به مناسبت استرداد استقلال
برش هائی از عملیات نظامی درکابل
1
ترجمه ازانگلیسی
مترجم: امین سیماب
برش هائی ازعملیات نظامی درکابل که به عقب نشینی ونابودی ارتش بریتانیا در۱۸۴۲ انجامید همراه با یادداشت های روزانۀ حبس درافغانستان
نوشتۀ اي. آییر
سخنی با خوانندگان
این اثرکه درسال ۱۸۶۳ بچاپ رسیده است، دوسه سال قبل بدستم رسید وآن را برای ترجمه به امانت گرفتم. باوجود اشتیاق فراوانی که به ترجمهء آن داشتم، شیوهء نوشتار، ثقلت همآهنگ سازی کلمات مروج درنیمهء قرن نزدهء افغانستان با متن اجتماعی ولسانی امروز(بخصوص القاب نظامی)، برداشت مشکل ودرک نسبی ازمفهوم شماری ازافاده هائی که توسط یک غیرافغان وغیردری زبان رقم خورده است، مرا به احتیاط واداشت.
هرباری هم که جرأت به آغازترجمهء آن می نمودم، تجسم مسئولیت بزرگ آن دوباره باعث می شد که ازدست به قلم بردن منصرف شوم؛ ولی دراین شب ها وروزهای تجلیل ازنودوششمین سالگرد استرداد استقلال افغانستان زمانی که متوجه شدم هرآنکه هرچه دلش می خواهد راجع به افتخارات تاریخی دررابطه با پیروزی ملت ما براستعمارانگلیس درسال ۱۹۱۹می نویسد ونشرمی کند، بخصوص که هرقماش ازوطنفروشان، خائنان واشخاص بدنام ولکه ئی هم گستاخانه سنگ «وطنپرستی» به سینه می زنند، تا اگرشود درهیاهوئی که استعماروارتجاع برای مغشوش ساختن واقعیت ها راه انداخته اند خودرا «تطهیر» نمایند، تردید را بیش ازین نادرست وجفا درحق ملت دانسته وبرآن شدم تا کتاب را بدون مراعات سلسلهء بخش وصفحات، اینجا وآنجا ونظربه دلچسپی موضوع ترجمه نمایم؛ وهرگاه درآینده مشکلاتی را که ازآنها دربالا یاد نمودم مرفوع گردند، آنگاه به تدوین وچاپ این اثردرمجموع اقدام نمایم.
دونکتهء دیگرهم قابل یادآوری است: یکی اینکه عنوان کتاب خلاف آنچه امروزدرجهان معمول است، خیلی طویل وبشکل یک جمله می باشد، که درترجمهء آن بجزازاضافه نمودن «برش هائی از» که ضرورت آن می رفت، باقی همه با امانتداری ترجمه شده است، منجمله مشخصات نقطه گذاری. دوم اینکه اگراین اثربشکلی ازاشکال قبلاً به دری ترجمه شده باشد، وهموطنان ازآن آگاهی داشته باشند، لطفاً مرا مطلع سازند، تا ابتکارحاضرنوعی بلند پروازی خودخواهانه تعبیرنشود.
لازم به تذکرنخواهد بود که مسئولیت اغلاط ترجمه واشتباه درتعبیرکلمات کاملاً بعهدهء من می باشد. با وجود این، ازهموطنان فهیم ووطندوست انتطاردارم تا درصورت درک بهترازاصطلاحات، نظرات شان را دریغ ننمایند، تا درآینده برای تصحیح وتکمیل ترجمهء این اثرمدد رسانده واین مهم رویدست گرفته شده را به نوعی «کارجمعی» به نفع دیاروهمدیارمبدل سازند. به این منظورفهرست انگلیسی کلمات واصطلاحات مندرجهء این کتاب را به زودی به دسترس خوانندگان ارجمند قرارخواهم داد، ودرآینده متن الکترونیک کتاب به زبان انگلیسی را آماده خواهم نمود، تا هموطنان با مقایسهء ترجمه با اصل بتوانند خوبترقضاوت نموده ودربی نقیصه ساختن متن نهائی برمن منت گذارند.
