Skip to content
تصرف سنگر به سنگر
تصرف سنگر به سنگر
ابراهیم شیری
تصرف سنگر به سنگر شامل چهار مقاله است.
امروز، نه فقط این یا آن کشور، نه فقط این یا آن ملت، بلکه کل بشریت جهان تاوان ضدیت بخش عظیم خود با حقیقت و عدالت، با استقلال و آزادی را میپردازد. همان حقیقت و عدالت، همان استقلال و آزادی که سیمای آنها پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧ در سیمای اتحاد شوروی در افق نمایان شد.
طلوع این پیروزی و درخشش خیرهکنندۀ چهرۀ آن باعث سراسیمگی و تحریک دشمنی و کینۀ کور، نفرت و انزجار آشکار و نهان نه تنها تمام مرتجعین و تاریکاندیشان ضد بشر، حتی، هر سگ و گربۀ پاچهخواری گردید.
دشمنان عدالت اجتماعی و مخالفان رفاه و آسایش، امنیت و آزادی بشر در مقابل این چشمانداز صفآرایی کردند و از تمام اشکال جعل و تحریف و دروغ، حقهبازی و فریب و ریاکاری سخیف برای لجنپاشی به سیمای عدالت بهره برگرفتند. بیجا نبود که شیخ ابوالقاسم کاشانی گفت «اگر تودهایها به قدرت برسند، خواهر و برادرها به همدیگر حلال خواهند شد» (نقل به مضمون).
از آنجائیکه قصد اطالۀ این مقدمه را ندارم، یکراست میروم به سراغ برخی موارد مشخص تصرف مواضع و سنگرهای نیروهای طرفدار عدالت اجتماعی بواسطۀ امپریالیسم و ارتجاع جهانی، که از ربع آخر سدۀ بیستم میلادی ابعاد بیسابقه به خود گرفت. این دوره همراه بود با تشکیل گروهها و سازمانهای تروریستی مذهبی و ناسیونالیستی افراطی، که به تدریج همه یا اغلب آنها را در کشورهای مختلف به قدرت رساندند. بعنوان مثال، جریانهای القاعده، طالبان، هیأت تحریرالشام که هم اکنون بنمایندگی از «ارباب» در افغانستان، لیبی، سوریه و غیره حکمرانی میکنند.
علیایهالحال، بزرگترین سنگر نیروهای عدالت و حقیقت جهانی که به اشغال و تصرف دشمن درآمد و تجزیه شد، خود اتحاد شوروی بود و در ادامه، اجزاء آن به بازیچۀ بیاراده و اختیار و به میدان تاخت و تاز قلدرها و گردنکلفتان جهان (استعمارگران) تبدیل گردید. بعد از آن، تصرف و اشغال همۀ سنگرها که حتی کمترین نشانی از دفاع از انسانیت داشتند، یک به یک ادامه یافت. یکی از آخرین آنها سوریه بود که در اواخر سال گذشته میلادی اشغال گردید و فعلاً اولین آنها در سال جاری، منطقۀ ژئوپلیتیک فوقالعاده مهم قفقاز (سابقا بخشی از اتحاد شوروی) است که معاهدۀ تسلیم و تحویل آن همین امروز (١٨ مرداد- اسد ١۴٠۴) بواسطۀ رئیس دولت آمریکا و سران دولتهای «کاملاً برابر حقوق با ایالات متحده» در واشنگتن امضا شد…
این در حالی است که نیروها و دولتهای کم و بیش طرفدار عدالت و آزادی از دهۀ آخر قرن بیستم میلادی تا کنون برغم تمام تلاشها، نتوانستهاند حتی یک سنگر قابل اتکاء و اطمینان بدست آورند یا حفظ کنند. نمونۀ برجستۀ آن جمهوری سوریه بود که ایران و روسیه با وجود ١۴ سال حضور نظامی مستمر، نتوانستند این جمهوری را حفظ کنند.
