویس لایحه اعمال مجازات اعدام برای فلسطینیانی که به دلیل کشتن شهروندان اسرائیلی محکوم شدهاند، با ۳۹ رأی موافق در برابر ۱۶ رأی مخالف(از مجموع ۱۲۰ نماینده) تصویب شد و به این ترتیب نخستین مرحله از چهار مرحله لازم برای تبدیل شدن به قانون را طی کرد.
ایتامار بنگویر، وزیر راستگرای افراطی امنیت داخلی اسرائیل، با این استدلال که اعمال مجازات اعدام میتواند از حملات مشابه حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، جلوگیری کند از همه احزاب سیاسی خواسته بود که از این لایحه که هدف آن ایجاد بازدارندگی در برابر «تروریسم عربی» است، حمایت کنند. او، پس از رای گیری اولیه، در بیانیهای گفت: «ما این گونه با تروریسم مبارزه می کنیم؛ این گونه است که بازدارندگی ایجاد میکنیم. پس از تصویب نهایی قانون، تروریستها تنها در جهنم آزاد خواهند شد.»
وزیر امنیت داخلی اسرائیل، پس از تصویب اولیه لایحه در پارلمان اسرائیل، میان همحزبیهای خود شیرینی پخش کرد. در غزه نیز پس از حمله اکتبر ۲۰۲۳، برخی از نیروهای فلسطینی میان مردم شیرینی توزیع کرده بودند.
تحریم رایگیری از سوی برخی احزاب
به گزارش رسانههای اسرائیلی، یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، اعلام کرده است که به این لایحه رای نخواهد داد.
این لایحه اکنون برای بررسی بیشتر به کمیسیون امنیت ملی پارلمان اسرائیل ارجاع داده میشود تا پیش از برگزاری دومین و سومین رایگیری، مورد بحث قرار گیرد. تصویب نهایی این لایحه هنوز قطعی نیست، چرا که چند حزب کلیدی اسرائیل در رأیگیری دوشنبه شرکت نکردهاند.
از سوی دیگر نیز سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) این رأیگیری را محکوم کرده و روحی فتوح، رییس شورای ملی فلسطین، این طرح را «جنایتی سیاسی، حقوقی و انسانی» خواند.
حماس هم این اقدام پارلمان اسرائیل را محکوم کرده است.
اسرائیل در سال ۱۹۵۴ مجازات اعدام را لغو کرد. از آن پس، تنها مورد اجرای حکم اعدام در این کشور، آدولف آیشمن، از طراحان اصلی هولوکاست نازی است که در سال ۱۹۶۲ پس از یک محاکمه غیرنظامی در اسرائیل اعدام شد.
اعمال مجازات اعدام به معنای پایان تبادل اسرا است
تسویکا فوگل، عضو حزب قدرت یهودی تحت رهبری بنگویر و رییس کمیسیون امنیت ملی پارلمان اسرائیل، کمیسیونی که قرار است این لایحه را مورد بررسی قرار دهد، عقیده دارد که اعمال مجازات اعدام به معنای پایان تبادل اسرا خواهد بود.
اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، صدها زندانی فلسطینی را در چارچوب توافقهایی در ازای آزادی گروگانهای اسرائیلی آزاد کرده است. از سوی دیگر نیز تا به اینجا، بیشتر گروگانها -به جز بقایای سه شهروند اسرائیلی و یک تبعه خارجی که هنوز در غزه باقی مانده است- به اسرائیل بازگردانده شدهاند.
سیاستمداران راستافراطی اسرائیل از جمله بنگویر، در جریان جنگ غزه، مخالفت آزادی زندانیان فلسطینی متهم به قتل اسرائیلیها بودند. در میان فلسطینیانی که آزاد شدهاند اما افرادی وجود دارند که به جرائم سنگینی از جمله قتل محکوم شده بودند. بسیاری نیز بدون محکومیت در بازداشت بودهاند.
یحیی سنوار، رهبر حماس و از طراحان اصلی حمله اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل، یکی از بیش از هزار زندانی فلسطینی بود که در سال ۲۰۱۱ در ازای آزادی یک سرباز اسرائیلی از غزه آزاد شد.
*درخواست بیش از دو هزار سال زندان برای شهردار سابق استانبول
۲۰ آبان ۱۴۰۴ – ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵
دادستانی استانبول برای ۴۰۲ نفر که ۱۰۵ نفرشان زندانی هستند کیفرخواست صادر کرده است. در این کیفرخواست که در جریان تحقیقات از شهرداری استانبول صادر شد، اکرم اماماوغلو «بنیانگذار و رهبر» سازمانی معرفی شده است که فعالیتهای «مجرمانه» انجام میدهد.
شهردار سابق استانبول به ۱۴۰ مورد تخلف متهم شده که به گزارش خبرگزاری آناتولی در مجموع میتواند تا دو هزار ۴۳۰ سال زندان داشته باشد. آقای اماماوغلو تمامی اتهامها را رد کرده است و حزب جمهوریخواه خلق او، اتهامها را سیاسی میداند.
این کیفرخواست به شعبه ۴۰ دادگاه کیفری عالی ارسال شده که دو هفته فرصت دارد تا آن را بپذیرد یا رد کند.
امام اوغلو در مارس ۲۰۲۵-اسفند ۱۴۰۳، بازداشت شد و از آن زمان زندانی است.
او در روز بازداشتش در ویدئویی گفت: «اراده مردم را نمیتوان خاموش کرد.»
او عضو ارشد حزب جمهوریخواه خلق، حزب مخالف، و رقیب سیاسی اصلی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، محسوب میشود.
از زمان بازداشت آقای امام اوغلو بیش از ۴۰۰ نفر، بیشتر از حزب جمهوریخواه خلق، با اتهامهای مشابه بازداشت شدهاند.
کمیسیون اروپا از مقامهای ترکیه خواست از آقای امام اوغلو «رفع اتهام» و او «آزاد» شود.
اتهامهای اکرم اماماوغلو بر اساس کیفرخواست
در کیفرخواست، برای ۱۴۲ اقدام مجرمانه درخواست مجازات شده است، از جمله:
رشوهخواری(۱۲ مورد)
پولشویی(۷ مورد)
کلاهبرداری از نهادهای عمومی(۷ مورد)
ضبط و انتشار اطلاعات شخصی(۴ مورد)
پنهان کردن مدارک جرم(۴ مورد)
مختل کردن ارتباطات
آسیب به اموال عمومی
دریافت رشوه(۴۷ مورد)
انتشار اطلاعات گمراهکننده (۹ مورد)
کلاهبرداری از نهادهای عمومی (۳۹ مورد)
پولشویی مجدد(۴ مورد)
تبانی در مناقصهها(۷۰ مورد)
آلودگی عمدی محیط زیست، نقض قوانین مالیاتی، جنگلداری و معدن
سایر متهمان
در کیفرخواست آمده است اکرم اماماوغلو به همراه شش نفر دیگر رهبران اصلی سازمانی هستند که این جرائم را مرتکب میشوند. ۹۲ نفر دیگر نیز عضو سازمان معرفی شدهاند. دادستانی مدعی است که این سازمان باعث زیان عمومی به مبلغ ۱۶۰ میلیارد لیر ترکیه(۲۴ میلیون دلار آمریکا) شده است.
