تازهترین آمار تلفات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
بهرام رحمانی
امروز سهشنبه، یازدهم فروردین 1405، سی و سومین روز جنگ است. جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران که از روز شنبه ۹ اسفندماه با حمله دهها جنگنده اسرائیل به مجموعه بیت رهبری در مرکز تهران آغاز شد، امروز وارد سی و سومین روز خود شده است.
امروز چهارشنبه ١٢ فروردین ١٤٠٥، حملات تا عصر امروز به شهرهای بوشهر شرکت صنعتی دریایی ایران(صدرا)، رامهرمز، کرمانشاه؛ شهرستان بهمئی(لیکک) بندرعباس، تهران ٦ منطقه، شیراز، پارچین، بیرجند، محلات، زنجان، هرمزگان، استان البرز، اصفهان، شیراز، تبریز، دراک شیراز، بندرلنگه، کرج و … صورت گرفته است.
حملات شبانه نیز به شهرهای تهران، فولاد مبارکه اصفهان، سراوان، رامهرمز، بوشهر، شیراز، بیرحند، لنگرود، مشهد، کرمانشاه، اندیمشک و سلماس ایستگاه تحقیقاتی ماهواره، ادامه یافته است.
…
تازهترین آمار تلفات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
در حالی که جنگ در ایران وارد پنجمین هفته خود میشود و پس از یک ماه بمباران شهرها در کشور از جمله تهران، پایتخت، همچنان ادامه دارد، سایت حقوق بشری هرانا مستقر در امریکا میگوید که تاکنون ۳۴۶۱ نفر در ایران جان باختهاند که از این تعداد ۱۵۵۱ نفر غیرنظامی بودهاند، شامل «دستکم» ۲۳۶ کودک.
در غیاب دسترسی اینترنتی کاملا آزاد به کشور و سانسور شدید اطلاعات توسط حکومت ایران، هرانا آمار خود را با کمک گزارشهای میدانی، منابع محلی و منابع صحی تهیه میکند.
روز جمعه فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ، تعداد کشتهها در ایران را دستکم ۱۹۰۰ نفر و تعداد مجروحان بمباران در این کشور را ۲۰ هزار نفر اعلام کرد.
در مقابل در کشور اسرائیل که هدف موشکباران تلافیجویانه جمهوری اسلامی ایران است تاکنون، بر اساس آمار اداره خدمات اضطرار در این کشور، ۱۹ نفر غیرنظامی کشته شدهاند. به این جمع باید چهار سرباز را هم که در جنوب لبنان کشته شدهاند اضافه کرد.
در این میان، ۱۳ سرباز آمریکایی نیز در کشورهای جنوب خلیج فارس جان خود را از دست دادهاند. روز شنبه نیز ۱۲ سرباز آمریکایی هم در حمله ایران به یک پایگاه هوایی در عربستان سعودی زخمی و مجروح شدهاند که از این میان حال دو نفر وخیم است.
در کمتر از یک ماه، ۳۰,۰۰۰ بمب(بیش از کل جنگ عراق و ۴ برابر کل جنگ لیبی) علیه ایران استفاده شده است
بر اساس اعلام رسمی وزیر دفاع اسرائیل، تا روز ۲۵ مارس(۴ روز قبل) ۱۵ هزار بمب روی ایران ریخته و بر اساس نيويورکپست، آمریکا به حداقل ۱۰ هزار هدف حمله کرده که برای آنها از دستکم ۱۵ هزار بمب و موشک استفاده کرده است. یعنی طی ۲۶ روز، رقم حیرتانگیز ۳۰ هزار بمب و موشک بهجا مانده است.
چرا حیرتانگیز؟
آمریکا در ماه نخست حمله به عراق، از ۲۹ هزار بمب و موشک استفاده کرد که یکی از سنگینترین بمبارانهای تاریخ جنگهای مدرن محسوب میشد. ناتو طی ۷ ماه تهاجم به لیبی جمعا از ۷۷۰۰ بمب و موشک علیه این کشور استفاده کرد. یعنی طی ۴ هفته ۴ برابر بیش از ۷ ماه بمباران لیبی، روی ایران موشک و بمب ریختهاند و با توجه به بمبارانهای وحشيانهی ۷۲ساعت اخیر، رکورد بمبارانهای ویرانگر عراق نیز پشت سر گذاشته شده است.
۱۳۲ اثر تاریخی در ۱۸ استان زیر ضربات جنگ آسیب دیدند
وزارت میراث فرهنگی اعلام کرد که در پی حملات نظامی اخیر، بیش از صد اثر تاریخی در استانهای مختلف کشور دچار خسارت شدهاند. این وزارتخانه هشدار داد که دامنه آسیبها، همچنان در حال گسترش است.
