مبارزه علیه خشونت بر زنان را همگانی و بلند تر فریاد کنیم
سکینه روشنگر
مبارزه علیه خشونت بر زنان را همگانی و بلند تر فریاد کنیم
روز ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان اعلام گشته است. به نظر من با نگرش کوتاه ولی عمیق بر اوضاع جهانی و بخصوص وضعیت زنان در جوامع طبقاتی و عقبماندۀ بشری، و با در نظر داشت تنوع و ازدیاد خشونت ها علیه زنان درهمه جای دنیا، به این نتیجه میرسیم که مبارزۀ قاطع و پیگیر و جدی علیه رنج ها، نابسامانی ها، خشونت ها و… که بر زنان روا داشته میشود نه در یک روز معین بلکه همه روزه و هر لحظه باید انجام شود.
به منظور بر داشتن یک گام کوچکی برای مبارزه علیه زن ستیزی ها و مبارزه علیه خشونت بر زنان، برآن شدم که پارۀ از خشونت های روا داشته شده بر مردمان در بند، وبخصوص زنان رنج کشیدۀ افغانستان، را به بحث بگیرم.
سخن از خشونت است. خشونت و بازهم خشونت بر زن، بر مرد و بر انسان سرزمین های عقب مانده و تا گردن فروربرده شده در مزخرفات دینی، سنتی و استبدادی.
در سرزمین ما، ایجاد ترس، رعب و و حشت از روز قیامت، از شعله های آتش سوزان جهنم و هزاران حدیث و روایت جابرانه و وحشتناک دیگر بر “نافرمانان” موعظۀ می گردد. از طرف دیگر وعده – وعیدهای هوسبازانۀ بازهم غیر انسانی از بهشت برین با حور وغلمان(به هرمردی هفتاد دانه؟!) یعنی زنبارگی و بچه بازی و جوی های شیر و عسل دربهشت انگیزه می شوند، تا مردان مردسالار، هوسباز، فاسد و زورگوی که غرق مزخرفات دینمداری وخرافه بافی هستند، دلخوش کنند. این عملکرد های ناسالم همه و همه از جانب ملا، طالب، چلی و منادیان استعمار و استبداد زمینۀ استفاده جویی های بی حد و مرز را درجامعه فراهم میکند. شوربختانه باید گفت همیشه لبۀ تیز شمشیر بران این مزخرفات بسوی اکثریت زنان جامعه درهمۀ ابعاد آن به شدت بیشتر نشانه رفته و بربدبختی های شان افزوده می گردد.
مردسالاران زن ستیز- از همه اقشار جامعه – بجای حفظ مقام زن به عنوان یک انسان، به بهانه های متنوع تا سرحد کشتار و بربادی زنان و دختران مظلوم جامعه که همان مادر و دختر و همسر شان هستند، وحشیانه عمل می کنند. آنها همگام با طالبان وحشی و شیوه های قرون وسطایی شان با موعظه ها وامر و نهی و عملکرد ملاهای “امر به معروف و نهی از منکر” این بار ستم را بر پیکر مظلوم زنان بیدفاع کشورچند لایه می نمایند. این منادیان دین و سرمایه حتی صدای زنان را خاموش و در کل وجود و بود شان را در چهار دیوار خانه محدود کرده اند.آنها تمامی روزنه های امید و زندگی را بر روی زنان جامعه بسته اند.
تا کنون طالبان 129 فرمان برای حذف زنان بصورت سیستماتیک از جامعه صادر کرده و همه روزه محدودیت های غیر انسانی وغیر حیاتی دیگر بر زنان و دختران بیدفاع کشور وضع میکنند.
فشارها و محدودیت هائی که طالبان فرا راه زنان وضع کرده اند آنها را دچار اضطراب، نا امیدی، ترس از آیندۀ تاریک و امراض روحی روانی سنگینی نموده که ناچار دست به نابودی خود میزنند.
