حکومت وحشت، ترور و کشتار در ایران!
بهرام رحمانی
جمهوری اسلامی ایران، ماهیتا حکومت فاشیست مذهبی، سانسور و سرکوب، شکنجه و اعدام، جنگ و تروریسم است. اما پس از جنگ و درگیری 12 روزه بین دو حکومت ارتجاعی و نسلکش و بچهکش اسرائیل و ایران، سرکوب و سانسور، تهدید و اعدام جمهوری اسلامی، بهخصوص بر علیه افغانهای رنجدیده و بیپناه و بیدفاع اوج گرفته است.
سحرگاه امروز سهشنبه ۱۳ آبانماه، پنج زندانی در زندان یزد، به چوبه دار آویخته شدند. در میان آنها دستکم یک زن حضور داشت که هویت وی کبری رضایی، توسط هرانا احراز شده است. خانم رضایی پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود.
بر پایه آماربرداری سالانهی مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ۱۰ اکتبر 2024 تا ۸ اکتبر 2025 تنها 86/5 درصد از اعدامهای صورتگرفته در زندانهای ایران توسط نهادهای رسمی و رسانههای داخلی اعلام شدهاند. این در حالی است که 14/94 درصد اعدامشدگان بهصورت مخفیانه یا بدون اعلام در رسانه های جمعی اعدام شده اند. در بسیاری از این اعدامها، بهدلیل مخفیکاری، زندانیان حتی از حق ملاقات آخر با خانواده خود محروم شدهاند.
شعبه ۳۱ دیوان عدالت اداری، احکام انضباطی صادرشده علیه پنج تن از اعضای انجمن صنفی معلمان سنندج و سقز را تایید کرد. بر اساس این رای، احکام مربوط به مجید کریمی، غیاث نعمتی، نسرین کریمی، فیصل نوری و شهرام کریمی، شامل اخراج، بازنشستگی اجباری، تبعید و انفصال از خدمت، عینا مورد تایید قرار گرفته است.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، تنها حکم صلاح حاجیمیرزایی، یکی از دیگر اعضای این انجمن، نقض و برای رسیدگی مجدد به هیات تجدیدنظر تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش ارجاع شده است.
در شرایطی که جامعه ایران با دشواریهای متعدد اقتصادی، اجتماعی و نیز تهدیدهای خارجی مواجه است، انتشار اخباری مبنی بر احضار یا بازداشت شماری از جامعهشناسان و پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی، مایه نگرانی عمیق جامعه علمی کشور است.
بنابر خبرهای منتشرشده پیش از ظهر روز دوشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۴ – شماری از پژوهشگران اقتصادی، اجتماعی و نویسنده و مترجم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. پرویز صداقت، شیرین کریمی و مهسا اسدالهنژاد از جمله بازداشتشدگان هستند.
نیروهای امنیتی با حضور در منزل پرویز صداقت، شیرین کریمی و مهسا اسدالهنژاد، ضمن تفتیش خانه، برخی وسایل الکترونیکی و کتابهای این سه نفر را ضبط و آنها را بازداشت کردهاند.
گفته میشود محمد مالجو و برخی دیگر از پژوهشگران نیز برای حضور در دادگاه در روز سه شنبه احضار شدهاند.
در ادامه موج بازداشتهای گستردهی فعالان چپ، روز دوشنبه ۱۲ آبان، شش مامور لباس شخصی که خود را از نیروهای اطلاعات سپاه معرفی کردهاند، با مراجعه به محل کار هیمن رحیمی، نویسنده و مترجم ۳۷ ساله و با ارائه حکم قضایی او را همراه خود به منزل شخصیاش در تهران بردند و اقدام به تفتیش منزل او کرده و لپتاپ، تلفن همراه و تعدادی از کتابهای ایشان را ضبط کردند.
«پس از پایان تفتیش، ماموران به هیمن رحیمی اعلام کردند که باید روز سهشنبه برای پیگیری موضوع به محل تعیینشده مراجعه کند.»