به امید آنکه تعمق درسلحشوری، ازخودگذری، دشمن ستیزی وتسلیم ناپذیری نسل های گذشتهء میهن که ملت ما را به عنوان قهرمان ضد استعماری ونمود آزادی وآزادگی ثبت تاریخ بشریت نمودند، صرفاً روایت گنگ وفقط آنچه خود افغانها ادعا می دارند باقی نماند و درلابلای اوراق این اثر، اززبان خود دشمن، آنهم بزرگترین قدرت استعماری آنوقت جهان ـ یک افسرامپراطوری بریتانیا ـ بتوانم هموطنان را به حقایق تاریخی ایکه عمداً اغماض می شوند ملتفت سازم، تا غرورپامال شدهء شان توسط اشغالگران غربی، ارتجاع منطقه ونوکران زبون داخلی آنها، اندکی اعاده شده ونیروئی را که درعروق خود با خون نیاکان استعمارشکن به میراث گرفته اند، به قدرت عظیمی برای درهم شکستن یوغ استعماروره بردن به قلهء آزادی وطن وهموطن مبدل گردد. مترجم
یادداشت مؤلف
« نسخهء اصلی این نگارش شخصی وقایع روزانه، هرزمانی که تمام می شد، ودرهرُفرصتی که دست می داد، بخش بخش توسط دوهم بریدمن آییربه یکی ازدوستان نظامی اش درهند فرستاده می شد. حتی زمانی که قسمت آخربه دستش رسید، رهائی احتمالی زندانیان کابل بطورزجرآوری مورد شک وتردید بود؛ وارزیابی اش ازاوضاع، وی را برآن داشت تا نوشته را درُکل وبدون تبصره به نزدیکترین ارتباطات وی دراین کشوربرساند. اینکه این اثردرحال حاضربه چاپ می رسد، به این معنی نیست که اولویت دادن به نشرآن تا حال دست کم گرفته می شد، بلکه این سؤال پیش می آمد که: آیا چاپ آن بایست تا دانستن نتیجهء تحقیقی که درهند درحال تعویق است به تآخیرانداخته شود؟ رأی براینست که بحد کافی تأخیربرای برآورده شدن آن مأمول رخداده است، واینکه تا چاپ اثرحاضر، هرگونه تحقیقاتی ازآن نوع بپایان رسیده خواهد بود. فلهذا این مجموعهء شخصی وقایع روزمره، همانطوری که مواصلت نمود، فوراً بدست چاپ سپرده شد، البته درتوافق با مفکورهء خود نویسندهء آن مبنی براینکه نشرآن برای خوانندگان بریتانیائی خالی ازعلاقمندی نخواهد بود.»
اي. آییر
کلب اته نِییوم
۲۹ دسامبر۱۸۴۲
مقدمۀ نویسنده
« این یادداشت ها به منظوری رقم زده شدند تا رنج یکنواختی زندان افغان ها را تسکین دهد، واین درحالی که هرآن رویدادی را که کلمات بیان می نمایند، همه بطورزنده درمخیلهء من درجریان اند. من حال آن رویدادها را به توجه همگان می رسانم، با این اعتقاد که معلوماتی را که صحنه های وحشتناک آن که اخیراً درافغانستان بوقوع پیوسته اند عرضه می دارد، با وجودی که درجامهء الفاظ خودمانی پوشیده شده باشند، بمشکل می تواند ازطرف هموطنان من، چه درانگلستان وچه درهند، که ممکن ازجزئیات عمدهء موضوع بیخبرباشند، رد گردد. رویدادها که ازدوم نوامبر۱۸۴۱ ببعد رخداد یعنی روزی که قیام عمومی بیکبارگی درکابل بوقوع پیوست تا ۱۳ جنوری ۱۸۴۲ که شاهد نابودی آخرین بخش کوچک باقیمانده ازقوای نگون بخت ما درگندمک بود، سراسریک تراژیدی لاینقطع بوده است. قتل الکساندربرنس وهم پیمانان وی، ــــ ازدست رفتن حصارکمیساری ما، ــــ شکست سپاهیان ما که دربی بی مهرو زیرفرمان بریگدییر(بریدمشرـ مترجم) شیلتون بودند، ــــ کشتارخائنانهء سِرویلیام مکناتن، نماینده ووزیرما، ـــ وبالاخره عقب نشینی فجیع وتخریب کامل* قوای ما ه مشتمل بر۵۰۰۰ مرد جنگی با اضافهء ۱۲۰۰۰ دنباله رو کمپ ما، ـــ واقعاتی اند که یقیناً شیربریتانیائی را ازآرام غنودن آن بیرون کشیده، وروحیهء خشمگین بازخواست را درهرسینه برخواهد انگیخت. مردم با صرفاً بیان حقایق درین مورد