امروزه اکثر رسانه های دنیا آمار تلفات زنانی را که از شدت فقر، مرض، بیکاری و مصیبت های فراوان تحمیل شده برخود رنج میبرند و به نحوی بیمار یا قربانی شده اند، به نشر می رسانند. همچنین موارد خشونت خانوادگی از سوی بستگان مرد و یا زن در خانواده ها به شدت افزایش را نشان می دهد. البته نمونه های فراوانی از درد ها و خشونت های روا داشته شده بر زنان کشور موجود است که متاسفانه اکثراً بیرون داده نمی شود و در درون خانه ها به عنوان اسرار افشاء نشده باقی می ماند و تا دم مرگ زنان معصوم کشور بار رنج آن را همیشه و درتمام عمر، به دوش می کشند.
از آنجائی که تومورخبیثۀ خشونت بر زنان، در رگ رگ و مغز استخوان جوامع مردسالار ریشه دوانده است، آمار تلفات زن کشی از جانب همسران و یا خودسوزی و خود کشی دختران نیز به شدت بیشتر بالا رفته است.
پدیدۀ شوم خشونت در جامعه دمل وار رشد میکند. «مردان» زن ستیز و زن آزار، که تعداد آنها متأسفانه کم هم نیست، اگر درهیچ ساحۀ زندگی ابتکاری نداشته باشند، در خشونت علیه زنان به متود های جدید زن ستیزی و زن آزاری موفقانه دست پیدا می کنند. درکشورما حکام زن ستیز و جاهل و وحشی طالب زمینه ای رشد این روند را به شدت افزایش داده و از عاملین آن پشتیبانی کامل می کنند.
شنیده میشود که عده ای از طالبان به قدرت رسانده شده، در مناطقی از کشور، زنان شوهر دار را به زور تصاحب نموده و برای خود گویا “نکاح” می کنند. و یا ده ها مورد لت و کوب و آزار و اذیت های ناروای جنسی که گفتن و یا نوشتنش را ننگ زبان و قلم می دانم و نمی توانم بنویسم ……
این اتفاقات غیرانسانی و صد های دیگر که نوعی از خشونت بر زنان را نشان میدهد از جانب طالبان حمایت شده و اگر اعتراضی هم باشد، نادیده گرفته شده ویا سرکوب می گردد.
کشتار زنان جوان به دست شوهران ناکس و یا پدران و برادران بیرحم و نامرد شان و یا دیگر اقارب دور و یا نزدیک مردنمای نا انسان، همه روزه به بهانه های متعدد بیرحمانه صورت می گیرد. مثلاً: قتل فرخنده ها و یا ده ها زن و خانواده های که به دام خشونت های خانوادگی گرفتار و جان باختند، و در نظام حاکم طالبانی هیچ امنیتی برای شان وجود ندارد، موارد ناگواری از خشونت هااست که برزنان تحمیل میشود.
البته ناگفته نباید گذاشت، خشونت بر زنان زمانی تشدید مییابد که دست ستمگستر ارتجاع، جهل و عقبماندگیهای فرهنگی، بیسوادی، فقر و… و همچنان در پیوند و همسوئی با آن دست های ستمگر استعمار زمینۀ رشد پدیدۀ شوم زن ستیزی را توسعه می بخشند. زمینه سازی این فجایع بر انسان مظلوم این سرزمین، و بخصوص زنان رنج کشیده و بیدفاع آن، محصول سیاست های غیرانسانی و فرصت طلب سیاستمداران پر قدرت جهان در به حاکمیت رساندن طالب وحشی در کشور ما برای اهداف منطقه ای شان و بدست آوردن سود بیشتر و غارت دارایی های ارزشمند این سرزمین می باشد.
همه باید بدانیم که چنین یک پلان و ستراتیژی شوم استعمار – ارتجاع که روز مره بروحشت وکشتارش، به ویژه بالای زنان کشور ما می افزاید، بدون یک مبارزۀ همه جانبه و پیگیر ملی و همگانی ریشه کن نخواهد شد.
برای اعتراض به وضع موجود کشور وعلیه این همه فجایع خشونت بار بر زنان کشورمان، فریادها باید همگانی تر، رساتر و عزم ملی ما به مبارزه علیه بیداد استعمار و استبداد استوار تر باشد.
ما به مثابه بخش کوچکی از این پیکره ایستاده ایم تا فریاد کنیم و صدای خاموش و درگلو خفه شدۀ زنان مظلوم دیارمان را به جهانیان برسانیم.
*****
padarjan2025-12-01T05:59:57+00:00