یأس های انباشته
رحیم آذر
یأس های انباشته
مردی را به خاک می کشند
در هوای مه آلود
دردناک
و یأس.
در این یأس های انباشته
باغ در قبضه ی جهل است
تا هنوز،
سرو های تناور سر بریده،
سبزه زاران خشکیده
گندمزاران زیر هجوم ملخ
در حال نابود شدن است؛
و
شهر در هیاهوی جنون زده گان ارتجاع.
***
ببین رفیق!
چه گونه دست توطئه
در انظار همرزمان
انسانِ را به جُرم خرد داشتن
به زمین می کشند
با منطق جهل
در این شب سیاهِ نافرجام.
و ما
دراین شهر تهی از انسان
برای چه
و برای کی
سکوت می کنیم؟
padarjan2024-10-01T07:37:51+00:00