عزت آهنگر
شورآزادگی
رفتم آنجا که دل رها سازم
شور آزادگی به پا سازم
سفر عشق را شروع بکنیم
راه اندیشه جستجو بکنیم
دست در دست آرزو در پیش
برویم تا رها شویم از خویش
پر پرواز در مسیر زمان
بگشاییم به اوج عزم، عیان
خو گرفته به لانه مرغ سحر
از هجوم تحمل است بی پر
می هراسد ازین شب بیداد
تن دهد در فضای استبداد
بشکنیم این فضای سرد سکوت
رهگشاییم ازین شب برهوت
در هبوت زمان ترانه شویم
شمع و فانوس را نشانه شویم
ذهن علم و هنر بیازماییم
دل به آزادگی بیافزاییم
ایده ها در بنای آزادی
ره بجوید بسوی آبادی
دست شب از سحر بدور شود
لانه ی صبح پر زنور شود
سرو سوسن به باغ روید باز
در بهاران چراغ جوید باز