صداقت بهتازگی در گفتاری درباره پروژه اخیر چپستیزی در ایران، چگونگی شکلگیری و هدفهای آن و همچنین بازیگران این کارزار و پیامدهای آن در حیات سیاسی، سخن گفته بود.
مالجو بهدلیل پژوهشهای انتقادیاش درباره تاریخ اقتصادی ایران بهویژه در دوره پس از انقلاب شناخته شده است. از او کتابها و مقالات متعددی منتشر شده است.
از محمد مالجو ترجمههایی از آثار آلبرت هیرشمن، کارل پولانی، چارلز ادوارد لیندبلوم، مایکل بوراووی و ادوارد پالمر تامپسون، نیز منتشر شده است.
شیرین کریمی متولد ۱۳۶۲ و دارای کارشناسیارشد جامعهشناسی از دانشگاه تهران است. از آثار او میتوان به کتاب پنجاه سال بعد از سووشون: نقدی بر واقعگرایی رمان سووشون(نشر نگاه معاصر) اشاره کرد. او همچنین مترجم آثاری از جودیت باتلر و افسانه نجمآبادی و مشارکتکننده در مجموعه «کتابهای فلسفی برای نوجوانان» از نشر چشمه است. از شیرین کریمی و مهسا اسداله نژاد مقالهها و ترجمههای متعددی از جمله در سایت نقد اقتصاد سیاسی منتشر شده است. مهسا اسدالهنژاد، متولد ۱۳۶۹، دانشآموخته دکترای جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. او در پایاننامه دکتری به مطالعه تاریخ شکلگیری دولت جمهوری اسلامی، از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، پرداخته است. این دانشآموخته دکترای جامعهشناسی سیاسی صبح امروز در حالی که در خانه پدر و مادرش حضور داشت پس از ضبط وسایل الکترونیکیاش بازداشت شد.
دادگاه انقلاب بهبهان در خوزستان یکشنبه ۱۱ آبان فروغ خسروی، معلم مقطع ابتدایی آموزش و پرورش و ساکن این شهر را در مجموع به ۱۵ سال حبس محکوم کرد.
جلسه دادگاه شنبه ۱۰ آبان برگزار شد. اتهامات فروغ خسروی، «تبلیغ علیه نظام»(یک سال حبس)، «توهین به خامنهای» و «توهین به خمینی»(۴ سال حبس)، «توهین به مقدسات»(۵ سال حبس) و «ارتباط با رسانههای وابسته به اسرائیل»(۵ سال حبس) اعلام شد.
نیروهای اطلاعات سپاه ۷ مرداد نیز فروغ خسروی را بازداشت و ۱۸ مرداد با سپردن وثیقه دو میلیارد تومانی از زندان سپیدار اهواز آزاد کرده بودند.
روز دوشنبه ۱۲ آبان مراسم خاکسپاری امید سرلک، جوان ۲۷ ساله اهل الیگودرز در این شهر برگزار شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، شرکتکنندگان در این مراسم فریاد «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
جسد امید سرلک، روز شنبه ۱۰ آبان ساعاتی پس از انتشار ویدئویی علیه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی، با گلولهای در بدنش و در خودروی شخصیاش پیدا شد. در کنار جسد او یک سلاح نیز قرار داشت.
منابع نزدیک به خانواده امید سرلک میگویند نیروهای امنیتی خانواده را تحت فشار گذاشتهاند تا علت مرگ را «خودکشی» اعلام کنند.
در حالی جمهوری اسلامی سانسور و سرکوب را تشدید کرده است که «تورم» همه مرزهای قابل تصور را پشت سر گذاشته است و گرانی سنگین کالاهای خوراکی، زنگهای هشدار را به صدا درآورده است.
به گزارش ایلنا، تقریبا تمام کالاهای خوراکی در بازه زمانی یک ساله، حداقل ۱۰۰ درصد تورم را تجربه کردهاند؛ حتی دادههای رسمی نیز دال بر دو یا سه برابر شدن قیمت سبد خوراکیها در بازه یک سال اخیر است. براساس آنچه مرکز آمار ایران از شاخصهای تورم مهرماه منتشر کرده، در یک سال منتهی به مهر امسال، نان و غلات و همچنین میوهها و خشکبار ۱۰۰ درصد گران شدهاند؛ تورم سبزیجات نیز بیش از ۷۷ درصد بوده است.