با وجود همۀ این واقعیتهای فاجعهبار، اما از سالهای اول قرن بیست و یکم، برخی شخصیتها در رأس کشورها و در عرصۀ سیاسی جهان ظهور کردهاند که فعلاً فقط با ایجاد موانع در مقابل تهاجمات امپریالیسم، باعث کُندی روند تصرف و اشغال سنگرهای عدالت و استقلال شدهاند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور فدراسیون روسیه، شی جینپینگ، رهبر جمهوری خلق چین، کیم جونگ اون، رهبر جمهوری دموکراتیک خلق کره، آیتالله سید علی خامنهای، رهبر سیاسی- مذهی کشور ما (حتی علیرغم اینکه انقلاب بهمن سال ١٣۵٧-فوریۀ ١٩٧٩ برای مقابله با رشد و گسترش افکار و اندیشههای عدالتخواهانه در کشور و فشردن حلقۀ محاصرۀ اتحاد شوروی اندیشیده شده بود) و همچنین، رهبران برخی کشورهای دیگر مانند کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه و غیره، از جملۀ این شخصیتهای برجسته هستند که در جبهۀ مقدم مبارزه برای ممانعت از اشغال سنگرها و تغییر نظم کهنۀ جهانی و استقرار نظام چندمحوری جهانی میرزمند.
گذشته از اینها، بنده طی دو هفتۀ گذشته که بطور کامل غایب بودم، در طول مدت غیبت، چند مطلب در رابطۀ با تسخیر و اشغال فعلا «آخرین سنگر»، تهیه و تنظیم کردهام. همۀ آنها را با امیدواری به اینکه شاید برای مقابله با تجاوزات مستمر امپریالیسم و صهیونیسم راهگشا باشند، یکجا در همین پوشه تقدیم میدارم.
ابراهیم شیری
عناوین مطالب به ترتیب تاریخ:
(١)
پیامدهای جنجالی راهاندازی دالان زنگهزور برای ارمنستان
سوتلانا مامی (Svetlana Mamiy)، گزارشگر بنیاد فرهنگ راهبردی
ا. م. شیری
قرار است دونالد ترامپ، الهام علیاف و نیکول پاشینیان در ۸ اوت در واشنگتن دیدار کنند و در این دیدار، از جمله دربارۀ رفع انسداد بخش تقریباً ۴۰ کیلومتری در منطقۀ سیونیک ارمنستان گفتگو خواهند کرد.
دولت فعلی ایروان با به رسمیت شناختن قرهباغ کوهستانی به عنوان بخشی از آذربایجان، باکو بار دیگر به طور فعال در مورد «دالان زنگهزور» صحبت کرده است. بخش قابل توجهی از جامعۀ ارمنستان با این مفهوم مخالف است و معتقد است که این امر میتواند به از دست دادن حاکمیت بر منطقۀ جنوبی کشور منجر شود. این منطقه محل تلاقی منافع استراتژیک و عمیق بازیگران خارجی، شامل روسیه، ترکیه، ایران، چین و همچنین آمریکا و اتحادیۀ اروپا است.
برای جمهوریهای ماورای قفقاز، جمهوریهایی که روسیه با آنها از طریق همکاریهای اقتصادی، اصول و ارزشهای فرهنگی مرتبط است، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سناریوهای احتمالی در مورد اجرای ابتکار آذربایجان – «دالان زنگهزور» – چیست؟
یوگنی سمیبراتوف (Yevgeniy Semibratov)، دانشمند علوم سیاسی، دکتر علوم تاریخ و معاون مدیر مؤسسۀ تحقیقات و پیشبینیهای استراتژیک در دانشگاه رودن (١)، دیدگاه خود را در مورد تصویر سیاسی قفقاز جنوبی و مسئلۀ ارمنستان و آذربایجان با نشریۀ ما به اشتراک گذاشت.
