برش هائی ازعملیات نظامی درکابل2
ترجمه ازانگلیسی
مترجم: امین سیماب
برش هائی ازعملیات نظامی درکابل که به عقب نشینی ونابودی ارتش بریتانیا در۱۸۴۲م انجامید
همراه با
یادداشت های روزانۀ حبس درافغانستان
نوشتۀ اي. آییر
۲
یکی دونکته:
یاد ازدشواری ترجمۀ این اثرودعوت صمیمانه به همکاری که درآغازنوشتۀ قبلی من به نظرمی رسد، به هیچوجه به معنی درماندگی درانجام ترجمه نیست. منظورخوب وبه وجه اعلی ترجمۀ اثری است که به احتمال قوی بکروشاید هم کاملاً نایاب باشد، ودرعین حال با گذشتۀ مجموع ملت آزاده وغیورما پیوند دارد. من به همین شیوه ای که ترجمه را آغازنموده ام، دوام می دهم. فقط به چند نکته در«سخنی با خوانندگان» برمی گردم: ۱) نام نویسندۀ کتاب ونسنت آییر(وي. آییر) است، درحالی که مؤلف اي. آییرامضاء نموده است، وشکل مشرح اسم خوردش داده نشده است. اینکه میان نویسندۀ کتاب و گردآورنده پیوند خونشریکی وجود داشته باشد، هم تذکری نرفته است. ۲) ازنشرفهرست انگلیسی کلمات واصطلاحات مندرجۀ این کتاب که وعده داده بودم صرفنظرنمودم، زیرا کلماتی اند که برای افغان ها کاملاً مأنوس اند ولی توسط یک غیرافغان با حروف لاتین نوشته شده اند، که کدام ارزشی برای خوانندۀ دری زبان ندارد. ممکن درآینده به عنوان جزء ضمایم اثرآورده شود. ۳) توجیهی برای تعقیب عین نقطه گذاری انگلیسی درترجمۀ دری نیافتم؛ ازین رو نظربه ضرورت متن، نقطه گذاری مراعات خواهد شد. ۴) دراختیارعامه قراردادن متن الکترونیک اصل کتاب به انگلیسی، فقط بعد ازختم ترجمۀ دری، درابعاد مختلف آن مطالعه شده وبرآن تصمیم گرفته خواهد شد.
همچنان باید یادآورشوم که ازتماس گیری ها وپیشنهادات ارزشمند دوستان هموطن ازقبل اظهارامتنان می نمایم. هرگاه نظرات وپیشنهادات شان برای ترجمۀ حاضرمفید باشند، با کمال میل وسپاس ازآنها، دردوباره خوانی وتکمیل ترجمه درآینده استفاده خواهد شد.
امین سیماب
عملیات نظامی قوای بریتانیا درکابل
یادداشت های عملیات، وغیره
فصل مقدماتی
زمانیکه تورن جنرال الفینستون قوماندانی قواء درافغانستان را درماه اپریل ۱۸۴۱ بعهده گرفت، کشورازیک آرامش ظاهری ای برخوردارشد، که برای سالها با آن بیگانه بود. این تذکربیشتربه آن ولایاتی صدق می کند که درشمالشرق غزنی موقعیت دارند، منجمله خود کابل، کوهستان، جلال آباد، ومناطق دوروپیش آن. قبایل غلجی، که دربخش وسیع مملکت میان غزنی وکندهاراسکان دارند، هیچگاهی مطیع ساخته نشده اند، واشغال دائمی قلات غلجائی توسط قوای ما چنان عشق غیورآنها به آزادی را برانگیخت که درماههای جولای واگست باعث قیام زودگذرآن قبایل شد؛ که با آنهم دلیری سپاهیان هندوستانی ما، زیرفرمان ډگروال وایمردرناحیهء هفت اسیر، وسواره نظام پنجم بنگال زیرفرمان ډگروال چمبیرزدرمقر، بسرعت آنها را سرکوب نمود. بعضی ازرؤسای عمدهء اغتشاشیون خودرا به عنوان گروگان تسلیم نمودند، وآرامش دوباره برقرارگردید. درغرب