رکوردشکنی شاخصهای تورمی در مهرماه امسال، تقریبا تمام غذاها و خوراکیهای ساده را از دسترس طبقه کارگر خارج کرده است؛ کارگرانی که خانه ندارند، آموزش و درمان مناسب ندارند و از تمام تفریحات سالم محروماند، از حقِ بدیهی «تغذیه شایسته» نیز محروم شدهاند.
در مهرماه، شاخص سالانه تورم به 9/38 درصد رسیده است. نرخ تورم نقطه به نقطه و ماهانه هم به ترتیب 6/48 درصد و پنج درصد اعلام شده است. یعنی در مهرماه امسال به نسبت مهر سال قبل، خوراکیها بیش از ۶۴ درصد گران شدهاند. در این میان، قیمت لوبیا چیتی با تورم ۲۵۵ درصدی، 5/3 برابر و قیمت برنج ایرانی ۲.۵ برابر شده است. حتی برنج خارجی ۶۱ درصد گران شده است. حبوبات به عنوان کالای جایگزین گوشت در صدر گرانیها قرار گرفته است؛ لپه ۱۳۵ درصد، لوبیا قرمز ۱۲۲ درصد و عدس ۷۲ درصد رشد قیمت داشته است.
در این یک سال، رشد قیمت نان و غلات و میوهها و خشکبار چیزی حدود ۱۰۰ درصد بوده؛ حتی سبزیجات ساده در بازه زمانی یکساله بیش از ۷۷ درصد گران شدهاند. تورم ماهانه اقلام خوراکی نیز بیسابقه بوده است؛ بیشترین افزایش نرخ ماهانه را گوشت قرمز و سفید با 7/6 درصد، ماهیها با 3/9 درصد، میوه و خشکبار با 9/6 درصد و سبزیجات با 9/11 درصد داشتهاند.
در عین حال، دادههای میدانی از گرانی بیسابقه گوشت قرمز در هفته اخیر حکایت دارد؛ هر کیلو گوشت قرمز در ارزانترین و بیکیفیتترین حالت، بیش از یک میلیون تومان قیمت دارد و براساس اعلام مقامات رسمی، آنچنان توان خرید مردم تنزل یافته که حتی گوشتهای تنظیم بازاری هم دیگر خریدار ندارد. «مسعود رسولی» دبیر انجمن تولید و بستهبندی گوشت در این رابطه گفته است: «متاسفانه گوشت از سفره بسیاری از مردم حذفشده و میزان خرید بهشدت کاهش یافته است…. در حال حاضر مشکلی در واردات و توزیع گوشت وجود ندارد و تقریبا همه امور در این بخش بهصورت طبیعی انجام میشود. مشکل اصلی، ضعف قدرت خرید مردم است. واقعا مردم توان خرید ندارند.»
در هفته اخیر، حتی قیمت گوشتهای وارداتی برای چندمین بار دریک پنجره زمانی چندماهه، افزایش داشته است؛ در روزهای گذشته، ویدئویی در شبکههای اجتماعی از «جمعآوری گوشت وارداتی از قفسهها» در فروشگاههای بزرگ دستبهدست شد؛ گویا متصدیان قصد داشتند برچسبهای قیمت را بازهم افزایش دهند!