شکایت از روزنامهنگاران
در این پرونده، برای چهار روزنامهنگار نیز اعلام جرم شده است و بر اساس شهادت شاهدانی که هویتشان فاش نشده مخفی پول دریافت کردهاند. گفته شده که مراد اونگون، مشاور اکرم اماماوغلو از طریق یکی از مظنونان به نام امره بغدادلی، به این روزنامهنگاران پرداختهایی کرده است.
این روزنامهنگاران همگی بهشدت این اتهامها را تکذیب کرده و بیاساس دانستهاند.
حزب جمهوریخواه خلق: جرم اماماوغلو نامزدی برای ریاستجمهوری است
اوزگور اوزل، رییس حزب جمهوریخواه خلق همزمان با اعلام کیفرخواست در نشست گروه پارلمانی حزب خود سخنرانی کرد. او اشاره مستقیمی به کیفرخواست نکرد اما اتهامهای آقای اماماوغلو را زیر سئوال برد:
«آیا ممکن است او مرتکب تقلب انتخاباتی شده باشد، مدرک جعلی داشته باشد، دزد، تروریست و جاسوس باشد، همه در یک زمان؟»
«اگر یکی از این کارها را با یک فرد بیگناه انجام دهید، ظلم بزرگی است اما اگر همه اینها را با یک نفر انجام دهید، جنایت بزرگی است… جرم او چیست؟ جرم او این است که برای ریاستجمهوری آینده این کشور نامزد شده است. او هیچ جرم دیگری ندارد.»
اوزل، همچنین گفت: «اگر امروز جلوی این نظام تاریک را نگیریم، فردای ترکیه چگونه خواهد بود؟ اگر نتوانیم جلویش را بگیریم، دیگر دستگاه قضا باقی نخواهد ماند که از حقوق شما دفاع کند.»
*«کار ما فقط کشتن است»؛ روایت یک کشتار بهدست شبهنظامیان سودان
نویسندهگان: مرلین توماس، مت مورفی و پیتر موای
بیبیسی – ۱۸ آبان ۱۴۰۴ – ۸ نوامبر ۲۰۲۵
هشدار: این گزارش حاوی توصیفاتی صریح و آزاردهنده از اعدامهاست
جنگجویان در حالیکه سوار بر پشت یک وانتاند و بهسوی خورشید در حال غروب سودان میرانند، با خنده از کنار ردیفی از ۹ جسد میگذرند.
یکی از آنها با هیجان فریاد میزند: «به کار ما نگاه کنید … ببینید، این نسلکشی است!»
او لبخند میزند، دوربین را بهسوی خود و همرزمانش میگرداند؛ نشانهای «نیروهای پشتیبانی سریع» بر لباسشان نمایان است و میگوید: «همهشان همینطور خواهند مرد.»
این افراد با شادی از کشتاری میگویند که مقامهای امدادی بر این باورند ماه گذشته در شهر فاشر سودان بیش از دوهزار نفر را به کام مرگ کشانده است. روز دوشنبه، دادگاه کیفری بینالمللی اعلام کرد در حال بررسی است که آیا نیروهای شبهنظامی مرتکب «جنایت جنگی» و «جنایت علیه بشریت» شدهاند یا نه.
شهر فاشر آخرین سنگر ارتش سودان در منطقه دارفور بود و به همین دلیل به هدف اصلی نیروهای پشتیبانی سریع تبدیل شد. پس از فروپاشی ائتلاف حاکم در سال ۲۰۲۳، جنگی ویرانگر میان دو طرف درگرفت.
برآورد میشود در دو سال گذشته بیش از صد و پنجاه هزار نفر در این درگیریها جان خود را از دست داده باشند و هر دو طرف به ارتکاب مجموعهای از جنایات جنگی متهماند. بسیاری از این جنایات پس از سقوط فاشر بار دیگر تکرار شد.
شهری جداافتاده از جهان
پس از نزدیک به دو سال محاصره، نیروهای پشتیبانی سریع از ماه اوت برای تثبیت مواضع خود و محاصره کامل غیرنظامیان باقیمانده وارد عمل شدند.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد نیروهای پشتیبانی سریع از مدتی پیش ساخت خاکریزی عظیم را در اطراف شهر فاشر آغاز کردهاند؛ دیواری از شن و ماسه که راههای دسترسی و مسیرهای امدادرسانی را بسته است. تا اوایل اکتبر، این حلقه بهطور کامل شهر را دربر گرفته بود و خاکریز کوچکتری نیز روستای مجاور را محاصره کرده بود.
با شدت گرفتن محاصره، در نوزدهم سپتامبر حمله نیروهای پشتیبانی سریع به یک مسجد جان ۷۸ نفر را گرفت و طبق اعلام سازمان ملل، در ماه اکتبر نیز ۵۳ نفر دیگر بر اثر حملات پهپادی و توپخانهای به اردوگاه آوارگان کشته شدند.
ویدیوهایی که به دست گروه راستیآزمایی بیبیسی رسیده، نشان میدهد نیروهای پشتیبانی سریع تلاش میکنند راه ورود غذا و اقلام ضروری به شهر را بهطور کامل مسدود کنند. در ماه اکتبر، تصاویری منتشر شد که مردی را نشان میداد که با دستها و پاهای بسته از پشت، با زنجیرهای فلزی وارونه از درختی آویزان بود. فردی که در حال فیلمبرداری بود، او را متهم میکرد که قصد داشته مواد غذایی را به داخل شهر محاصرهشده قاچاق کند.
او فریاد زد: «به خدا قسم تاوانش را پس میدهی!» و سپس از اسیر خواست برای نجات جانش التماس کند.
در همین حال، نیروهای پشتیبانی سریع وارد شهر شدند و درگیریهای سنگینی در خیابانها یکی پس از دیگری درگرفت.
تصاویری تکاندهنده و دلخراش نشان میدهند افراد غیرمسلح با شلیک گلوله کشته میشوند
با طلوع آفتاب در بیستوششم اکتبر، نیروهای پشتیبانی سریع آخرین مواضع ارتش را در هم شکستند و در پی عقبنشینی نیروهای نظامی، پایگاه اصلی شهر یعنی مقر لشکر ششم پیادهنظام را تصرف کردند.