وزارت میراث فرهنگی در اطلاعیهای تازه، گزارش داد که بر اساس بررسیهای میدانی تا بامداد چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳۲ اثر تاریخی در ۱۸ استان کشور در جریان حملات نظامی اخیر آسیب دیدهاند. این وزارتخانه تاکید کرد که فهرست مناطق خسارتدیده رو به افزایش است و استانهای خوزستان، فارس، گیلان، همدان، زنجان و البرز نیز به جمع استانهایی پیوستهاند که بناهای تاریخیشان در این مدت صدمه دیده است.
به گفته مسئولان، شدت حملات موجب تخریب بخشی از میراث فرهنگی ارزشمند کشور شده و نگرانیها درباره از دست رفتن آثار تاریخی و هویت فرهنگی مناطق مختلف را افزایش داده است. کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه این روند میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای تاریخ و فرهنگ ملی به همراه داشته باشد.
وزارت میراث فرهنگی اعلام کرده است که تیمهای تخصصی برای ارزیابی دقیق خسارتها و برنامهریزی جهت مرمت و حفاظت از آثار آسیبدیده به مناطق اعزام شدهاند. این وزارتخانه، همچنین از جامعه جهانی خواسته است تا نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط جنگی توجه ویژهای داشته باشند.
افزایش تلفات کودکان در جنگ خاورمیانه؛ هشدار جدی یونیسف
یونیسف اعلام کرد که درگیریهای اخیر در خاورمیانه جان صدها کودک را گرفته و بیش از یک میلیون نفر را آواره کرده است. این سازمان خواستار توقف فوری خشونتها و حمایت جهانی از کودکان شد.
صندوق کودکان سازمان ملل متحد(یونیسف) در تازهترین گزارش خود نسبت به وضعیت بحرانی کودکان در خاورمیانه هشدار داد. بر اساس این گزارش، با گذشت بیش از یک ماه از آغاز درگیریها، بیش از ۳۴۰ کودک جان خود را از دست داده و هزاران نفر دیگر زخمی شدهاند. مرگبارترین حادثه مربوط به حمله موشکی به یک مدرسه در ایران بوده که در آن ۱۶۸ کودک کشته شدند.
یونیسف، اعلام کرده است که تاکنون بیش از ۱.۲ میلیون کودک در منطقه مجبور به ترک خانههای خود شدهاند؛ وضعیتی که علاوه بر آوارگی، پیامدهای روانی و اجتماعی سنگینی برای آنان بههمراه دارد. زیرساختهای حیاتی همچون بیمارستانها، مدارس و شبکههای آب و فاضلاب نیز به شدت آسیب دیدهاند و همین امر دسترسی کودکان به خدمات ضروری را دشوار کرده است.
این سازمان، همچنین به تاثیرات جهانی بحران اشاره کرده و هشدار داده است که اختلال در زنجیره تامین میتواند ارسال اقلام حیاتی از جمله واکسنها و مواد غذایی را تا چندین ماه به تاخیر بیندازد. افزایش قیمت نفت و مشکلات حملونقل نیز فشار مضاعفی بر روند کمکرسانی وارد کرده است.
یونیسف در ایران و لبنان، اقداماتی برای ارائه خدمات درمانی، واکسیناسیون و بازسازی زیرساختهای آب انجام داده و تلاش دارد جریان کمکهای حیاتی به کودکان قطع نشود. با این حال، این نهاد بار دیگر تاکید کرده است که تنها راه پایان دادن به بحران، توقف فوری درگیریها و رعایت قوانین بینالمللی در زمینه حفاظت از غیرنظامیان، بهویژه کودکان است.
۱۳۲ اثر تاریخی در ۱۸ استان زیر ضربات جنگ آسیب دیدند
وزارت میراث فرهنگی اعلام کرد که در پی حملات نظامی اخیر، بیش از صد اثر تاریخی در استانهای مختلف کشور دچار خسارت شدهاند. این وزارتخانه هشدار داد که دامنه آسیبها، همچنان در حال گسترش است.
وزارت میراث فرهنگی در اطلاعیهای تازه، گزارش داد که بر اساس بررسیهای میدانی تا بامداد چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳۲ اثر تاریخی در ۱۸ استان کشور در جریان حملات نظامی اخیر آسیب دیدهاند. این وزارتخانه تاکید کرد که فهرست مناطق خسارتدیده رو به افزایش است و استانهای خوزستان، فارس، گیلان، همدان، زنجان و البرز نیز به جمع استانهایی پیوستهاند که بناهای تاریخیشان در این مدت صدمه دیده است.
