نویسنده: دکتور محمد حسن سلطانی
بزرگترین دارایی انسان، ادب است
«ادب، تاجی است بر سر انسانیت؛ گوهری است که نه با گذشت زمان کهنه میشود و نه با فقر و ثروت ارزش خود را از دست میدهد.»
انسان در زندگی خویش داراییهای گوناگونی به دست میآورد؛ از ثروت و مقام گرفته تا دانش و شهرت. اما در میان همهٔ این داراییها، گوهری وجود دارد که ارزش آن از تمام داشتههای مادی فراتر میرود و آن ادب و اخلاق نیکو است. ثروت ممکن است روزی از دست برود، مقام ممکن است پایان یابد و زیبایی ممکن است با گذشت زمان کمرنگ شود؛ اما انسانی که از ادب، وقار، احترام و منش نیک برخوردار باشد، همواره در دلها جایگاه ویژهای خواهد داشت.
ادب، تنها به معنای استفاده از واژههای زیبا و سخنان دلنشین نیست؛ بلکه ادب، شیوهٔ اندیشیدن، سخن گفتن، رفتار کردن و برخورد با دیگران است. ادب در آن لحظهای آشکار میشود که با وجود خشم، خویشتنداری میکنیم؛ زمانی که با فردی ضعیفتر از خود با مهربانی رفتار میکنیم؛ هنگامی که به سخنان دیگران گوش میدهیم و حتی در اختلاف نظر، حرمت و شخصیت آنان را پاس میداریم. پس ادب، زیبایی درون انسان است که در رفتار و گفتار او جلوهگر میشود.
۱. ادب، نشانهٔ بزرگی و شخصیت انسان
بزرگی انسان به لباس گرانبها، خانهٔ مجلل، ثروت فراوان یا مقام بلند او نیست؛ بلکه به بزرگی اندیشه، پاکی قلب و نیکویی رفتار او بستگی دارد. چه بسیار انسانهایی که از ثروت فراوان برخوردارند، اما به سبب غرور، بیاحترامی و خودخواهی، جایگاهی در دل مردم ندارند. در مقابل، چه بسیار انسانهایی که از دارایی مادی اندکی بهرهمندند، اما به سبب ادب، صداقت و مهربانی، محبوب و محترم همه هستند.
انسان مؤدب، حتی زمانی که سخن نمیگوید، با رفتار خویش شخصیت خود را معرفی میکند. او میداند که احترام گذاشتن به دیگران، از ارزش او نمیکاهد؛ بلکه بر بزرگی و اعتبارش میافزاید. زیرا شخصیت واقعی انسان زمانی آشکار میشود که قدرت بیاحترامی دارد، اما احترام را انتخاب میکند.
۲. ادب، کلید محبت و دوستی
یکی از بزرگترین مزایای ادب، ایجاد محبت و صمیمیت میان انسانهاست. دلهای آدمیان با زور و تحقیر به دست نمیآیند؛ بلکه با مهربانی، احترام، صداقت و سخنان نیک به یکدیگر نزدیک میشوند.
یک کلمهٔ مؤدبانه میتواند اندوهی را از دل انسانی بردارد، یک لبخند صادقانه میتواند امید را در قلبی زنده سازد و یک رفتار محترمانه میتواند آغازگر دوستیای پایدار باشد. گاهی انسانها نه به خاطر آنچه برایشان خریدهایم، بلکه به خاطر احترامی که به آنان گذاشتهایم، ما را برای همیشه به یاد میسپارند.
ادب، پلی است میان دلها؛ پلی که فاصلهها را کوتاه میکند، کینهها را کاهش میدهد و زمینهٔ اعتماد و دوستی را فراهم میسازد.
۳. ادب، زینت خانواده و اساس تربیت
خانواده نخستین مدرسهٔ ادب و انسانیت است. کودک پیش از آنکه از کتابها درس بگیرد، از رفتار پدر و مادر خود میآموزد. اگر در خانه احترام، مهربانی، گذشت و گفتوگوی نیک حاکم باشد، فرزندان نیز با همین ارزشها پرورش مییابند.
احترام به پدر و مادر، مهربانی با خواهر و برادر، رعایت حقوق همسر و فرزندان و پرهیز از تحقیر یکدیگر، از جلوههای ادب در زندگی خانوادگی است.
خانهای که در آن ادب وجود داشته باشد، حتی اگر از امکانات مادی فراوان برخوردار نباشد، میتواند سرشار از آرامش و خوشبختی باشد. اما خانهای که در آن توهین، فریاد و بیاحترامی رواج داشته باشد، ممکن است با وجود ثروت فراوان، از آرامش واقعی محروم بماند.