در تصاویر ضبطشده، سربازانی دیده میشوند که با خنده در میان مقر تخلیهشده قدم میزنند و پرتابکننده نارنجک در دست دارند. چند ساعت بعد، عبدالرحیم دقلو، فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع و برادر محمد «حمیدتی» دقلو، رهبر این نیروها، در حال بازدید از همان پایگاه مشاهده شد.
نیروهای پشتیبانی سریع که از شبهنظامیان جنجوید منشا گرفتهاند، همان گروهی که میان سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ صدها هزار نفر را در دارفور به قتل رساند، سالهاست به ارتکاب جنایات علیه اقوام غیرعرب در سراسر سودان متهماند. ویدیوهای منتشرشده در اینترنت نشان میدهد جنگجویان این نیرو درصدد بودند خشونتی گسترده را علیه غیرنظامیان فاشر به راه اندازند.
پیش از آنکه نیروهای پشتیبانی سریع فاشر را تصرف کنند، ماهها هیچ خبر موثقی از شهر بیرون نمیآمد. اما تنها چند ساعت پس از فروپاشی ارتش، ویدیوهایی از جنایات این نیرو در اینترنت منتشر شد و سکوت سنگین شهر را شکست.
در میان ویدیوهای منتشرشده، یکی از دلخراشترین آنها که توسط گروه راستیآزمایی بیبیسی بررسی شده، صحنههای پس از یک کشتار را در ساختمان دانشگاهی در غرب شهر نشان میدهد و دهها جسد بیجان بر کف سالن دیده میشود.
پیرمردی با لباس سفید میان اجساد تنها نشسته بود. وقتی یکی از جنگجویان مسلح از پلهها پایین آمد، پیرمرد سرش را برگرداند و به او نگاه کرد. مهاجم سلاحش را بالا آورد و شلیک کرد و پیرمرد بیحرکت بر زمین افتاد. همرزمانش، بیاعتنا به اتفاقی که افتاده بود، متوجه تکان خوردن پای مرد دیگری میان اجساد شدند.
یکی از جنگجویان فریاد زد: «چرا این هنوز زنده است؟ به او شلیک کن.»
بر اساس گزارش آزمایشگاه تحقیقات بشردوستانه دانشگاه ییل، تصاویر ماهوارهای ثبتشده در بیستوششم اکتبر نشان میدهد که اعدامها در خیابانهای فاشر نیز صورت گرفته است.
کارشناسان ییل در تصاویر ماهوارهای «تودههای بزرگی» شناسایی کردند که به گفته آنها با اندازه بدن انسانهای بالغ همخوانی دارد و در تصاویر قبلی دیده نمیشد. آنها همچنین به «تغییر رنگهایی» اشاره کردند که بهگفته گزارش، احتمالا بر اثر لکههای خون انسان ایجاد شده است.
یکی از شاهدان عینی به بیبیسی گفت: «با چشم خودم دیدم که بسیاری از خویشاوندانمان قتلعام شدند. آنها را در یکجا جمع کردند و همه را کشتند.»
شاهد دیگری گفت دیده است که نیروهای پشتیبانی سریع «پس از شلیک به سینه زنی، وسایلش را برداشتند و جسدش را به کناری انداختند.»
در حالیکه نیروهای اصلی پشتیبانی سریع در شهر فاشر به تاختوتاز مشغول بودند، گروهی دیگر از جنگجویان در حاشیه شهر ماندند و تعدادی از اسیران غیرمسلح را بهطرزی بیرحمانه اعدام کردند.
بخش عمده این خشونتها در حدود هشت کیلومتری بیرون از فاشر روی داده است. ویدیوهای راستیآزماییشده دهها جسد با لباس غیرنظامی، از جمله چند زن، را در گودالی کنار خاکریز شنی ساختهشده توسط نیروهای پشتیبانی سریع نشان میدهند.
ویدیوهای دیگر صحنههایی از ویرانی گسترده را نشان میدهند؛ شعلههای آتش زبانه میکشد و لاشههای سوخته کامیونها سراسر منطقه را پوشانده است. ویدیوهای ضبطشده از محل همچنین اجسادی را میان خودروها نشان میدهد.
گروه راستیآزمایی بیبیسی پیشتر یکی از چهرههای اصلی این خشونتها را شناسایی کرده بود؛ فرماندهای از نیروهای پشتیبانی سریع که در فضای مجازی با نام ابولولو شناخته میشود. در دو ویدیو دیده میشود که او اسیران بیدفاع را اعدام میکند. یکی از شاهدان نیز به بیبیسی گفته بود او «به افرادش دستور داد چند غیرنظامی بیگناه، از جمله کودکان را بکشند.»
در یکی از ویدیوها، در حالیکه ابولولو آماده اعدام مردی زخمی میشود، سربازی از نیروهای پشتیبانی سریع میکوشد مانع شود و اسیر با صدایی لرزان التماس میکند: «میشناسمت… چند روز پیش صدایت زدم.»
ابو لولو با تکان دادن دستانش التماسهای مرد را رد کرد و گفت: «من هرگز رحم نخواهم کرد. کار ما فقط کشتن است.»
او بیاعتنا تفنگش را نشانه رفت و رگبار گلولههایش بدن مرد بیدفاع را شکافت.
در ویدیوی دیگری، ابولولو ۹ اسیر غیرمسلح را میکشد. چند روز بعد، تصاویر تازه نشان داد اجساد هنوز همانجا هستند؛ در یک ردیف، مثل صحنه اعدام، بر زمین غبارآلود دارفور افتادهاند.
بیشتر افرادی که در این کشتار دست داشتند، نشان نیروهای پشتیبانی سریع بر لباس خود داشتند؛ از جمله همان گروهی که بعدا این قتلعام را «نسلکشی» نامیدند و برایش شادی کردند.
فرماندهان نیروهای پشتیبانی سریع در تلاش برای مهار تبعات
در روزهای پس از کشتار، ژنرال محمد حمدان دقلو، رهبر نیروهای پشتیبانی سریع، اذعان کرد که نیروهایش مرتکب «تخلفاتی» شدهاند و وعده داد این وقایع بررسی شود. یکی از مقامات ارشد سازمان ملل نیز اعلام کرد نیروهای پشتیبانی سریع اطلاع دادهاند که چند نفر از اعضای خود را بهعنوان مظنون بازداشت کردهاند.
پس از انتشار گزارش گروه راستیآزمایی بیبیسی درباره قتلهای ابولولو، او نیز در میان بازداشتشدگان بود. در ویدیویی صحنهسازیشده و تدوینشده که نیروهای پشتیبانی سریع در حساب رسمی تلگرام خود منتشر کردند، او در حال انتقال به سلولی در زندانی در حومه فاشر دیده میشود.
