عزت آهنگر

             عروس گل  

به پیشواز بهاران رسید نرگس مست

بیا  ز عطر دل احساس ناب تازه کنیم

خمار چشم می آلود گل به دامن صبح

بیا به دشت محبت گلاب تازه کنیم

ز قطره قطره شکوه طبیعت و گل سرخ

به قلب گلشن احساس شباب تازه کنیم

عروس گل بخرامید روی شاخه ی مهر

میان بازوی گلبرگ شراب تازه کنیم

غزال چشم به کهسار سبز عشق و امید

رها کنیم به مهر و حساب تازه کنیم

حلول عطر گل یاس را به بستر دل

فضای سینه به عزم شباب تازه کنیم

به حکم پویش احساس و عقل گام نهیم

ملال خاطر دوست بی نقاب تازه کنیم

حضور نکهت گل شعر ابتکار و عمل

ز عمق دل بسراییم رباب تازه کنیم

عبور ذلف پریشان باد را بشناسیم

به عزم و شور رهایی شتاب تازه کنیم

چو شاخ سرو بجوییم قله های شکوه

به جلوه گاه زمان پیچ و تاب تازه کنیم

گذر کنیم شجاعانه ز آتش نیمرود

برای رویش عشق آفتاب تازه کنیم .