از اینرو، ادب نهتنها زینت فرد، بلکه چراغ روشناییبخش خانواده و نسلهای آینده است.
۴. ادب، عامل پیشرفت جامعه
جامعهای که مردم آن به یکدیگر احترام بگذارند، جامعهای آرامتر، سالمتر و پیشرفتهتر خواهد بود. ادب در محیط کار، مکتب، دانشگاه، اداره و اجتماع، زمینهٔ همکاری، اعتماد و تفاهم را فراهم میکند.
انسان مؤدب به حقوق دیگران احترام میگذارد، نوبت را رعایت میکند، از توهین و تحقیر پرهیز مینماید، به قانون و نظم اجتماعی توجه دارد و در هنگام اختلاف، بهجای دشمنی و خشونت، راه گفتوگو را برمیگزیند.
اگر هر فرد بیاموزد که پیش از سخن گفتن بیندیشد، هنگام خشم سکوتی سنجیده اختیار کند و در برخورد با دیگران انصاف را رعایت نماید، بسیاری از اختلافها، دشمنیها و کدورتها کاهش خواهند یافت.
ادب، پلی میان تفاوتها و زبانی مشترک برای همزیستی مسالمتآمیز انسانهاست.
۵. ادب، نشانهٔ دانش و خردمندی
دانش، چراغ راه انسان است؛ اما ادب، شیوهٔ درست استفاده از این چراغ را به او میآموزد. ممکن است کسی از دانش فراوان برخوردار باشد، اما اگر با دیگران با تکبر و تحقیر رفتار کند، دانش او نتوانسته است شخصیتش را به کمال برساند.
علم بدون ادب ممکن است به وسیلهای برای خودنمایی تبدیل شود؛ اما علم همراه با ادب، سرچشمهٔ خدمت، فروتنی و پیشرفت خواهد بود.
انسان خردمند میداند که هیچکس از همه چیز آگاه نیست و هر انسانی میتواند چیزی برای آموختن داشته باشد. به همین دلیل، به سخنان دیگران گوش میدهد، اشتباه خود را میپذیرد و از عذرخواهی شرم نمیکند.
در حقیقت، ادب نشانهٔ ضعف نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ قدرت درونی، کنترل نفس و بلوغ فکری انسان است.
۶. ادب، سرمایهای که هرگز بیارزش نمیشود
بیشتر داراییهای مادی در معرض نابودی، دگرگونی و از دست رفتن قرار دارند؛ اما ادب، سرمایهای است که هرچه بیشتر به کار گرفته شود، ارزش اجتماعی و انسانی آن بیشتر آشکار میگردد.
انسان مؤدب ممکن است ثروتمند نباشد، اما از احترام مردم بهرهمند است. ممکن است مقام بلندی نداشته باشد، اما سخنش در دلها اثر بگذارد. ممکن است در مجلس بزرگی حضور نداشته باشد، اما در قلب کسانی که با آنان نیکی کرده است، جایگاهی ماندگار داشته باشد.
ادب، میراثی است که میتوان آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال داد؛ بدون آنکه از ارزشش کاسته شود. پدر و مادری که فرزندان خود را با احترام، صداقت و فروتنی تربیت میکنند، گرانبهاترین سرمایه را برای آیندهٔ آنان فراهم میسازند.
۷. مزایای مهم ادب در زندگی انسان
ادب در جنبههای گوناگون زندگی تأثیر مثبت دارد. مهمترین مزایای آن عبارتاند از:
* افزایش احترام و اعتبار: مردم به فردی که باوقار و محترمانه رفتار میکند، اعتماد بیشتری پیدا میکنند.
* تقویت روابط اجتماعی: ادب زمینهٔ دوستی، همکاری و تفاهم را فراهم میسازد.
* ایجاد آرامش روانی: رفتار سنجیده و پرهیز از توهین و دشمنی، بسیاری از تنشهای روزمره را کاهش میدهد.
* افزایش اعتماد و محبوبیت: انسان مؤدب در روابط شخصی و کاری، زمینهٔ اعتماد متقابل را به وجود میآورد.
* تقویت فروتنی و خودشناسی: ادب به انسان میآموزد که با وجود تواناییها و موفقیتهایش، دیگران را کوچک نشمارد.
* کاهش اختلافها: گفتوگوی محترمانه کمک میکند تا اختلاف نظرها بدون توهین و دشمنی بررسی شوند.
* پرورش نسل سالم: کودکان با مشاهدهٔ رفتار مؤدبانهٔ بزرگترها، احترام و مسئولیتپذیری را میآموزند.