جادهای دارای اهمیت راهبردی
– در حال حاضر، موضوع «دالان زنگهزور» فراتر از منافع کشورهای واقع در ماوراء قفقاز است: اجرای این پروژه مدتهاست که نه تنها با سازماندهی ارتباطات حمل و نقل بدون مانع بین نخجوان و بقیۀ آذربایجان یا حتی ترکیه و آذربایجان، بلکه با ایجاد یک مسیر حمل و نقل تمام عیار بین غرب و شرق مرتبط بوده است، که در چارچوب آن روسیه، چه از نظر جغرافیایی و چه از لحاظ سیاسی، در حاشیه باقی میماند. این، اتفاقاً، خواست و هدف دیرینۀ انگلیس نیز هست.
بر اساس گزارشهای رسانهها، داستان واگذاری قلمرو «دالان زنگهزور» در منطقۀ سیونیک ارمنستان به یکی از شرکتهای آمریکایی هنوز تأیید نشده است، اما از نظر اطلاعات، این میتواند آغاز «پنجرۀ اورتون»(٢) باشد که در چارچوب آن رسانهها وظیفه دارند افکار عمومی، عمدتاً در ارمنستان را برای این واقعیت آماده کنند که کنترل «دالان زنگهزور» یا به اصطلاح «پل ترامپ» به آمریکا واگذار خواهد شد.
باید پذیرفت که در نگاه اول، به نظر میرسد همه از این داستان سود میبرند: آذربایجان و ترکیه مسیر لجستیکی لازم به دست میآورند؛ انگلیس موفق میشود روسیه را از منطقه بیرون کند و آمریکا تحت ریاست جمهوری ترامپ «به توافق خوبی دست مییابد».
با این حال، چنین وضعیتی منجر به تقویت اجتنابناپذیر ترکیه و آذربایجان میشود که در مواجهه با مشکلات جدی اقتصادی، فرصت ترکیب ظرفیتهای خود را دارند که در آینده یک تهدید کلیدی برای امنیت ملی ارمنستان خواهد بود.
هرگونه استفاده از «دالان زنگهزور» به نفع آذربایجان و ترکیه، حداقل بدون میانجیگری روسیه، تهدید مستقیم برای استقلال ارمنستان است که میتواند با استقرار نیروهای مسلح روسیه در این مسیر عملی شود. با این حال، تحت شرایط سیاستی که نیکول پاشینیان دنبال میکند، نکتۀ آخر غیرممکن به نظر میرسد.
نقش ترکیه
در فرهنگ دیپلماتیک ترکیه، به نظر میرسد، بسیاری از کارها مجاز است، سفیر ترکیه در باکو آشکارا برای ارمنستان شرط تعیین میکند: «اگر توافقی در مورد صلح پایدار امضا یا امضای پیشبینی شود و شرایط مربوط به «دالان زنگهزور» محقق شود، مرز ترکیه و ارمنستان میتواند در نتیجۀ رایزنیهای بین آنکارا و باکو باز شود».
سمیبراتوف، دانشمند علوم سیاسی، در مورد نقش ترکیه در عادیسازی روابط بین آذربایجان و ارمنستان چنین گفت:
عادیسازی روابط بین ارمنستان و آذربایجان در شرایط سیاسی فعلی (که به مدت ٣٠ سال اساس ایدئولوژی دولتی هر دو کشور «مبارزۀ عادلانه» برای قرهباغ کوهستانی بود) در اصل بدون تسلیم یکی از طرفین غیرممکن است.
ارمنستان اکنون عملاً این گام را برداشته است. بنابراین، نقش ترکیه در اینجا باید به عنوان متحد کلیدی آذربایجان در حل «مسئلۀ ارمنی» دیده شود: آمادگی بالقوۀ آنکارا برای حمایت از باکو در حل مسئلۀ قرهباغ از طریق هر وسیلۀ نظامی، همواره در محافل سیاسی آذربایجان، نسبت به قصد مسکو برای «آشتی دادن همه»، که بارها در سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۰ مشاهده کردهایم، با استقبال بیشتری روبرو شده است.