در گزارشی که در چهارم نوامبر منتشر شد، گفته شده است تصاویر ماهوارهای «انتقال اجسامی که از نظر اندازه و شکل با پیکر انسان مطابقت داشتند» را از منطقهای در شمال خاکریز نیروهای پشتیبانی سریع نشان میدهد و در نزدیکی بیمارستان کودکان فاشر نیز چند گور دیده میشود.
در ۳۰ اکتبر، گروه راستیآزمایی بیبیسی اجسام سفیدرنگی را که در حیاط بیمارستان دیده میشدند بررسی کرد و طول آنها را بین ۱/۶۰ تا ۲ متر برآورد کرد؛ اندازهای نزدیک به قد یک فردِ بالغ و همخوان با ابعاد پیکری که در کفنهای رایجِ سودان پیچیده میشود.
در همین زمان، نیروهای پشتیبانی سریع و حسابهای وابسته به آن در شبکههای اجتماعی تلاش کردند روایت ماجرا را تغییر دهند و آن را به شکلی دیگر جلوه دهند.
برخی کاربران تصاویری منتشر کردند که در آن جنگجویان نیروهای پشتیبانی سریع در حال توزیع کمک میان غیرنظامیان دیده میشوند، و دفتر رسانهای نیروهای پشتیبانی سریع نیز ویدیوهایی منتشر کرد که بهظاهر رفتار انسانی آنها با اسیران ارتش را نشان میدهد.
با وجود کارزار رسانهای گسترده نیروهای پشتیبانی سریع در شبکههای اجتماعی، اقدامات آنها در فاشر موجی از خشم و انزجار جهانی برانگیخته است.
گروه راستیآزمایی بیبیسی با نیروهای پشتیبانی سریع تماس گرفت و به آنها فرصت داد به اتهامات مطرحشده در این تحقیق پاسخ دهند، اما این گروه پاسخی نداد.
*سرنوشت جنگ روسیه و اوکراین از نگاه تحلیلگران غربی
رسانه و اندیشکدههای غربی بر لزوم اقدام قاطع برای پایان جنگ در ۲۰۲۵ تاکید دارند اما تحلیلگران این رسانهها میگویند چالشهایی مانند کاهش حمایتها از اوکراین و پیشرویهای روسیه، چشمانداز پایان این رویارویی را مبهم ساخته است.
جنگ روسیه و اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲-اسفند ۱۴۰۰، آغاز شده، همچنان مهمترین صحنه منازعات نظامی در جهان به شمار میرود؛ البته در صورتی که آتش جنگ در خاورمیانه دوباره شعله نکشد و سیاستهای «دونالد ترامپ» در مناطق پیرامونی ایالات متحده منجر به درگیری تازهای نشود.
به گزارش خبرگزاریها، فرجام جنگ اوکراین از دید برخی سرنوشت رئیسجمهوری آمریکا و سودای نوبلخواهی او را مشخص خواهد کرد، نقشی حیاتی در اقتصاد انرژی اروپا خواهد داشت و در مناسبات قدرتهایی مانند آمریکا و چین نیز عنصری مهم محسوب میشود؛ همچنین مناسبات ایران با قدرتهای غربی از دید بسیاری از ناظران از سمتوسوی نهایی این جنگ تاثیر میپذیرد.
بهطور کلی باید گفت که این درگیری نه تنها مرزهای اروپا را تغییر داده، بلکه تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی، امنیت بینالمللی و وضعیت انسانی بر جای گذاشته است. بر اساس گزارشهای اخیر مراکز تحقیقاتی مانند «شورای روابط خارجی» (CFR)و «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی»CSIS))، این جنگ وارد مرحله جدیدی شده که در آن روسیه حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را اشغال کرده و پیشرویهای محدودی هم در سالهای اخیر داشته است.
پیامدهای اقتصادی جنگ روسیه و اوکراین
از منظر اقتصادی، جنگ روسیه-اوکراین زنجیرههای تأمین جهانی را به شدت مختل کرده و منجر به بحرانهای انرژی و غذایی شده است. روسیه و اوکراین به عنوان صادرکنندگان عمده غلات، کود و انرژی، نقش کلیدی در بازارهای جهانی ایفا میکنند.
بر اساس بررسی سیستماتیک تأثیرات جنگ بر زنجیرههای تأمین، این درگیری باعث افزایش قیمت مواد غذایی و انرژی در سطح جهان شده و تورم را در بسیاری از کشورها تشدید کرده است. برای مثال، تحریمهای غربی علیه روسیه منجر به افزایش نرخ بهره واقعی در روسیه شده که اکنون بالاترین نرخ در جهان است و اقتصاد غیرنظامی این کشور را به رکود کشانده است.
گزارش «رند» RAND نیز نشان میدهد که تا پاییز ۲۰۲۴، این جنگ میلیونها نفر را به فقر کشانده و اقتصاد اوکراین را فلج کرده، در حالی که اثرات آن بر کشورهای در حال توسعه، مانند افزایش هزینههای واردات غذا در آفریقا و آسیا، محسوس بوده است. تحلیل این وضعیت حاکی از آن است که ادامه جنگ میتواند رکود جهانی را عمیقتر کند، زیرا وابستگی به منابع روسی و اوکراینی، زنجیرههای تأمین را آسیبپذیرتر کرده و نیاز به تنوعبخشی منابع را ضروری ساخته است. در سناریوهای پیشبینیشده برای ۲۰۲۵، مانند گزارش «مکس سکوریتی» Max Security، مذاکرات آتشبس میتواند به کاهش این فشارها کمک کند، اما تشدید جنگ ممکن است به بحرانهای انرژی در اروپا منجر شود.
واکاوی آثار جنگ از منظر ژئوپلیتیک
از دیدگاه ژئوپلیتیکی، این جنگ روابط بین روسیه و غرب را به پایینترین سطح رسانده و ساختار امنیت اروپا را دگرگون کرده است. شورای روابط خارجی تأکید میکند که روسیه با اشغال بخشهایی از اوکراین، تنشها را در اروپا افزایش داده و ناتو را به تقویت نیروهای خود واداشته است.
گزارش CSIS نشان میدهد که روسیه در پاییز ۲۰۲۵ احساس برتری میکند، اما این وضع میتواند به تشدید رقابتهای جهانی منجر شود، بهویژه با دخالتهایی آسیایی مانند حمایت چین از روسیه. همچنین، گزارش RAND به تغییرات نظامی اشاره دارد؛ جایی که جنگ اوکراین درسهایی برای ارتشهای جهان داشته و منجر به افزایش بودجههای دفاعی در اروپا شده است.