به گفته مسئولان، شدت حملات موجب تخریب بخشی از میراث فرهنگی ارزشمند کشور شده و نگرانیها درباره از دست رفتن آثار تاریخی و هویت فرهنگی مناطق مختلف را افزایش داده است. کارشناسان هشدار دادهاند که ادامه این روند میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای تاریخ و فرهنگ ملی به همراه داشته باشد.
وزارت میراث فرهنگی اعلام کرده است که تیمهای تخصصی برای ارزیابی دقیق خسارتها و برنامهریزی جهت مرمت و حفاظت از آثار آسیبدیده به مناطق اعزام شدهاند. این وزارتخانه، همچنین از جامعه جهانی خواسته است تا نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط جنگی توجه ویژهای داشته باشند.
نتیجهگیری
اکنون جامعه ما و منطقه با یک تقابل که در آن سه بازیگر اصلی، یعنی حکومتهای آمریکا و اسرائیل و ایران در چندین میدان(نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، رسانهای و نیابتی) بهطور همزمان درگیر هستند، بدون اینکه وارد جنگ مستقیم و تمامعیار شوند.
بنابراین، ما با یک جنگ کلاسیک روبهرو نیستیم، بلکه با یک «شکل جدید و ترکیبی از جنگ» مواجهیم که همزمان جامعه، اقتصاد، رسانه و امنیت را هدف میگیرد.
یک جنگ ترکیبی فرسایشی که در آن مرز بین جنگ و صلح از بین رفته و ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی بهصورت همزمان برای تأثیرگذاری بر اراده سیاسی و ساختار داخلی طرف مقابل به کار گرفته میشوند.
دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، با سیگنالهای متناقض خود درباره حملات خود و اسرائیل به ایران، همه و بازارهای جهانی را دچار سردرگمی کرده است. با این وجود، برخی مقامهای آمریکایی معتقدند اگر ضربالاجل ۶ آوریل ترامپ بدون دستیابی به توافق نزدیک شود، او یک «ضربه نهایی» شامل بمباران سنگین زیرساختها و تاسیسات هستهای ایران وارد خواهد کرد و سپس عقبنشینی میکند.
همزمان کاهش شدید عبور کشتیها از تنگه هرمز، با عبور نفت از مرز ۱۱۶ دلار، و هشدار گزارشهای بینالمللی درباره خسارتهای چند ده میلیارد دلاری، جنگ در روز سی و سوم بیش از هر زمان دیگری به بحران انرژی جهانی گره خورده است. از ضربه به صادرات نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج فارس تا ریزش بازارهای آمریکا، افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده و آسیب سنگین به اقتصاد امارات و اروپا، نشانهها حاکی از آن است که اثرات این درگیری از خلیج فارس فراتر رفته و به یکی از مهمترین شوکهای اقتصادی جهان تبدیل شده است.
به این ترتیب، هرچه زمان میگذرد، جنگ نه فروکش میکند و نه حتی در یک سطح ثابت میماند، بلکه هر روز شدت بیشتری پیدا میکند. در همین شرایط، ترامپ با همان اعتمادبهنفس همیشگی از پیروزی قریبالوقوع دم میزند و جمهوری اسلامی هم از پیروزی، سخن به میان میآورد و اسرائیل هم روزانه اهداف جدید را مورد حمله قرار میدهد. اما آنچه در میدان دیده میشود، از کردستان تا خوزستان، از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب کشور و مناطق حساسی همچون پارس جنوبی و عسلویه و نیروگاههای برق و سایر زیرساختهای مهم کشور، ویران یکی پس از دیگری میشوند و همگی نشانه ورود به مرحلهای خطرناکتر از جنگ است؛ جایی که سناریوهای سیاه جنگطلبان بهشکل عریانتری در حال اجراست.
اگر در سالهای حاکمیت علی خامنهای، مذاکره برای خریدن زمان بود، حالا در پسا سیدعلی تغییرات مهمی رخ داده و کانون تصمیمگیریها از تعادل بین هسته سخت و نرم قدرت خارج و فقط در کفه هسته سخت قدرت قرار گرفته است.
اکنون برای خامنهای پسر، دیگر نه میز مذاکره تعیینکننده است و نه ملاحظهای برای حفظ آن باقیمانده، جایی که هدف دوام آوردن است. در مقابل، ترامپ است که همچنان با فشار حداکثری پیش میرود، تا جایی که طرف مقابل، زیر بار هزینههای فزاینده، ناچار به عقبنشینی شود و طرف مقابل برای بقا تن به امتیاز دهد. اما ترامپ تمایل به یک جنگ فرسایشی طولانی را ندارد، نه میتواند تلفات بالا را تحمل کند و نه جنگ قدرت و شرایط بازار جهانی انرژی اجازه چنین درگیری طولانی را به او میدهد. بر همین اساس، استراتژی جدید تاکید «مذاکره» و گرفتن «امتیاز» بنا شده؛ تا او هرچه زودتر پیروزی خود در جنگ را اعلام کند. دقیقا در همین مسیر است که جمهوری اسلامی نیز زیر داخلی و منطقهای و جنگ دستوپا نزند.
