استاد احمد شاه ستیز این سرودۀ غم انگیز که خاموشی چراغ غزل را بیان میدارد، به سکینه روشنگر فرستاده و در ذیل آن چنین نوشته اند:.
“سلام خواهر گرانمهرم، اگر امکانش بود لطفا این سروده ام را در سایت وزین افراشته برای نشر بفرستید”.

“یاد و خاطرات زنده یاد مجید کلکانی، و دیگر همرزمان و همسنگرانش گرامی باد!”

  درشب اعدام

در شب اعدام تو،

ای چریک زخمی آزادی !

ای نماد

عشق در مبارزه و‌ پیکار!

اشک غزلهایم ،

سرخگونه از دل

جاری بود!

کاج بلند شعر

فرو ریخت

گویی

و باغستان غزل در سوگ واژه ها نشست.

آن شب دلم پرنده ی بود خونین

شکسته، ریخته، افسرده!

و چشمانم،

گویی ستاره باران بود

از مروارید اشکی

که روی گونه هایم می ریخت

قطره، قطره، قطره!

خبر سنگین بود

و من

در شبِ که واژه ها می گریستند

چراغ غزل را

خاموش کردم

تا با ستارگان سوگوار

درد هایم را قسمت کنم!!!

احمدشاه ستیز