عزت آهنگر
دنیای غرق فقر و خسته از جنگ
کجا تابیده است مهتاب خوشبختی درین عالم
که دنیای حقیقت غرق فقر و خسته از جنگ است
ستمگر میفروشد خون و اتش را درین دنیا
جهان بی مروت مملو از تذویر و نیرنگ است
صدای غرش بم، ترکش بم افکن است بنگر
فضا آلوده اندر قدرت افعی هفت رنگ است
سزای خلقهای بی دفاع خمپاره و مرگ است!
مگر عزم شرور و بزم خونخواران پرآهنگ است
پرستوی مهاجر بند استبداد و حیرانی ست
به روی کودکان در مرزها توهین و تفنگ است
تمام شرق در کابوس استعمار میسوزد
و استثمار و استبداد باهم ظلمت و ننگ است
شبان غرق ستمکاری و گرگان راست همیاری
و ملت ها میان خون و آتش سخت آونگ است
ستم را واژگون هرگز نمیسازد ستمکاران
به دشمن اعتماد کاذب اندیشه ها ننگ است
تمنای رهایی از اجانب ننگ تاریخ است
به پیمان ملل، اسپ حقوق این بشر لنگ است