یک کارگر بازنشسته به ایلنا، به توصیف هزینههای سنگین یک وعده غذا برای ۵ نفر پرداخته است: «بچههایم مهمانمان بودند و تصمیم گرفتیم خورشت کرفس درست کنیم؛ میوه فروشی رفتم؛ یک خوشه کرفس خریدم ۲۰۰ هزار تومان، باقی سبزیجات برای خورشت ۱۰۰ هزار تومان شد؛ در مجموع ۳۰۰ هزار تومان فقط پول سبزیجات خورشت شد! کمی بیش از نیم کیلو گوشت خریدم، شد ۸۰۰ هزار تومان؛ یک میلیون و ۱۰۰- هزار تومان، پول سبزی و گوشت خورشتی شد که خانواده ۵ نفرهام در یک وعده خوردند، حدود ۱۵۰ هزار تومان هم پول برنج این غذا شد…»
این کارگر ادامه میدهد: میبینید قیمت یک وعده غذا برای خانوادهام سر به فلک میکشد؛ من ۱۶ میلیون تومان حقوق میگیرم، وقتی یک وعده غذا یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان میشود چهطور زندگی کنم؟ بازنشسته باید دو جا کار کند که روزی یک وعده غذای گرم بخورد؛ حقوق بازنشستگی خرج یک هفته هم نیست…
با این وجود، ششم آبان، «احمد میدری» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در صحن علنی مجلس، واقعیتهای مسلم زندگی تودههای مردم را کنار گذاشت و واضح و روشن گفت: «۸۵ درصد مردم از طرح کالابرگ الکترونیک رضایت دارند…»
اکنون تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در حال اجراست. جامعهای که تا دیروز با کمبود برق، آب، گرانی، دارو، سوءتغذیه کودکان و بهطور کلی تامین معیشت دست به گریبان بود اکنون با تحریمهای جدید این وضعیت بدتر و وخیمتر خواهد شد. در چینن وضعیت، حکومت تنها بقای خود را در سانسور و سرکوب، زندان و شکنجه، اعدام و ترور میبیند. از سوی دیگر، سایه جنگ مجدد بین ایران و اسارئیل نیز در فضای ایران در حال پرواز است و سایه شوم دایمی خود بر جامعه ایران افکنده است.
تروریسم را هرگز نمیتوان یک رفتار غیرمعقول و تصادفی تلقی کرد. پدیـده تـروریسم از یـک منطق استراتژیک و هدفمند و عقلانی پیروی مـیکند. بنابراین عمل تروریستی بهمثابه اختلال رفتاری و برخاسته از عقدههای ایدئولوژیک و یا روانی نیست. از آنجا که رفتارهای بیرحمانه تروریستی هیچگاه با هنجارهای اجتماعی و عاطفه انسانی همخوانی ندارد، اما گردانندگان تروریسم، همواره سعی دارند این عمل بیرحمانه خود را بهعنوان یک حادثه کور و بیمعنا جلوه دهند تا جامعه آن را یک حادثه اتفاقی بپذیرد.
اما برخلاف همه تصورات و تبلیغات سو حاکمیت در انحراف افکار عمومی، تروریسم یک رفتار کاملا هدفمند و حساب شده است که برای دستیابی به یک هدف سیاسی تلاش میکند و تهدید و ترور را بهعنوان موثرترین روش تشخیص داده و برگزیده است.
در ضمن باید پذیرفت که تروریسم هرگز یک پدیده وارداتی نیست، فرافکنیهای سیاسی ذهنها را از منشا و خاستگاه حاکمان وحشت و ترور منحرف و ریشههای رشد آنان را مستور نگه میدارد. درست استکه ایدههای فاشیستی، بنیادگرایی اسلامی و بهطور کلی حاکمیتهای رنگارنگ سرمایهداری، علاوه بر تهدید و ترور، زندان و اعدام مخالفین و سرکوب و سانسور، تروریسم هدفمند و یک کودتا را را نیز در مقاطع مختلف به کار میگیرند. بهعبارت دیگر، آنها از هر اقدامی برای بقای خود و سرکوب مخالفین استفاده میکنند. گاهی زندانی کردن یک چهره فعال سیاسی، یک نویسنده، روزنامهنگار و هنرمند پیروز و مردمی، بهایی سنگینی برای حاکمیت دارد اما بیسروصدا آنها را ترور میکند و حتی گاهی با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی خود این ترورهای خود را به مخالفین و اپوزیسیون خود نسبت میدهد.
سالهاست که جمهوری اسلامی ایران، شیوه ترور خود در خارج کشور را تغییر داده و به جای نیروهای خودی و نیابتی از باندهای تبهکار برای ترور مخالفینش استفاده میکند.
