وطن جانم
عزت آهنگر
وطن جانم
وطن جانم! تو جانانم، تویی آیین و ایمانم
به هجران تو میسوزم، پرستوی پریشانم
شدم دور از تو ای مادر، کنم خاک جهان بر سر
تویی آرامش روحم، تویی آسایش جانم
دل از عشق تو مهجوراست، خمارخاک و مخموراست
و غربت شام دیجور است، تویی آغوش ویرانم
تو در چشمان من فانوس، تو درافکارمن ملموس
تو ای گهوارۀ مانوس، تویی کاخ و گلستانم
تو رویایی مرا جانی، تو در اندیشه فرمانی
پر پرواز و کیهانی، درین غربت به زندانم
تمام واژه ها غمگین، غزل شوریده درد آگین
کند اشک دلم تمکین، حدیث عشق میخوانم
درین دنیای حیرانی، غم دختر تو میدانی!؟
که آغوش ترا خواهد، کنارت زنده میمانم
سحرگاه امروز پنجشنبه 26 سپتامبر
padarjan2024-09-28T04:40:00+00:00