دفتر سیاسی حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست ونزوئلا(PCMLV)

ارسالی حزب کار ایران(توفان)

علیه تجاوز امپریالیستی و واگذاری حاکمیت

دفتر سیاسی حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست ونزوئلا(PCMLV)

بسیج مردمی: جبهه ضدامپریالیستی و ضدفاشیستی خلق را با اتحاد کارگران، دهقانان و جوامع محلی پیش ببریم!

در چارچوب تضادهای بزرگ میان‌امپریالیستی و بحران عمومی سرمایه‌داری، بلوک امپریالیستی به رهبری دولت ایالات متحده، به‌طور تعیین‌کننده‌ای در مسیر فاشیستی‌شدن پیش می‌رود تا از این طریق استثمار را افزایش دهد، بر بحران خود غلبه کند و جهان را مجدداً تقسیم کند؛ روندی که با تصاحب خشونت‌آمیز منابع طبیعی، بازارها و نیروی کار دیگر ملت‌ها تعمیق می‌شود. نمونه آن جمهوری بولیواری ونزوئلاست؛ جایی که دولت فاشیستی و نسل‌کش دونالد ترامپ از امضای یک توافق نفتی تاریخی با دولت موقت به ریاست «دِلسی رودریگز» خبر می‌دهد.

یادآوری کنیم که در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، مردم ونزوئلا هدف تجاوز نظامی نیروهای مسلح ایالات متحده قرار گرفتند که در نتیجه آن، رئیس‌جمهور، «نیکلاس مادورو موروس»، و نماینده مجلس ملی، «سیلیا فلورس»، ربوده شدند؛ همچنین بیش از ۱۰۰ سرباز ونزوئلایی و کوبایی که به شکلی شایسته و شجاعانه دفاع از رئیس‌جمهور و تمامیت ارضی کشور را بر عهده گرفته بودند و به وظیفه خود عمل می‌کردند و قانون اساسی جمهوری بولیواری ونزوئلا (CRBV) و قانون وضعیت اضطراری را به اجرا درمی‌آوردند، کشته شدند.

پس از این وقایع، دولت فاشیستی و نسل‌کش ایالات متحده، با همکاری کامل و رضایت‌مندانه دولت موقت، دستور کاری را تحمیل کرد که منافع اقتصادی، سیاسی و ژئواستراتژیک آن را در منطقه به‌طور گسترده تأمین می‌کند؛ دولت موقتی که هر روز بیش‌ازپیش، در شکل و محتوا، ماهیت خدمتگزاری خود به منافع ایالات متحده را نشان می‌دهد.

از جمله این اقدامات می‌توان به استقرار سفارت‌های دولت فاشیستی و نسل‌کش ایالات متحده و دولت قاتل صهیونیستی اسرائیل، استقرار سیا و فرماندهی جنوبی ایالات متحده (SOUTHCOM) و اصلاحات قانونی برای دور زدن قانون اساسی جمهوری بولیواری ونزوئلا اشاره کرد؛ از جمله اصلاح قانون هیدروکربن‌ها و قانون معادن و اصلاحاتی که در حال تدارک هستند، مانند اصلاح قانون ارگانیک کارِ کارگران زن و مرد و قانون قوه قضائیه. تمامی این تحمیل‌ها با هدف فراهم کردن «امنیت حقوقی» مطالبه‌شده از سوی امپریالیسم آمریکا و شرکت‌های بزرگ فراملی برای سرمایه‌گذاری در ونزوئلا صورت می‌گیرد.

اما جدی‌ترین اقدام دونالد ترامپ، فاشیست و قاتل، اعلام یک «توافق نفتی» تاریخی است که به‌موجب آن، امپریالیسم آمریکا کنترل ۶۵ میلیارد بشکه نفت را که از میادین نفتی واقع در کمربند نفتی «اورینوکو» و میادین نفتی «ایالت زولیا» به دست می‌آید، در اختیار می‌گیرد؛ بسیاری از این میادین پیش‌تر طرف قرارداد شرکت‌های دیگری بودند.

استدلال‌ها و مبانی حقوقی برای اثبات غیرقانونی بودن این غارت نفتی نهادینه‌شده به دست دولت موقت فراوان است؛ دولتی که افزون بر این، اقدام مزبور را به‌عنوان تدبیری برای نجات مردم ونزوئلا و هدایت کشور به‌سوی توسعه اقتصادی و رفاه همگانی جشن می‌گیرد.

توضیحات ارائه‌شده از سوی دولت موقت درباره این اقدام شرم‌آور، یعنی به گرو گذاشتن آینده ونزوئلایی‌هایی که هنوز متولد نشده‌اند، در دریایی از ابهام‌ها و تناقضاتِ شایسته یک دست‌نشانده امپریالیسم شناور است؛ آنان می‌کوشند واگذاری کشور را توجیه کنند و، بدتر از آن، مردم ونزوئلا را متقاعد سازند که این تنها سیاست ممکنی بوده است که می‌توانست اتخاذ شود.

همچنین باید مسئولیت راست افراطی فاشیستی، به نمایندگی «ماریا کورینا ماچادو»، و نوکران موسوم به «مجلس ملی ۲۰۱۵» را، به‌عنوان عوامل امپریالیسم آمریکا و خائنان به میهن، خاطرنشان کنیم؛ کسانی که باید به دلیل جنایاتی که علیه مردم ونزوئلا مرتکب شده‌اند، محاکمه شوند.

