استاد عبدالهادی رهنما
راه مولانا
شهر ما اندیشه گاه راه مولانا نشد
پور فردوسی و پور حافظ و سینا نشد
درس ها بسیار خواندیم، غیر درس زندگی
آخرش پیدا، کسی دانشور و دانا نشد
ما به دشت حسرت دیروز ماندیم در حصار
حال، آمد ما نبودیم راهی فردا نشد
شهر دلگیر، خانه دلگیر، کوچه و پس کوچه تار
دانش و فرهنگ دردا ! چلچراغ ما نشد
ناله ها اندر گلویی لحظه ها گشته اسیر
زندگی آسوده از نیرنگ افسون ها نشد
شاهراه زندگی بن بست خورده پشت هم
بلبل اندیشه ها بر شاخ دل گویا نشد
جهل تخم فتنه میکارد میان سینه ها
شهر ما اندیشه گاه راه مولانا نشد