تحلیل این پیامدها نشاندهنده یک جهان تقسیمشدهتر است، همانطور که گزارش ریسکهای جهانی ۲۰۲۵ مجمع جهانی اقتصاد توصیف میکند: جنگ اوکراین یکی از عوامل اصلی افزایش شکافهای جهانی است و میتواند به درگیریهای جدید در آسیا یا خاورمیانه منجر شود. در بعد آسیایی، گزارشهای تخصصی انتشار یافته که میگوید که این جنگ به یک مبارزه جهانی تبدیل شده و تأثیرات آن بر آسیا، مانند تغییرات در تجارت و امنیت، عمیق است. این تغییرات ژئوپلیتیکی تاکید میکنند که جنگ تنها یک مساله منطقهای نیست، بلکه توازن قدرت جهانی را مختل کرده و نیاز به دیپلماسی چندجانبه را افزایش داده است.
پیامدهای انسانی
پیامدهای انسانی این جنگ، میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. گزارشهای شورای اروپا نشان میدهد که میلیونها پناهنده اوکراینی به کشورهای همسایه گریختهاند و ویرانی زیرساختها، مانند بیمارستانها و مدارس، نسلهای آینده را تهدید میکند.
جنگ میلیونها نفر را به فقر کشانده و اقتصاد اوکراین را نابود کرده، در حالی که اثرات روانی و اجتماعی آن بر جمعیت غیرنظامی عمیق است. تحلیل این وضعیت حاکی از آن است که ادامه درگیری میتواند به بحرانهای بشردوستانه بزرگتر منجر شود، مانند کمبود غذا در مناطق اشغالی یا افزایش مرگومیر غیرنظامیان. گزارش CSIS به حفظ روحیه روسی اشاره دارد، اما این در مقابل رنج انسانی اوکراین قرار میگیرد و نشاندهنده عدم تعادل در هزینههای انسانی است.در سطح جهانی، این جنگ به افزایش مهاجرت و تنشهای اجتماعی در اروپا منجر شده و نیاز به کمکهای بینالمللی را ضروری ساخته است.
جنگی که باید پایان یابد!
پایان این جنگ از نگاه اغلب اندیشکدههای غربی، اهمیت حیاتی دارد زیرا از تشدید درگیریهای جهانی جلوگیری میکند و رنج انسانی را کاهش میدهد؛ پایان جنگ میتواند ثبات اقتصادی را بازگرداند، زنجیرههای تأمین را احیا کند و اجازه بازسازی اوکراین را بدهد. از سوی دیگر، ادامه جنگ میتواند رکود جهانی را عمیقتر کند و ریسکهای ژئوپلیتیکی را افزایش دهد.
بر اساس گزارش این اندیشکدهها، پایان جنگ نه تنها برای اوکراین حیاتی است، بلکه برای جهان ضرورت دارد زیرا میتواند به کاهش تنشهای روسیه-غرب کمک کند و منابع را به سمت چالشهای دیگر مانند تغییرات آبوهوایی هدایت کند. گزارش «موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک» IISS اشاره میکند که اقتصاد روسیه در حال تضعیف است و این میتواند فرصتی برای مذاکرات باشد اما بدون اقدام فوری، جنگ وارد فاز جدیدی از فرسایش خواهد شد.
مشخصا جنگ روسیه علیه اوکراین پیامدهای چندبعدی بر جهان گذاشته که از اختلال اقتصادی تا تغییرات ژئوپلیتیکی و بحرانهای انسانی را شامل میشود. تحلیل این تأثیرات بر اساس گزارشهای ۲۰۲۵ نشان میدهد که ادامه جنگ جهان را به سمت تقسیمات بیشتر سوق میدهد، در حالی که پایان آن میتواند به صلح پایدار و بازسازی کمک کند. سیاستگذاران جهانی باید بر دیپلماسی تمرکز کنند تا از تکرار چنین بحرانهایی جلوگیری شود.
در سه ماه گذشته(از ژوئیه تا اکتبر ۲۰۲۵)، با تشدید پیشرویهای روسیه در شرق اوکراین، کاهش تدریجی حمایتهای نظامی غرب و تغییرات سیاسی کلیدی مانند بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، رسانهها و اندیشکدههای غربی از «سی ان ان» و «بی بی سی» گرفته تا «چتم هاوس» به طور گستردهای به بررسی سناریوهای پایان جنگ روسیه و اوکراین پرداختهاند. تحلیل رسانهها و اتاقهای فکر غربی اغلب بر چالشهای نظامی کییف، مانند کمبود نیرو و تجهیزات، تمرکز دارند و همزمان به نقش دیپلماسی، به ویژه پیشنهادهای ترامپ برای تقسیم مناطق اشغالی، اشاره میکنند. با وجود خوشبینی اولیه به مذاکرات، کارشناسان هشدار میدهند که جنگ ممکن است به درگیری طولانیمدت یا یخزده تبدیل شود، در حالی که سناریوهای پیروزی قاطع برای هر طرف کمتر محتمل بهنظر میرسد.
از دید برخی تحلیلگران غربی، شرایط فعلی نشاندهنده یک جنگ فرسایشی است که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شده و اکنون وارد چهارمین سال خود میشود. روسیه پیشرفتهای محدودی در دونباس داشته و حدود ۲۸ کیلومتر مربع را در هفتههای اخیر تصرف کرده، که این وضع شانس مذاکره را کاهش میدهد. ارتش اوکراین با کمبود شدید سرباز مواجه است و گزارشها از دشواریهای تامین نیروهای خط مقدم حکایت دارند. همزمان، ترامپ به عنوان عامل کلیدی ظاهر شده و پیشنهادهایی مانند واگذاری بخشی از دونباس به روسیه را مطرح کرده، که این ایدهها با مخالفت شدید «ولودیمیر زلنسکی» همراه بوده است. البته روسیه تحت هدایت «ولادیمیر پوتین» هم با هزینههای اقتصادی سنگین روبهرو است اما حمایت از چین و کره شمالی به مسکو کمک میکند، در حالی که اوکراین به کمکهای اروپا وابسته است. این دینامیکها سناریوهای پایان جنگ را پیچیدهتر کرده و نیاز به دیپلماسی فوری را برجسته میسازد.
سناریوهای اصلی پایان جنگ
رسانههای غربی معمولا چهار تا پنج سناریو اصلی را برای پایان جنگ ترسیم کردهاند، که بر اساس عوامل نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی طبقهبندی میشوند. این سناریوها عدم اطمینان فزاینده را نشان میدهند و بر لزوم اقدام سریع تاکید دارند. چتم هاوس چهار سناریو کلیدی را توصیف کرده است: «جنگ طولانی»، «درگیری یخزده»، «پیروزی اوکراین» و «پیروزی روسیه». سیانان نیز چند گزینه احتمالی را بررسی کرده، از جمله آتشبس بدون شرط توسط پوتین یا فاجعه برای روسیه.
