استاد عبدالهادی رهنما
شمع پیش روی کور
وحدت اندیشه ها زیبا تر از هر گلشن است
زندگی در غیر آن باری بدوش گردن است
رمز آسایش نهان در پرده های همدلیست
رنج هستی در نهاد قصۀ ما و من است
آن که تخم فتنه را تکثیر میدارد چه زشت
پیش ارباب خرد از ریشه ریشه کودن است
هرکه دوزد از تعصب پیرهن از بهر جان
در طریق آدمیت بد تر از اهریمن است
دوستی با مردمان جاهل و نادان یقین
مار را در آستین خویشتن پروردن است
صحبت دانا برای سفله گان دانی که چیست
شمع را در پیش روی کور روشن کردن است
آن که را در سر نباشد عقل و دانش رهنما
خانۀ اندیشه اش عاری ز نور و روزن است