کندهار، یک رهزن معروف به نام اخترخان که حدود ۷۰۰۰ پیرو، اعم ازسواره وپیاده را به دورخود جمع نموده بود، بشکل فاحشی درنزدیکی گرشک، درسواحل دریای هیرمند، درماه جولای، توسط یک دسته ازعساکرمنظم شاه زیرفرمان تورن وودبُرن که متشکل ازتنها یک لوای پیاده، دوتوپ اچ. ای. زیرقوماندهء دوهم بریدمن کوپر، بعلاوهء دولوای جانباز، یا سواره نظام افغان (این قوای اخیرالذکردرست فرمان نمی پذیرفتند وبمشکل می توان گفت که درافتخارآن ستیزهء نابرابرشریک بوده می توانند)، شکست داده شد. چند روزبعد تورن گریفین، با پیاده نظام دوم بومی بنگال، دریک حمله بردشمن درهمان محل، بعین شکل پیروزی بدست آورد. اخترخان با عده ای ازپیروانش به صوب تپه ها فرارنمودند، وآن سرزمین دوباره به آرامش دست یافت. کوهستان، جائیکه سرکردگان بی فرهنگ وشورشی آن با پایداری درمقابل فرمانروای فقید، دوست محمد خان، به سرکشی خود دوام داده بودند، به نظرمی رسید که سرانجام استقراریافته، وبا آنکه با بی میلی همراه است، سرکردگان آنجا به نوعی انقیاد به شاه شجاع تن درداده اند. سران نجرویک استثنای تقریباً اقلیت را دراین اطاعت ظاهری تشکیل می دادند. سرویلیام مکناتن دراول سال، قویاً اصرارورزیده بود تا همینکه شرایط عملی شد، لارد آکلند به اعزام قواء به آنجا دست زند. اززمان اشغال کابل توسط قوای ما درباراول، نجرو به پناهگاه آن گونه عناصرشورشی وناراضی ای مبدل شده بود که به حکومت برحال مضر وزیانبخش تمام می شدند. اینکه ما مدت زیادی آنها را گذاشتیم تا بدون ترس ازمجازات دربرابرما تهورنشان دهند، مسلماً توسط دشمنان پنهان نظام نو، نشانهء ضعف مشهود پنداشته شده است، وشاید به میزان قابل ملاحظه ای آنها را ترغیب نموده باشد که آن طرح های خائنانه را علیه دولت سرهم بندی نمایند، که خیلی ناگهانی درنوامبر۱۸۴۱ اوج گرفت، ودرآن مدت، بدبختانه، خیلی موفق بود.*
جگړن پاتنگر، که نمایندهء سیاسی درکوهستان مقررشده بود و درماه می ۱۸۴۱ازکلکته به افغانستان رسید، یکی ازاولین کسانی بود که توفان درحال تکون را پیش بینی نمود. وی بدون لحظه ای تأخیر، ناکافی بودن قوای ما درکوهستان را، که درآنوقت فقط متشکل ازدو توپ شش پوندر(اصطلاح عامیانهء شش پن ـ مترجم)بود، همراه با لوای کوهستانی که توسط دوهم بریدمن مولی ازقوای توپچی بنگال ایجاد شده بود، به اطلاع فرستاده رساند. آن افسرجوان ممتازدرباراول درگرفتن اغتشاش، توسط افراد خودش، یا هم به اشارهء آنها، که بازهم عین گپ است، به شکل بیرحمانه ای قصابی شد. این لوا درچاریکارمستقربود، وهمانطوری که بعدها به ثبوت رسید، یک پایگاه کاملاً ضعیف بود وبرای دفاع درازمدت مساعد نبود. با آنهم جگړن پاتنگر به دیدهء کسی که ناحق اضطراب راه می اندازد نگریسته شد، وفقط توانست چند نفرحاضرباش سوار ویک توپ ۱۷ پن، همراه با دسته ای ازقوای توپچی شاه، وذخیرهء اندک وناکافی مهمات بدست آورد.
