چراغ دل
رسول پویان
چراغ دل
ســیـرت نیکـو چـراغ دل را روشـن کند
صـورت زیبا گلی افـزون در گـلـشن کند
عشق دردل ریشه میگیرد وگل دربوستان
بـاغـبــان از بهـر سـودا میـل گلچیدن کند
حـرمـت روح کرامـت را نگهـداری کنید
آنکه پـوشــاک نجـابـت را زیـب تـن کند
سنت جبر حجـاب و لختی بیحـد و مرز
جنگ و دعوا برسر هرکوچه و برزن کند
روزگاری جامۀ انسان اگر بُود موی تن
باز گویی عصر وحشی پاره پیراهن کند
حــــقـۀ ســـــوداگـران مُــد در بـازار آز
دم بـه دم عـریانی و کـوتاه تر دامـن کند
سوز سرما تابش خورشید سـوزانـد بدن
درطبیعت گر تعادل را کسی غدغن کند
ارزش انسان با عقل و کمال و دانشست
جامـه را شـایستۀ تـن تار و پـود فن کند
هرکسی تابندۀ اخلاق و وجدان خودست
عشق در جان سـلیم و پاکـدل مأمـن کند
گر طلسم جهل و افراط وتعصب بشکند
از می حـق برابر کیـف مـرد و زن کند
دانش وعشق وخرد را گربه اعجاز آورید
کوه سنگین را بالا بـر نوک سـوزن کند
غیرت گُردآفـریـد و همت رخـسانـه باز
دلـبــران گلبدن را گُـرد شـیرافکـن کند
خاطرات نوجـوانی چنگ بردل میزنـد
لب خموشست وغزل رویا را چنگزن کند
آشیان آتش گرفت وخانه ام ویران گشت
عشق جانان درحریم شهردل مسکن کند
گر وطن دربند افراط و ستم افتاده است
وحدت مردم رها از دیو و دد میهن کند
گوش گرچه محرم رازست دردنیای دل
صد شنیدن کی کار لحـظـه یی دیـدن کند
امتحـان واقـعی را در عمل بایـد گـرفت
اختلاط رو بـه رو گـشاده تر روزن کند
حرف بسیاراست اما پند دانایان بجاست
در عمل یک گام کار چند صد گفتن کند
30/5/2025
padarjan2025-08-05T08:01:53+00:00