غوغای تازیانه
استاد احمد شاه ستیز
غوغای تازیانه
به “دل امید”، به “خُم می” ، به “لب ترانه” بود
چراغ سبز امیدی به هر کرانه بود
شبان پُر است “ز غوغای تازیانه ی باد”
ولیک، صبح امیدی پر از شراره بود
“درخت پیر” دگر باره نوجوان گردد
که باغ در تپش “رویش و جوانه “ بود
اگرچه باغ بود در هجوم زاغ و زغن
ولیک مرغ چمن در فغان و ناله بود
“عقاب “بار دگر از فراز هندوکش
ز اوج بال زنان سوی تو روانه بود
تو ای “ستیز “مپندار هیچ راهی نیست
به دشت و دامن میهن هزار لاله بود
padarjan2024-11-01T07:49:01+00:00