پاییز زلفکان
استاد عبدالهادی رهنما
پاییز زلفکان
غزل سروده دل من به طعم عشق برایت
که تا فسون کند آهوی تیز پای وفایت
نشسته زار براهت که عاشقانه ببیند
بهار چهره و پاییز زلفکان رهایت
قرار از دل او پر کشیده همچو پرستو
شنیده فکر کنم نازنین ز دور صدایت
ز آشیان تن من به بوی وصل پریده
کبوترانه زند پر به گرد بام و سرایت
خمار میکدۀ دیدگان مست تو بیمار
بکن چاره به دردش تو دانی پاک خدایت
تهی ز خویش و پر از جلوه های ناز تو گشته
چه سحِر کرده ندانم بلور نازک پایت
شود مست تر از باده و نشاط جوانی
اگر بدست بیارد نسیم زلف رضایت
padarjan2025-08-05T08:05:57+00:00