* ماندگاری نام نیک: رفتار نیک و منش پسندیده، خاطرهای خوش از انسان در ذهن دیگران بر جای میگذارد.
۸. ادب با چاپلوسی و ترس تفاوت دارد
نکتهای مهم آن است که ادب را نباید با چاپلوسی، ضعف یا چشمپوشی از حق اشتباه گرفت. انسان مؤدب کسی نیست که در برابر هر سخن نادرست سکوت کند یا برای جلب رضایت دیگران از اصول اخلاقی خود بگذرد.
ادب حقیقی یعنی بتوانیم حقیقت را بیان کنیم، اما با زبانی سنجیده؛ از حق خود دفاع کنیم، اما بدون توهین؛ با رفتار نادرست مخالفت کنیم، اما شخصیت انسانها را تحقیر نکنیم.
انسان باادب، هم به دیگران احترام میگذارد و هم برای کرامت و حقوق خود ارزش قائل است. او میداند که مهربانی بدون خردمندی ممکن است به سوءاستفاده بینجامد و قاطعیت بدون ادب ممکن است به دشمنی تبدیل شود. هنر زندگی در آن است که میان احترام، عدالت و شجاعت تعادل برقرار کنیم.
۹. چگونه میتوانیم انسان مؤدبتری باشیم؟
ادب تنها یک ویژگی ذاتی نیست؛ بلکه فضیلتی است که با تمرین، خودآگاهی و تربیت تقویت میشود. برای پرورش آن، میتوانیم از رفتارهای ساده اما ارزشمند آغاز کنیم:
1. هنگام گفتوگو، به سخنان دیگران با دقت گوش دهیم و سخنشان را قطع نکنیم.
2. از واژههایی مانند «لطفاً»، «سپاسگزارم» و «ببخشید» بهجا و صادقانه استفاده کنیم.
3. هنگام خشم، پیش از پاسخ دادن اندکی درنگ کنیم تا سخنی نگوییم که بعداً از آن پشیمان شویم.
4. به افراد، بدون توجه به ثروت، مقام، سن یا موقعیت اجتماعیشان، احترام بگذاریم.
5. اگر اشتباه کردیم، شجاعانه مسئولیت آن را بپذیریم و عذرخواهی کنیم.
6. از غیبت، تمسخر، تحقیر و افشای راز دیگران دوری کنیم.
7. بهجای آنکه تنها از دیگران انتظار ادب داشته باشیم، خود در رفتار و گفتار الگو باشیم.
8. در برخورد با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند، انصاف و خویشتنداری را فراموش نکنیم.
زیرا ادب واقعی در روزهای آسان و در میان دوستان سنجیده نمیشود؛ بلکه در روزهای دشوار، هنگام اختلاف و در برخورد با کسانی آشکار میشود که هیچ سودی برای ما ندارند.
نتیجهگیری: ادب، میراث جاودان انسانیت
در پایان باید گفت که ادب، تنها یک خصلت پسندیده در میان خصلتهای انسانی نیست، بلکه یکی از بنیادیترین پایههای زندگی شرافتمندانه و روابط سالم اجتماعی است. ادب، به گفتار انسان زیبایی، به رفتار او ارزش، به دانش او فروتنی و به شخصیت او وقار میبخشد.
انسان ممکن است با ثروت، خانهای بزرگ بسازد؛ با دانش، جایگاهی بلند به دست آورد؛ و با قدرت، توجه دیگران را جلب کند؛ اما تنها با اخلاق نیک و ادب است که میتواند در دلها خانهای ماندگار بسازد.
بیایید بکوشیم پیش از آنکه به فرزندان خود ثروت اندوزی بیاموزیم، به آنان انسانیت بیاموزیم؛ پیش از آنکه برای کسب مقام تلاش کنیم، شخصیت خود را بسازیم؛ و پیش از آنکه از دیگران احترام بخواهیم، خود احترام گذاشتن را بیاموزیم.
زیرا ثروت، ممکن است سفرهٔ انسان را رنگین سازد؛ دانش، ذهن او را روشن کند؛ و مقام، نام او را بر زبانها اندازد؛ اما این ادب است که دلها را تسخیر میکند و نام نیک انسان را در حافظهٔ روزگار زنده نگه میدارد.
پس چه نیکوست که هر یک از ما این حقیقت را سرمشق زندگی خود قرار دهیم:
«با ادب باش، نه برای آنکه دیگران تو را بزرگ بدانند، بلکه برای آنکه بزرگی انسانیت را در وجود خود زنده نگه داری؛ زیرا بزرگترین میراثی که از انسان باقی میماند، نه دارایی او، بلکه نیکی و احترامی است که در دلهای دیگران به یادگار گذاشته است.»