حفیظ آرش آذیش

           رهایی

تنها با آرزوی رسیدن به آن
آب در هاون کوبیدن است
نبرد را فراموش نکنیم رفیق !

باور به «Demoncracy »
بر یخ نوشتن
و در آفتاب نهادن است
سالوادور آلنده را ،
ویکتور خارا را
از یاد نبریم رفیق !

رخدیس دزدان آزادی را
از چهره شان باید برکند
شیپور بیدار باش باید شد
ژولیان آسانژ را
بیاد آوریم رفیق !

انسان دوباره باید
به توان و امکان اش ایمان بیاورد
خواب خود کامگان را
پریشان باید کرد
به چه گوارا اقتدا کنیم رفیق !

برای زور گویان حاکم
بایستی پیک مرگ شد
فریادی باید شد
زمین لرزه ای
آرامش شان را بایستی پریشان کرد
لهیب ها
سرمد ها
انیس ها را
فراموش نکنیم رفیق !

کاخ سپید را
برای سردمداران رو سیاهش
خاکستری باید کرد
انتقام ویتنام ها
غزه ها
یمن ها
و تمامت خاک زخم خورده را
باید گرفت رفیق !

شورشی باید بود،
پیکار باید کرد
شعله ی رستاخیز
باید شد رفیق !