برای ایالات متحده، مسئله عبارت است از تصاحب مواد خام و کسب سودهای فوق‌العاده برای مقابله با کاهش نرخ سود و اعمال سرپرستی ژئوپلیتیکی بر ملت‌های جهان. این غارت نفتی، بلوک امپریالیستی به رهبری دولت ایالات متحده را تقویت می‌کند تا منابع کافی برای ادامه سیاست نابودی و امحای ملت‌های جهان در اختیار داشته باشد؛ همان‌گونه که وقایع فلسطین، ایران، لیبی، سوریه، کوبا، نیکاراگوئه و دیگر کشورها نشان می‌دهند. در عین حال، این امر مجتمع صنعتی نفت و گاز و مجتمع نظامیِ امپریالیسم را در برابر توسعه منابع انرژی جایگزین، مانند انرژی الکتریکی و هسته‌ای، تقویت می‌کند.

آنچه در ونزوئلا و منطقه شاهد آن هستیم، یک پیمان تجاری نیست، بلکه تجلی سلطه نواستعماری و غارت امپریالیستی است.

برای مردم ونزوئلا، این به‌اصطلاح «توافق نفتی» به معنای واگذاری کنترل اصلی‌ترین منبع درآمد اقتصادی کشور به نیروهای خارجی است؛ به معنای سلب ثروت اجتماعی و از دست رفتن کامل حاکمیت ملی؛ تغییر کامل الگوی کشورداریِ مصوب در قانون اساسی سال ۱۹۹۹، که با اکثریت مطلق آرای مردم در همه‌پرسی به تصویب رسید؛ خیانت به ایده‌های حاکمیت و توسعه درون‌زا، با پیامدهای شدید سیاسی، اقتصادی و اجتماعیِ ناشی از از دست رفتن استقلال دولت و نهادینه‌شدن دولتی تحت قیمومیت، به‌عنوان کمیته‌ای برای اداره منافع شرکت‌های فراملی؛ و تعمیق الگوی صادرات مواد اولیه (استخراج‌گرایی وابسته) و انتقال نابرابر ارزش، که به ناامن‌تر شدن شرایط کار، استثمار مضاعف طبقه کارگر و وخامت شدید شرایط زندگی کل پرولتاریا منجر می‌شود.

برای ملت‌های آمریکای لاتین، این امر به معنای عقب‌گرد و تحمیل دوباره سیاست امپریالیستی و «دکترین مونرو»، همراه با استعمار مجدد، و تهدید همگرایی منطقه‌ای است. ازاین‌رو، افشاگری سیاسیِ بی‌امان علیه تجاوز امپریالیستی و غارت نفتی، ضرورتی فوری و اجتناب‌ناپذیر است؛ ما باید همچنان سازمان‌دهی و بسیج جبهه خلقِ ضدامپریالیستی و ضدفاشیستی و ارتقای آگاهی طبقه کارگر، دهقانان، جوامع خودگردان و دیگر بخش‌های پرولتاریا و جنبش مردمی و انقلابی را برای دفاع از حاکمیت و آزادی ملی پیش ببریم.

ضروری است هر جا که هنوز جبهه خلق وجود ندارد، آن را برای مبارزه در راه بازپس‌گیری و ملی‌سازی صنعت نفت، بدون پرداخت غرامت و تحت کنترل کارگری، ایجاد کنیم. مهم است استدلال‌هایی را که هم دولت ایالات متحده و هم دولت موقت ونزوئلا مطرح کرده‌اند، رد کنیم و ماهیت آن‌ها را افشا کنیم:

  1. ادعای «منفعت متقابل» کاملاً نادرست است: سرمایه از روی نوع‌دوستی جابه‌جا نمی‌شود، بلکه در حاشیه نظام سرمایه‌داری به دنبال سودهای فوق‌العاده است.

  2. مغالطه «حفظ حاکمیت»: هنگامی که دولت ۵۵ درصد را واگذار می‌کند و خود را تابع اداره دولت ایالات متحده می‌سازد، همچون بورژوازی‌ای عمل می‌کند که کشور را تسلیم بیگانگان می‌کند.

  3. توهم «پیشرفت ما»: مبلغ ۲۰۹ میلیارد، مشروط به نظارت و کنترل قدرتی خارجی است و افزون بر آن، در برابر انباشت سرمایه شرکت‌های نفتی فراملی، چیزی جز صدقه‌ای بسیار ناچیز نیست (کمتر از ۵ درصد سودها).

  4. باج‌خواهی ناشی از «بحران ساختاری»: بحران محصول بحران عمومی سرمایه‌داری و تجاوز امپریالیستی است؛ معرفی واگذاری کشور به‌عنوان «تنها راه»، به معنای تسلیم سیاسی است.

  • نه به غارت نفت ونزوئلا!

  • نه به واگذاری حاکمیت؛ آری به آزادی ملی!

  • یانکی‌های لعنتی و نوکرانشان، بیرون!

  • جبهه خلقِ ضدامپریالیستی و ضدفاشیستی را با اتحاد کارگران، دهقانان و جوامع خودگردان تقویت کنیم!