مطالعات تروریستی، نشان میدهد که تروریستها در هرکشوری فرزندان سرزمین خودش هستند و خودشان را دلسوزان واقعی مردم و آن سرزمین میدانند و در صدد نهادینه ساختن حاکمیت و تطبیق ایدئولوژی و اهداف و آرمانهای خود در آن سرزمین هستند.
از این جاستکه رابطه تروریسم را هرگز نمیتوان با سیاست و قدرت سیاسی منتفی تلقی کرد. عقدهگشایی مذهبی با کشتار سیستماتیک تروریستی کاملا متفاوت است. تروریستها با کشتار مخالفان سیاسی و عقیدتی خودش در جستوجوی ایجاد حاکمیت ایدئولوژیک مطلق و واحد خود میباشد.
با آنچهکه گفته آمد به این حقیقت پی میبریم که تروریسم در فرآیند رسیدن به هدف خود، محاسبهگرایانه عمل مـیکند و سـعی میکند در عین حالیکه کمترین هزینه را متحمل شود، بیشترین خسارت را بر مخالفان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حکومتیاش وارد سازد. در این دیدگاه، عملیات تروریستی را میتوان تـنبیه آگاهانه مردم و دولت به منظور ایجاد یک تغییر بنیادین مطرح کرد.
با این وصف، تاکتیک ترور بـرای وارد آوردن بـیشترین خسارت، همزمان با متحمل شدن کمترین هزینه به کار گرفته میشود. براساس این مـنطق، سازمانهای همچون داعش و طالبان و تحریرالشام که الان بر سوریه حاکم شده است بهنوعی شاگردان جمهوری اسلامی ایران محسوب میشوند هر چند که با هم مخالفند. در به کارگیری کشتار جمعی مخالفین در خیابانها، اعدام و یا کشتن مخالفین زیر شکنجه و نشان دادن آن بهعنوان خودکشی و یا مرگ بر اثر بیماری، بخشهای سیتماتیک و دایمی و علنی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران است.
حکومت ترور و وحشت، هر از چند گاهی با ایجاد یک موج عظیم از رعب و قتلعام فجیع، و راهانداختن تورم و گرانی کمرشکن و اخراجسازیهای گسترده کارگران و کارمندان و حتی عدم پرداخت دستمزد ناچیز آنها به موقع نیز بهره میگیرید تا مدتی زیادی روان جامعه را گرفتار این نوع مسایل سازد و اکثریت شهروندان را در معرض یک تهدید بالقوه دیگر قرار میدهد.
شبکههای تروریستی حکومتی در ایران، تاکنون این شیوه را کارآمد ارزیابی کرده و با گرفتن امتیازهای پیاپی، به دستآوردهایشان مطمئن شدهاند. قوه قضاییه و سازمانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی، حتی شبکههای اجتماعی و روزنامهنگارانی که ماجرای ترورها و حتی قتلهای زنان را پیگیری میکنند را تهدید، دستگیر و زندانی و از کار اخراج میکند.
در ادامه این مطلب به نمونههایی از ترورهای حکومت و یا عوامل وابسته به آن در داخل و خارج کشور اشاره میکنیم.
ادامه…
نتیجهگیری
تروریسم جمهوری اسلامی در همه عرصههای جاتمعه ایران و منطقه و خارج کشور، فعالند.
تا حالا عبارت «مرگ ناشی از تروما» به گوشتان خورده؟ مرگ براثر تروما به مرگی گفته میشود که به دلیل آسیبهای شدید جسمی یا روحیِ ناشی از عوامل خارجی ایجاد میشود. یعنی همان مرگ غیرطبیعی.
همشهری آنلاین در گزارشی نوشت: سالانه ۴۹ هزار نفر در ایران به دلیل ترومای ناشی از حوادث غیرطبیعی میمیرند. این خبر تازهای است که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله اعلام کرده است. این بیمارستان، قطب تروما است و به گفته مسئولان بیمارستان، این روزها تعداد بیماران ترومایی در این بیمارستان افزایش یافته است.