۱– مذاکرات و آتشبس موقت: این سناریو پرطرفدارترین گزینه در رسانهها است و اغلب به عنوان راهی برای توقف فوری خونریزی توصیف میشود. سیانان چنین تحلیل میکند که پوتین ممکن است با آتشبس بدون شرط موافقت کند یا مذاکرات پراگماتیک (عملگرایانه) برای تثبیت دستاوردهای روسیه تا زمستان پیش برود.
بیبیسی در گزارشی درباره نقشه جبههها تأکید میکند که بحث درباره مرزها تنها پس از توقف کامل درگیریها و تضمین امنیت اوکراین ممکن است، در حالی که پوتین کنترل کامل بر مناطق اشغالی مانند دونباس را مطالبه میکند. چتم هاوس این را بخشی از پیروزی اوکراین میداند؛ جایی که روسیه از تمام مناطق اشغالی عقبنشینی کند، اما هشدار میدهد که کاهش حمایت آمریکا در اوایل ۲۰۲۵ میتواند به پیروزی روسیه منجر شود. برخی هم به سناریوهای روزنامه «ال موندو» اشاره کردهاند؛ جایی که ترامپ ممکن است «صلح تحمیلی» اعمال کند، اما این امر بعید است زیرا جنگ برای روسیه، «تنازعی وجودی» تلقی میشود. این سناریو نیازمند فشار دیپلماتیک قوی است و میتواند به توافق موقتی منجر شود، اما بدون تضمینهای امنیتی، پایدار نخواهد بود.
۲– جنگ یخزده یا درگیری طولانیمدت: این گزینه به عنوان محتملترین سناریو در نظر گرفته میشود و اغلب با وضعیت شبهجزیره کره مقایسه میگردد. CSIS پیشبینی کرده که جنگ به زودی پایان نمییابد و حمایت نظامی آمریکا کاهش خواهد یافت، که میتواند به وضعیتی شبیه به تقسیم کره منجر شود.
چتم هاوس جنگ طولانی را سناریویی توصیف کرده که در آن درگیری ادامه مییابد بدون پیشرفت عمده و درگیری یخزده را حالتی میداند که بدون توافق رسمی، جنگ متوقف شود اما تنشها باقی بماند.
بیبیسی در گزارشی درباره پایان جنگ در ۲۰۲۵، اشاره میکند که ترامپ ممکن است نقش کلیدی ایفا کند اما پوتین پیشنهاد حضور نیروهای غربی را رد کرده است. گاردین نیز نگرانی از «سطوح جدید رنج برای سربازان اوکراین» را برجسته کرده و هشدار میدهد که بدون پیشرفت دیپلماتیک، جنگ میتواند سالها ادامه یابد و هزینههای انسانی را افزایش دهد. برخی می گویند که جنگ تا ۲۰۲۶ ادامه مییابد زیرا هر دو طرف منابع خود را تخلیه میکنند اما حمایت خارجی ادامه دارد. این سناریو میتواند به ثبات نسبی منجر شود، اما خطر شعلهور شدن مجدد را حفظ میکند.
۳– پیروزی روسیه و شکست اوکراین: رسانهها به برتری نظامی روسیه اشاره دارند و این سناریو را در صورت قطع حمایت غرب محتمل میدانند. چتم هاوس شکست اوکراین را حالتی توصیف کرده که در آن حمایت غرب قطع شود و روسیه کنترل بیشتری به دست آورد. سیانان این را فاجعه برای اوکراین و ناتو میداند؛ جایی که شکاف در اتحاد غربی اجازه بهبود روابط آمریکا-روسیه را میدهد و کییف را تنها میگذارد.
گاردین گزارش میدهد که ترامپ ممکن است اوکراین را به واگذاری مناطق اشغالی ترغیب کند، در حالی که زلنسکی این ایده را رد کرده است. بی بی سی نیز به نقش هوش مصنوعی در جنگ پرداخته و هشدار میدهد که این فناوری میتواند تعادل را به نفع روسیه تغییر دهد اگر تصمیمگیری انسانی کاهش یابد.
در این میان، برخی تحلیلگران میگویند اوکراین ممکن است بخشی از خاک خود را از دست بدهد اما به عنوان یک کشور قویتر باقی بماند. این سناریو میتواند به تغییرات ژئوپلیتیکی عمده منجر شود، مانند تضعیف ناتو.
۴ –پیروزی اوکراین و شکست روسیه: این سناریو کمتر محتمل است اما همچنان بررسی میشود. سیانان آن را تکرار اشتباه شوروی در افغانستان میداند، جایی که روسیه با از دست دادن هزاران سرباز و تحریمهای اقتصادی شکست میخورد. چتم هاوس پیروزی اوکراین را عقبنشینی کامل روسیه توصیف کرده، اما تأکید دارد که این امر نیازمند حمایت مداوم غرب است. گاردین ترامپ را مایه امید برای فعالان صلح میداند، اما انتقاد میکند که سیاستهای غربی در ناتو و اتحادیه اروپا گم شده است.
جمعبندی
از دید تحلیلگران رسانهها و موسسات تحلیلی غربی، عوامل خارجی نقش تعیینکنندهای در سرنوشت جنگ دارند و اغلب بر نقش ترامپ و حمایت غرب تمرکز میکنند. ترامپ پیشنهاد کرده جنگ با توقف در مرزهای فعلی پایان یابد، اما زلنسکی آماده مذاکرات است و پیشنهاد تبادل تسلیحات را مطرح کرده است.
CSIS به مسئله برتری هوایی اشاره کرده و درسهایی از جنگهای دیگر را بررسی میکند؛ جایی که از دید این رسانه، اوکراین در دفاع هوایی موفقتر بوده است.
گاردین گزارش میدهد که در نشستهای بازسازی، بیش از یک سوم هزینهها ممکن است بر عهده روسیه باشد، اگر اوکراین خاکی واگذار کند. در پلتفرم X، بحثها نشان میدهد که هر دو طرف هزینههای بالایی پرداخت میکنند و ترامپ ممکن است فشار بیاورد، اما سناریوهایی مانند گسترش جنگ به ناتو نیز مطرح است. نقش اروپا نیز کلیدی است؛ برای مثال، آلمان و فرانسه بر تحریمهای بیشتر علیه روسیه تأکید دارند. علاوه بر این، حمایت از چین و کره شمالی به روسیه کمک میکند، در حالی که کاهش احتمالی کمکهای آمریکا میتواند تعادل را تغییر دهد.