قانع نخواهند شد، بلکه بدون شک تقاضا خواهند نمود که با انگیزه هائی که چنین عوامل مهیب را بارآورد آشنا شوند. ما شش ریجیمنت(هنگ| گردان) مکمل پیاده نظام، سه گروه حفارنقب زن، یک دستهء اروپائی سواران توپچی، پوره مناصفهء قوای توپخانهء کوهی، تقریباً تمامی ریجیمنت منظم سواره نظام و چهارسکوادران(بخش ـ مترجم) غیرمنظم سواره را ازدست دادیم؛ واین برعلاوهء ازدست رفتن یک انبارغنی ایکه، ارزش آن به تنهائی، هرگاه خرچ انتقال وذخیرهء آن تا کابل را مدنظربگیریم، شاید نزدیک به یک ملیون پوند سترلنگ تخمین زده شود. ازاول تا آخر، صد افسربریتانیائی ازپا درآمدند: نام های شان درضمیمه دستیاب خواهند بود. من خیلی سطحی به رویدادهای سیاسی این دوره نظرمی افگنم، زیرا ازمبتکران آن نبوده ام؛ وچنان وانمود نمی نمایم که درکوچکترین جزئیات آن داخل میشوم، حتی اگردرارتباط با معاملات نظامی ما، بخصوص آنهائی که ازنزدیک با فاجعهء حزینی که بخت بد من شاهد آن بوده است درپیوند باشند؛ یعنی ازآنچه که من حال تلاش دارم خطوط برجستهء آن را ترسیم نمایم. دراین یادداشت ها من محتاط بوده ام تا فقط آنچه را که می دانم حقایق غیرقابل انکاراند، تذکردهم. من هیچ چیزرا براساس شایعات محض درج ننموده ام، نه هم آنچه را که شاهدان زنده نتوانند تصدیق نمایند، یا بوسیلهء مدارک مستند موجود ثبوت شده نتوانند. دربیان رویدادهائی که زیرنظرشخص خودم گذشته اند، دشواربوده است که یکسره ازابرازوقتاً فوقتاً نظرشخصی ام خودداری نمایم: مگرامیدوارم به این نکته پی برده شود که من درمشاهداتم براشخاص وتصامیم سخت نگرفته ام، به اینکه حرفی زده باشم که مورد نداشته باشد، یا اینکه حرف هایم دربرابرتحقیق وبررسی آینده تاب آورده نتوانند. من به جگړن پاتنگر، سی.بی.، قهرمان معروف هرات که کارروائی های بعدی اش بقدرکافی به ادامهء شهرتی که بدست آورده بود افزود، به نسبت رقم بزرگی ازموضوعات دلچسپ دررابطه با واقعات چاریکارکه دراختیارمن گذاشت، بیش ازحد مدیونم. تورن کالن مکینزی ازارتش مدراس، که درپشاورمعاون سیاسی بود، برمن دَین بزرگترازآن دارد که بتوانم آن را بیان نمایم، به دلیل کمک نهایت ارزشمندش درتهیهء این یادداشت ها، وهمچنان بخاطرگزارش عالی اش دربارهء حمله برحصاربریدمن آنکویتیل، جزئیات حزن انگیزقتل ظالمانهء فرستادهء[(سیاسی): به احتمال قوی منظورمکناتن است ـ مترجم] وچگونگی شرایط مرتبط با آن. بهمین ترتیب من خودرا ملزم به ابرازبهترین مراتب سپاس به تورن لارنس ـ منشی فقید فرستاده، وبه تورن ترووپ، بریگید ـ میجورفقید درصفوف شاه(به احتمال قوی منظورشاه شجاع است ـ مترجم) به سبب ارائهء معلومات مهم ازجانب آنها، می دانم.
ازآنجائیکه نقشهء اردوگاه ودور وپیش آن کاملاً بیاری حافظه ترسیم شده است، سزاوارانتقاد همراه با آمرزش می باشد؛ اما مطمئنم که
به حد کافی دقیق است که به خواننده یک مفکورهء تا حد امکان درست ازچگونگی موقعیت ما بدهد.»
*
درگزارشات اخیرازلشکرجنرال پالک درکابل، گفته شده است که تعداد کالبد های یافت شده درمسیرحرکت قواء خیلی کمترازرقم هزاران می باشد که خبرداده شده بود وگمان می رفت ازبین رفته باشند. اما خیلی اندک ازآنها دوباره دیده شده اند تا بتوان حکم کرد که اظهارات بالا معتبربوده می توانند. برای خواننده ای که کتاب را تا به آخربخواند، امید کمی باقی خواهد ماند به اینکه آن بیانات احیاناً خیلی نادرست ازآب درآیند ـــ مؤلف.
ادامه دارد