زنده یاد استاد داوود سرمد

        پـــرستـوهـا

پرستوها! پرستوها!

پرستوهای مست و سرکش و دلشاد!

که چون گلبوته های شاخسار روزگارانید!

شما:

برق امید آسمان ابرپوش آرزوی سوگوارانید!

شما:

پیک بهارانید!

که انبوه کلاغان سیه را از حریم باغ میرانید!

پرستوهای مست و سرکش و دلشاد

ورود تان به شهرما

گرامی باد گرامی باد!

* * *

پرستو ها!

پرستوهای ایمن از فریب و حیلۀ صیاد!

پرستوهای از دام قفس آزاد!

که نیک آزادگان را دوست دارانید!

زاندوه زمستان در دل من درد بسیار است!

مراهم همزبانی چون شما آزاده در کار است.

* * *        

پرستوها!

دلم خواهد برایتان بگویم فاش

زیخبندانِ حکایت ها

زتاراجی که در گلشن غرور خشک سرما کرد!

زمحشر های خونینی که برپا کرد!

نمایم ساز آهنگ شکایت ها!

* * *

پرستو ها!

دلم خواهد برایتان بگویم فاش!

چگونه ابر چرکین دامنش گسترد؟

چگونه غنچه ها پژمرد؟

چگونه شعله های رنگ و بو در بوستان ها مرد؟

چگونه آتش فریاد مرغان چمن افسرد؟

چگونه زورق گلبرگ ها را

سیل باد خشک باخود برد؟

* * *

پرستوها!

پرستو های بر لب نغمۀ فریاد!

که همچون نقطۀ فرجام در فصل زمستانید!

که عنوان نخستین برگ فصل نوبهارانید!

شما لبخند صبح مژده بارانید!

شما  پیک بهارانید

ورودتان به شهر ما

مبارک باد مبارک باد!

    * * * * *