با این حال، وقتی زمان محدود باشد، منطق جنگ باید به سمت ضربات سریعتر، گستردهتر و پرهزینهتر حرکت کند. بنابراین، سناریوی محتمل میتواند وارد کردن یک شوک تعیینکننده باشد؛ ضربهای که بتواند معادله را ناگهان تغییر دهد.
در نهایت، زیرساختهای حیاتی در داخل ایران هدف قرار میگیرند، دیگر مسئله صرفا این نیست که کدام طرف عقب مینشیند، بلکه این است که در پایان این مسیر، آیا ایران به یک سرزمین سوخته تبدیل خواهد شد؟ آیا آن جریان سیاسی در لباس اپوزیسیونی مانند گرگی در لباس میش که همواره بر ادامه جنگ و پرواز بمبافکنهای آمریکایی و اسرائیلی بر فراز ایران و ریختن بمبهایشان بر سر مردم ایران، تاکید دارد؛ بر این تصور است بر ویرانههای کشوری، بساط سلطنت خود را پهن کند که تا دهها درگیر بحرانهای زیرساختی در اثر همین جنگ خواهد بود!
در حالی که هیچ انسانی از میدان جنگ، سلامت و بیزخم بیرون نمیآید. آنهم میدانی که به او تحمیل شده است. مردمی که پنج دهه است در مقابل سیاهی ایستاده تا بتواند به روشنایی برسد. اما اینروزهای سوگ عزیزانمان، چه دور و چه نزدیک، حتی خواب را نیز از چشمان اکثریت شهروندان جامعه ما در داخل و خارج ربوده است.
اما این حقیقت تلخ این است که مبارزه برای آزادی، بیهزینه نیست، درد و رنج فراوان دارد و بهطور مداوم چه در جنگ و چه در اعتراض و اعتصاب قربانی میگیرد. مگر این که افراد و گروههای آنقدر کور و کر باشند و به همه چیز پشت کند و فقط به فکر منافع فردی و جمعی خود باشد.
پساز سرکوب خونین اعتراضات دیماه 1404، و تجربه مواجهه مستقیم با تیراندازی به معترضان، بازداشتهای گسترده، شکنجه و اعدام، قطع اینترنت و مصونیت کامل عاملان کشتار، و اکنون جنگ، این احساس را تقویت کرده تا روزی که جمهوری اسلامی بر جامعه ما حاکمیت دارد وضع نه تنها بهتر نخواهد شد بلکه روزبهروز وخیمتر و فاجعهبارتر هم خواهد شد. در این میان، پرسش محوری این است که آیا با در نظر گرفتن واقعیت عریان سرکوب در ایران امروز و جنگ، باید به یک نیروی خارجی پناه برد تا فرشته نجات جامعه ما باشد؟ آیا چنین اتفاقی در جهان روی داده است؟ واقعیتهای دخالت نیروهای خارجی در تحولات افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و… به ما میگوید دل بستن به نیروی خارجی سرابی بیش نیست و نهایت به فلاکت دیگری منجر خواهد شد. پس واقعیتهای این کشورها به ما میگوید که جنبشهای اجتماعی و همه نیروهای سیاسی و اجتماعی و مردم آزادیخواه، برای تغییر مثبت در جامعه خود، ضرورتا باید به مبارزه مستقل خود متکی باشند.
با وجود همه این سرکوبها و جنگ، بهار از راه رسیده است. برای بسیاری از مردم، بهار همچنان نماد نوزایی است و برای برخی دیگر، تنها دورهای زودگذر است. با این حال، درست در همین تفاوت، نوعی امید خاموش هم نهفته است: امید به اینکه دگرگونی ممکن است و حتی پس از تاریکترین زمانها نیز میتوان اوضاع دیگر را تصور کرد و
طبیعتا هیچ وضعیتی تا ابد ماندگار نیست. تغییر ممکن است. اما تحقق این دگرگونی تنها به گذر زمان وابسته نیست، بلکه به ما انسانها نیز مربوط است، به آمادگی ما برای تغییر و ساختن دنیای جدید، برای ناامید و مایوس نشدن و برای سکوت نکردن متحد شدن و بهوجود آوردن امکانات و جستجوی راهی که از دل درد و غم و رنج و حتی گریه، به صدایی پرقدرت و مشترک برای دگرگونی بدل شود.
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1405-یکم آپریل 2026