صنم عنبرین

           زمین سوخته

اگر زعشق نخوانم، تفنگ خواهد خواند
به جای بچه‌ی آهو پلنگ خواهد خواند

قبیله، یک قفس است و دهان آدم ها
به گوش دختر حوا ز ننگ خواهد خواند

اگر که عشق بشورد بر آتش و باروت
زمین سوخته از سر، قشنگ خواهد خواند

تمام درد دل آسمان ابری را
گلوی شاعر باران به سنگ خواهد خواند

اگر که از لب مادر، پرید خنده‌ی شوق
بدان که کودک نوپا ز جنگ خواهد خواند