ستارۀ پردرخشش آزادی
سکینه روشنگر
ستارۀ پردرخشش آزادی
آنشب که مهتاب در برکۀ خاطراتم جلوۀ دیگر داشت
در رواق بلند شعر تکیه زدم
تا واژه های دلنشین را پی گیرم
و بر لوح خاطره ها بنگارم
درخشش بلورین قطره های شبنم روی برگ ها
جلوۀ روشن و سرخ شبپره ها،
جلایش کرم شب تاب و
صدای سیرسیر حشرات شبگرد
درهم آمیخته و
باغ و بستان برای عاشقان نورعشوه می افزود.
آسمان خیالم پر از ستاره
و من با نگاهی عمیق
در جست و جوی ستارۀ پردرخشش آزادی بودم
تا مروارید غزل را به زیبایی او بیآرایم
بلی آزادی گمشده از دیار من؛
آزادی انسان سرزمین های سوخته
آزادی جلوه گر در خیالات و آرزوها
آزادی که نام بزرگش در لابلای اشعار
ویا داستان های آزاد اندیشان میدرخشد؛
آزادی که مجریان ستم و سرمایه،
دین مداران خرفت و زن ستیز،
زنده به گورش نمودند.
ولی من باور دارم که
دستان پر قدرت آزادی خواهان
از نسلی دیگر
اورا از زیر آوار تاریخ،
از زیرفشار پنجه های کثیف تعصب،
ستم و جهالت بیرون خواهند کشید.
آری اوهمواره فریاد میزند که
ای آزاد اندیشان بیرونم کشید
با اتحاد و همدلی ازین ورطۀ تنگ و تاریک
ولو که نعش نیمه جانم باقیست،
تا تابش ستارگانی دیگر
درین برکه پدیدار شود.
padarjan2025-08-16T06:03:24+00:00