پیامدهای جنگ اما فراتر از میدان نبرد است. از نظر اقتصادی، روسیه با فروپاشی احتمالی اقتصاد جنگی روبرو است، اوکراین نیز با هزینههای بازسازی عظیم مواجه است، که میتواند دههها طول بکشد. از دیدگاه انسانی، هزاران غیرنظامی و سرباز کشته شدهاند و مهاجرت گسترده ادامه دارد. سناریوی جنگ یخزده میتواند به ثبات نسبی منجر شود، اما خطر تشدید، مانند گسترش به کشورهای ناتو، وجود دارد. همچنین، تأثیر بر امنیت جهانی، مانند مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی، میتواند روابط بینالملل را تغییر دهد. کارشناسان چتم هاوس هشدار میدهند که بدون توافق پایدار، اروپا با بحران انرژی و مهاجرت روبهرو خواهد شد.
در مجموع، رسانههای غربی بر لزوم اقدام قاطع برای پایان جنگ در ۲۰۲۵ تأکید دارند اما تحلیلگران این رسانهها میگویند چالشهایی مانند کاهش حمایتها از اوکراین و پیشرویهای روسیه چشمانداز را پرابهام کرده است.
در این میان، سناریوی جنگ یخزده محتملترین گزینه است که میتواند به ثبات نسبی منجر شود اما صلح پایدار را تضمین نمیکند. همچنین، پیامدهای اقتصادی برای اروپا و روسیه سنگین خواهد بود و نقش ترامپ هم در سرنوشت جنگ کلیدی است، هرچند پیشنهادهای او مانند تقسیم دونباس با مخالفت روبرو است.
کارشناسان غربی توصیه میکنند که غرب حمایت خود را افزایش دهد تا از شکست اوکراین جلوگیری شود، در حالی که مذاکرات باید بر امنیت بلندمدت تمرکز کنند. این تحلیلها نشاندهنده پیچیدگی جنگ است و نیاز به دیپلماسی فوری را برجسته میکنند. به گفته آنان، در نهایت، پایان جنگ نیازمند اراده سیاسی مشترک است تا از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری شود.
منابع:
Chatham House: Four scenarios for the end of the war in Ukraine
Chatham House: Ending the Russo-Ukrainian war: scenarios and consequences
BBC: The endgame in Ukraine: How the war could come to a close in 2025
CSIS: Russia’s War in Ukraine: The Next Chapter
CNN: Five ways the Russia-Ukraine war could end
Bloomberg: Trump’s Ukraine Plans Mean a $3 Trillion Bill for European Allies
CNN: How not to end a war: 3 lessons from the last time Ukraine and Russia agreed a ceasefire deal
BBC: Ukraine: How might the war end? Five scenarios
* پسرفت آشکار در مبارزه برای حقوق برابر برای دختران و زنان
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد از گامهای پسرفت آشکار در مبارزه برای حقوق برابر برای دختران و زنان شکایت کرد. گوترش روز دوشنبه ۶ مارس 2025-۱۵-اسفند 1403- در آغاز نشست کمیسیون سازمان ملل متحد درباره برابری حقوق زنان گفت که حقوق زنان در سراسر جهان «محدود، تهدید و نقض میشود.» وی افزود، اگر این روند ادامه یابد، برابری زن و مرد تنها در ۳۰۰ سال آینده محقق خواهد شد.
گوترش گفت، دستاوردهای حاصل از چندین دهه در حال محو و نابودی است، زیرا «پدرسالاری آن را زیر ضربات خود گرفته است.» وی بهعنوان مثال، به افغانستان اشاره کرد که در آن زنان و دختران از حیات عمومی حذف شدهاند. در بسیاری از کشورها، حقوق زنان در زمینه تعیین اختیار جنسی خود و تولید مثل روند معکوس پیدا کرده است.
دختران در مسیر رفتن به مدرسه در مکانهای متعددی در معرض خطر ربوده شدن و حمله قرار گرفتهاند. افسران پلیسی وجود دارند که خود در کمین زنان قرار میگیرند، در حالی که قاعدتا باید از آنها محافظت کنند. گوترش گفت: «از اوکراین تا ساحل عاج، زنان و دختران بیشترین ضربه را در بحرانها و درگیریها میبینند.»
دبیرکل سازمان ملل متحد گفت، علاوه بر این، مرگ و میر مادران رو به افزایش است. پیامدهای کرونا دختران را به تن دادن به ازدواج اجباری کشاند و آنها از تحصیل دور کرد و مادران و سرپرستان را مجبور کرد تا دست از کار بکشند.
گوترش گفت که این موضوع از مسائل حاد کنونی است، بهویژه به این دلیل که دختران و زنان، در حالی که فناوری رو به توسعه فزاینده گذاشته است، به عقب رانده شدهاند.
او گفت: «سه میلیارد نفر هنوز به اینترنت متصل نیستند که اکثریت آنها را زنان و دختران کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهند و در کشورهای کمتر توسعهیافته تنها ۱۹درصد زنان آنلاین هستند. در سطح جهان، دختران و زنان تنها یک سوم دانشجویان علوم تجربی، فناوری، مهندسی و ریاضی را تشکیل میدهند.»
علاوه بر فرصتهای آموزشی و شغلی بیشتر و افزایش حقوق برای زنان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، همچنین به یک محیط دیجیتال امن نیز مورد نیاز است که اطلاعات نادرست زنستیزانه و «ترول جنسیتی» در رسانههای اجتماعی را از بین ببرد.
سیما باهوس، مدیر اجرایی سازمان ملل متحد برای برابری و توانمندسازی زنان، گفت که خلاء دیجیتال به چهره جدید نابرابری جنسیتی تبدیل شده است. سال گذشته ۲۵۹ میلیون مرد بیشتر از زنان آنلاین بودند.
باهوس، همچنین به نظرسنجی از روزنامهنگاران زن از ۱۲۵ کشور جهان اشاره کرد که بر اساس آن سهچهارم آنها در جریان کار خود در فضای مجازی مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند. یکسوم از پاسخدهندگان در واکنش به آزار و اذیتهای آنلاینی، کار خود را محدود کردهاند.
در افغانستان، زنانی که نظرات خود را در یوتیوب و وبلاگها بیان میکردند، دیدند که طالبان درهای خانههایشان را علامتگذاری میکنند. بسیاری به دلیل نگرانی از امنیت خود از کشور گریختهاند. در ایران، بسیاری از زنان به دلیل شرکت در کمپینهای آنلاین هدف حکومت قرار گرفتهاند.
این مقام سازمان ملل گفت چالش در این است که باید نهادها و کلیشههای مضر جنسیتی پیرامون فناوری و نوآوری را که باعث شده زنان و دختران به حاشیه رانده شوند ترمیم و اصلاح کرد.
ووو ….
نتیجهگیری
آنچه که در بالا بهطور مختصر از اوضاع کنونی جهان گفته شد به وضوع نشاندهنده این واقعیت است که سرمایهداری در استثمار بشر، حتی از نسلکشی و راهانداختن جنگهای هولناک با سلاحهای کشتار جمعی نیز ابایی ندارد. در واقع تعرض دولتهای سرمایهداری و در راس همه کشورهای پیشرفته جهان به دستاوردهای تاکنونی بشر، پایانی ندارد مگر آنها جنبشهای اجتماعی و همه نیروها و مردم آزادیخواه و برابریطلبانه جهان در مقابل این حملات وحشیانه اقلیتی سرمایهدار و دولتهای آنها بایستند و آلترناتیو انسانی خود را در مقابل بربریت و وحشیگری آنها قرار دهند.