اواخرسپتامبربود که جگړن پاتنگربرای تفهیم به فرستاده که اگراقدامات قاطع وقایوی بسرعت اتخاذ نگردد، وی احتمال قیام درکوهستان را دربالاترین حد آن می بیند، به کابل آمد. تشاویش وی ازجانب فرستاده یکسره بی اساس تلقی نشد، وبه وی صلاحیت داده شد تا پسران رؤسای مهم کوهستان را که بروفاداری شان شک بود، گروگان بگیرد. اولین بارآرامش ظاهری ای را که دربالا ازآن یاد نمودم، درآغازماه سپتامبربهم خورد. تورن هی فرمانده حاضرباشان، ودوهم بریدمن مولی با لوای کوهستانی اش( که درچاریکار، گورکه یا لوای۴ که عساکرمعاش خوارشاه بودند وازخط جبهه زیرفرمان تورن کاردنگتن رهبری می شد، به داد آن رسید)، ودو توپ شش پن، به درهء زرمت فرستاده شده بود تا عایدات سالانه را جمعآوری نموده وهمچنان دستوردریافت نموده بود به اینکه تلاش ورزد تا چپاولگران برجسته را که درمیان آنها قاتلان ډگروال هیرنگ بودند، وازمدت زیادی به آنسو درشاهراه میان غزنی وکابل جا گرفته بودند، گرفتارنماید.
جمع آوری عایدات درجریان بود که ملا مومن ، تحصیلدارعایدات درزرمت(که فقط اندکی بعد خودرا بعنوان سرسخت ترین دشمن ما نمایان ساخت)، به تورن هی محیلانه اطلاع داد که مردانی را که وی می خواهد دستگیرنماید، دریکی ازحصارهای نزدیک که بهیچوجه قلعهء محکمی نیست پنهان شده اند، وباشندگان آن بدون شک ترجیح خواهند داد که خودراتسلیم نمایند تا آنکه خطرقطع علاقه با حکومت را قبولدارشوند. تورن هی فوراً رهسپارآنجا شد ولی آن محل را بمراتب محکمترازآنچه به وی گفته شده بود یافت، ومردم با سرسختی شروع نمودند به سرکشی ازاوامرش. زمانی که به حصارنزدیک می شد، بروی شلیک نمودند. آنگاهی هم که ملتفت شد که ضربات توپ شش پن که با آن چندین بارآتش نمود، کدام اثری بردیوارهای ضخیم ِگلی نداشت، ناچاراقدام به عقب نشینی نمود.
فرستاده بمجرد دریافت گزارش تورن هی، فوراً قوای کافی برای سرکوب شورشیان گسیل داشت. آن نیرو شامل ۲۰۰ تن ازقوای نمبر۴۴ پیادهء اچ.ام. (مخفف هُرمجیستی: علیاحضرت؛ منظورملکه ویکتوریا است ـ مترجم)، پنجم ان.آی.، لوای ششم اس.اس.اف.، چارتوپ ازتوپخانهء ابات، ۲ توپ نُه پن قطارکوهی، دوټولی ازسربازان حفارونقب زن شاه، ودو جوخه ازسوارکاران اندیرسون. اینها زیرفرمان ډگرمن اولیوربودند وتوسط تورن جی.اچ. مکگریگر که نمایندهء سیاسی گندمک وتصادفاً درکابل بود، بدرقه می شدند. قواء به حرکت خود در۲۷ سپتامبرآغازنمودند، وبدون اندکترین توقف به درهء زرمت رسیدند. با نزدیک شدن قوای ما، شورشیان دربهت وآشفتگی تمام به طرف تپه ها فرارنمودند وقلعه های خودرا به ما رها نمودند. پناهگاهای عمده بوسیلهء مواد منفجره ازبین برده شدند، ولشکربرای عودت به کابل آمادگی گرفت.
* خواننده بخصوص به خوانش یادداشتی درآخرکتاب دعوت می شود.
ادامه دارد
padarjan2025-08-16T06:02:02+00:00