سالانه ۳۰ هزار نفر در ایران دچار سوختگیهای شدید منجر به بستری میشوند که از این تعداد ۳ هزار نفر جان خود را از دست میدهند. نرخ سوختگیهای شدید و مرگومیر ناشی از آن در ایران تقریبا ۸ برابر میانگین جهانی است. این امار در حالی است که همه موارد سوختگی در کشور ثبت نمیشود. در سال ۱۴۰۳ نیز روندی مشابه سال گذشته گزارش شده است. آمار سوختگی در کشور در حدی بالا است که مسئولان تلاش دارند روزی بهعنوان «روز حمایت از بیماران سوختگی» وارد تقویم رسمی کشور شود.
بر اساس گزارشات رسمی، نرخ سوانح رانندگی در ایران ۲۰ برابر میانگین جهانی است و هر ساله در ایران حدود ۲۸ هزار نفر قربانی تصادفات جادهای شده و ۳۰۰ هزار تن نیز دچار مصدومیت یا معلولیت میشوند.
طبق آمار سازمان پزشکی قانونی کشور متاسفانه طی 10 سال گذشته(1387 تا 1396)، 15 هزار و 997 نفر در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادهاند که 15 هزار و 767 نفر از این افراد مرد و 230 نفر زن بودند. این آمار هشت برابر میانگین جهانی حوادث ناشی از کار می باشد.
طبق آمار سازمان پزشکی قانونی ایران در فاصله بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ مرگ ناشی از حوادث کار در ایران قریب به ۳ برابر شده است ، بنابر گزارش سازمان پزشکی قانونی بین سالهای ۲۰۱۶ – ۲۰۱۷ ، آمار مرگ بر اثر حوادث ناشی از کار ۱۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است. این آمار حتی نسبت به کشورهای کمتر توسعه یافته شرق اروپا نیز فاجعه بار است.
بیشترین حوادث منجر به مرگ در صنعت ساختمان ایران رخ میدهد که 60 درصد این کشتهشدگان را به خود اختصاص داده است و پس از آن صنعت معدن قرار دارد. سقوط از ارتفاع و شکستگی بیشترین حوادث ناشی از کار در ایران هستند که بیشترین قربانیان آن را کارگران جوان بین ۱۵ تا ۲۴سال تشکیل میدهند. شایعترین بیماریهای ناشی از کار نیز مشتمل بر بیماریهای عضلانی، بیماریهای تنفسی و اختلالات شنوایی هستند. تحقیقات در ایران، همچنین حاکی از شرایط غیراستاندارد سلامت و امنیت کار در صنعت نفت و گاز «بهخصوص حفاری»، صنایع غذایی، خودرو و دارو است.
بسیاری از فجایع ایران، مانند انفجار در بندر رجایی، انفجارهای سریالی در معادن ایران، آتشسوزیها و غیره ناشی از ضعف نظارت، ناکارآمدی، اشکالات فنی، سهلانگاری و سوءمدیریت بودهاند.
پس از هر حادثه، کمیتههایی برای بررسی دلایل و شناسایی مقصران تشکیل شده و در برخی موارد پروندههایی به دستگاه قضایی ارجاع یافته، اما این اقدامات در عمل به نتایج ملموس و قابل اتکایی منجر نشدهاند. در بعضی موارد هم پس از گذشت سالها، حتی علت اصلی حادثه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
حوادثی که ظاهرا بهنظر میآید ماهیت عمدی نداشتهاند و رویدادهایی مانند شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی را شامل نمیشوند.
تا روزی که جمهوری اسلامی بر جامعه ایران حاکمیت دارد سایه تروریسم و وحشت و کشتار آن، از بالای سر شهروندان ایران در داخل و خارج کشور کنار نخواهد رفت و دسترسی به یک زندگی نسبتا آرامشبخش و بدون دغدغه امکانپذیر نخواهد شد! بنابراین، تنها با اتحاد جنبشهای اجتماعی و مبارزه هدفمند سیاسی، اجتماعی و طبقاتی میتوانیم جمهوری اسلامی را برکنار کنیم و یک جامعه آزاد و برابر و عادلانه بسازیم!
سهشنبه سیزدهم آبان 1404-چهارم نوامبر 2025