فعالین و رهبران عملی و نظری کارگران در مقالات، تجمعات، اول ماه مهها، 8 مارسها و سایر مراسمهای جهانی خود، با قطعنامهها، سخنرانیها و میزگردها و غیره خود، خواستهها و مطالبات کارگران، زنان، بیکاران، فقرا، جوانان، کودکان و بازنشستگان را بارها و بارها با صدای بلند اعلام کنند و برای پیشبرد اهداف و برنامههای خود سازماندهی و برنامهریزی داشته باشند. در دهههای اخیر، بسیاری از مطالبات زنان و کارگران در ایران و جهان نه تنها تحقق نیافته و روی هم انباشته شده، بلکه عقب هم رفته است. مسایلی همچون کار کودک، آپارتاید جنسی و مردسالاری در محیطهای کاری، دستمزدها متناسب با تورم و گرانی واقعی، پرداخت حقوق و مزایای معوقه کارگران، لغو قراردادهای موقت و سفید امضاء، تامین امنیت شغلی کارگران و جلوگیری از اخراج و بیکارسازی آنان، برخورداری از بیمههای اجتماعی، داشتن حق اعتصاب، آزادی بیان، قلم، نشر، تجمع، تشکل، راه پیمایی، حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری توسط خود کارگران و بدون دخالت دولتی، تعطیلی و به رسمیت شناختن اول ماه مه و 8 مارس روز جهانی زن، آزادی همه زندانیان سیاسی-اجتماعی، دفاع از مهاجران و پناهندگان و…، همه و همه معضل امروزی جهان بشری است.
طبقه کارگر و همه جنبشهای متحد آن، همچون جبش زنان، دانشجویان و جوانان، بازنشستگان، بیکاران، محیط زیست، مردم تحت ستم، همجنسگرایان و …، تنها طبقه انقلابی برابریطلب و آزادیخواه و عدالتجو است که با تمام قدرت خواهان پایان دادن به هرگونه ستم و نابرابری در جامعه و استثمار انسان از انسان است. طبقهای که در طول تاریخ سیستم سرمایهداری، همواره مورد ستم و استثمار قرار گرفته اگر به قدرت برسد قطعا ظلم و ستم و تبعیض و نابرابری را از جامعه ریشهکن خواهد کرد. از اینرو، طبیعیست که در شرایط کنونی، اولویت هر جریان و فعال سیاسی انسان دوست و چپ و کمونیست، باید تقویت جنبش کارگری باشد. زیرا هر درجه ای که این طبقه بتواند مطالبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خود را بر سرمایهداران و حاکمیت تحمیل کند به همان نسبت نیز زمینه اعتراضی و اجتماعی برای طرح مطالبات دیگر اقشار جامعه فراهم میگردد. در واقع، طبقه کارگر با رهایی خود، کل جامعه بشری را از قید و بند و ستم و سرکوب و استثمار سرمایهداری و حکومتهای سرمایهداری رها میکند.
نتیجه نهایی؛ آنکه با تضعیف و زوال مولفههای قدرت آمریکا، بهزودی چیزی بهنام نظم نوین باقی نخواهد ماند و دنیا اساس دیگری در تقسیمبندی قدرتهای جهانی و منطقهای را تجربه خواهد کرد.
بحران سرمایهداری جهان امروز تا زمانی که حاکمان جهان همچنان از دستورات امپریالیسم و روابط و مناسبات سرمایهداری پیروی میکنند از بین نخواهد رفت. تودههای کارگر باید سازماندهی شوند تا گامبهگام بتوانند مطالبات خود را بر سرمایهداری و حاکمان حامی سرمایه تحمیل کنند و زمینه را برای شکست قطعی آنها فراهم سازند و سیستم مورد دلخواه آزاد و برابر و انسانی خود را بهوجود بیاورند که در آن منابع جهان برای بهبود زندگی مردم آن مورد استفاده قرار گیرد. محیط زیست از تعرضات ویرانگر سرمایهداری رها شود. برای تحقق چنین استراتژی مهم، تنها یک بدیل سیاسی مبتنی بر طبقه کارگر و بر پایه اصول سوسیالیستی است و میتواند تضمین کند که منابع، تحت کنترل و مدیریت کارگران، بهنفع همه مردم جهان به کار گرفته شود؛ بهعنوان بخشی ارزشمند و حیاتی از جهانی سوسیالیستی. این مسیر، راه رشد و توسعه واقعی و رهایی از خشونت و جنگ و زنجیرهای استثمار سرمایهداری است.
مبارزه آگاهی و منسجم و سازماندهی شده تودههای کارگر زن و مرد، پیر و جوان طبقه کارگر و سایر جنبشهای آزادیخواه و حقطلب در سراسر جهان زمینه مناسبی را فراهم خواهند کرد تا در ادمه مبارزه پیگیر خود، رهبری و برنامهای و خوسازماندهی را برای سرنگونی دولتهای سرمایهداری سازماندهی کنند و آینده بهتری برای خود و همه بشریت و سایر موجودات زنده و طبیعت بسازند. این یک بحث ارادهگرایانه و یا صرفا آکادمیک و تئوریک نیست، بلکه یک ضرورت تاریخی بشر است! همانند دورانهای گذشته، پایان یک دوره تاریخی و آغاز یک دوره نوین است. همانند پایان دوره برداداری، فئودالی و اکنون نیز سرمایهداری و ورود به یک دوران نوین بدون ستم و تبعیض، استثمار و جنگ و… آیندهای که کل بشریت از زنجیرهای سیاستهای ریاضتی و نئولیبرالی، رها شود و جامعهای آزاد و برابر، بدون تبعیض و استثمار بهوجود آورد تا مردم جهان در فضایی دوستانه، همبسته، یک زندگی بهتر، شاد و بدون دغدغه کار و معیشت در آرامش و مسالمتآمیز داشته باشند. کار نه از روی اجبار و سیرکردن شکم و تامین زندگی روزانه خود و خانواده، بلکه بهمعنای ساختن و کار خلاق، تحقق زیباترین رویاهای بشری و شکوفایی ابتکارات و هنرهای زیبای دلنشن انسانی و بهویژه دنیای دلنشین برای شکوفایی همه هنرها و افکار کودکان و نوجوانان و دنیای پر از آرامش برای بازنشستگان!
چهارشنبه بیست و یکم آبان 1404-دوازدهم نوامبر 2025