در واقع، ترکیه با درخواست خود مبنی بر «باز کردن مرز ارمنستان در نتیجۀ رایزنیهای بین آنکارا و باکو»، شکست نظامی-سیاسی ارمنستان را در سطح دیپلماتیک ثبت و از این طریق بر نقش خود در پیروزی آذربایجان تأکید میکند. اما از نظر استراتژیک، از دیدگاه ایدههای پان ترکیسم که توسط اردوغان ترویج میشود، وضعیت فعلی یک آتشبس موقت است. بر اساس نیات سیاسی آنکارا، قفقاز جنوبی باید تنها به منطقۀ تحت نفوذ آن تبدیل شود، در عین حال، آمادگی اطلاعاتی برای تشدید بیشتر درگیریها به طور مؤثر آغاز شده است.
روسیه- ایران- ترکیه- دایره یا مثلث؟
شما دو بازیگر منطقۀ قفقاز جنوبی- روسیه و ترکیه- را که عضو اتحادهای نظامی-سیاسی متفاوتی هستند و سطح اعتماد متقابل پایینی دارند، چگونه میبینید؟
– مسائل امنیت منطقۀ قفقاز جنوبی باید از منظر تقابل چند صد ساله بین روسیه، ایران و ترکیه مورد بررسی قرار گیرد. در مرحلۀ فعلی، روابط بین مسکو و تهران در حوزۀ امنیتی سازنده است، اما ترکیه قصد دارد حضور خود را در منطقه با حمایت متحدان غربی خود، در درجۀ اول، با حمایت انگلیس تقویت کند.
پس از تجزیۀ اتحاد جماهیر شوروی، یک ترکیب سیاسی پدیدار شد که در آن ایروان از حمایت مسکو و باکو از حمایت آنکارا برخوردار بود، در همین حال، جایگاه روسیه در منطقه نیز در نظر گرفته میشد. با وجود پایداری نسبی، این رویکرد در برابر بیمیلی مسکو به پیروی از مسیر غربی مداخله در امور کشورهای پساشوروی، خود را به طور کامل توجیه نکرده است.
نکته اصلی این است که روسیه اکنون با یک رژیم آشکارا ضد روسی در ارمنستان مواجه است که توسط پاشینیان، رئیس دولت ارمنستان، بعنوان یک محصول سیاسی غرب نمایندگی میشود. در آذربایجان اوضاع کمی متفاوت است: الهام علیاف اگرچه فارغالتحصیل دانشگاه دولتی مسکو و برخاسته از حزب کمونیست شوروی است، اما روابط محکمی نیز با ترکیه و غرب برقرار کرده است. باید اذعان کرد اگرچه حضور روسیه در منطقۀ قفقاز جنوبی بویژه، برای تضمین امنیت مرزهای جنوبی کشور، یعنی مناطق قفقاز شمالی ضروری است، اما در حال حاضر به استثنای آبخازیا و آستین جنوبی، هیچ کشور دیگری را در قفقاز جنوبی ندارد که به آن تکیه کند.
پینوشت مترجم:
(١)ــ دانشگاه «رودن»، دانشگاه خلقهای فدراسیون روسیه (دانشگاه پاتریس لومومبای سابق که در سال ١٩۶٠ تأسیس شد).
(٢)ــ «پنجرۀ اورتون»، محدوده سیاستهایی است که از نظر سیاسی برای اکثریت مردم در یک زمان خاص قابل قبول است. که به عنوان پنجرۀ گفتمان نیز شناخته میشود. این اصطلاح به نام جوزف پ. اورتون نامگذاری شدهاست، وی معتقد بود که ماندگاری سیاسی یک ایده بیشتر به این بستگی دارد که در این پنجره باشد، نه ترجیحات شخصی سیاستمداران.
١٧ مرداد- اسد ١۴٠۴
padarjan2025-08-10T09:47:39+00:00
Page load link