ذینفعان واقعی جهش میلیتاریستی در غرب
ارسالی حزب کار ایران(توفان)
ذینفعان واقعی جهش میلیتاریستی در غرب
اگر مایلید به علت واقعی و اصلی تبلیغات کاذب و بدون وقفه ی رسانههای رسمی و بعضا غیر رسمی غربی،علیه روسیه پی ببرید؛ اگر میخواهید بدانید که چرا پوتین یک “دیکتاتور خبیث و متجاوز” است که “قصد حمله ی قریبالوقوع به لندن، پاریس، برلین، ورشو،پراگ،لیتوانی ، لتونی، استونی و…” را دارد، و یا چین و رهبر آن “شی جین پینگ دیکتاتور” قصد براه انداختن “جنگ به منظور سلطه بر جنوب شرق، غرب و مرکز آسیا را دارد و می خواهد عنقریب به تایوان نیز حمله نظامی کند”و…و به همین دلایل باید ناتو را تا بن دندان به مدرن ترین و مرگبار ترین سلاحها مجهز کرد؛ و اگر تمایل دارید بدانید که چرا نباید به خاطر استقرار صلح با این دو کشور وارد مذاکره شد، لازم است که داده های مقاله زیر را به دقت مطالعه کرده و آنها را به خاطر بسپارید.
مجتمع های نظامی-صنعتی(صنایع تسلیحاتی)در آمریکا، اروپا، بویژه آلمان در حال رشدند. به ندرت پیش آمده که سرمایه داران به اندازه امروز از قبل جنگ پول دربیاورند.
ظریفی می گفت: صدای انفجاری را که می شنویم، نه از انفجار نارنجک و نه از انفجار بمبهای روسی اند بلکه صدای چوب پنبههای شامپاین، در اتاقهای مدیران صنایع تسلیحاتی آلمان است!
میتوانیم فرض کنیم که با توجه به وضعیت سفارشها و افزایش قیمت سهام، جو حاکم در کنسرن های اسلحه سازی تا حدودی شاد و سرخوشانه است. و فراتر از آن: همچنین آنها میتوانند از مناسبات اجتماعی- سیاسی رو به رشد خود خشنود باشد. روابط بین نخبگان نظامی، صنعتی، تجاری و سیاسی مدتهاست که در ایالات متحده و اروپابه، بویژه در مجتمع های نظامی- صنعتی تنگاتنگ و حسنه است. آیا چنین روندی اکنون در آلمان نیز در حال ظهور است؟ و اگر چنین است، این به چه معناست؟
۲۴ فوریه ۲۰۲۲، زمانی که روسیه به خاطر پیشگیری از توطئه های ناتو – البته با نقض قوانین بینالمللی – به اوکراین حمله کرد، نقطه عطفی را رقم زد.
در آن مقطع صدراعظم وقت، اولاف شولتز (از حزب سوسیال دموکرات)، “تلاش ملی بزرگ برای ایجاد یک ارتش فدرال قدرتمند و پیشرفته که به طور قابل اطمینان و اعتمادی از ما محافظت کند” را توجیه کرد. او اضافه کرد که “آلمان بلافاصله به هدف دو درصدی ناتو دست خواهد یافت.”
تا آن زمان، هزینههای دفاعی به زحمت از یک درصد تولید ناخالص داخلی فراتر می رفت.
پارلمان آلمان بلافاصله یک صندوق ویژه ۱۰۰ میلیارد یورویی برای ارتش آلمان را به تصویب رسانید.
در سال ۲۰۲۵، دولت جدید، به صدراعظمی “فریدریش مرتس”، قانون “ترمز بدهی” را برای تمام هزینههای نظامی که بیش از یک درصد تولید ناخالص داخلی بود، به حالت تعلیق درآورد.
از زمان سخنرانی “شولتز” در مورد “یک نقطه عطف در قدرت نظامی” به دلیل “تهدیدی که از جانب روسیه متوجه آلمان است”، ظاهراً این تهدید تا کنون دو و نیم برابر افزایش یافته است! و فراتر از آن، در اجلاس اخیر ناتو در لاهه، اروپاییها به درخواست دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر اختصاص دادن پنج درصد از تولید ناخالص داخلی خود جهت افزایش هزینه تسلیحات لبیک گقتند.
به این ترتیب، برای نمونه آلمان زین پس نیمی از بودجه سالانه دولت را صرف “آمادگی نظامی” خواهد کرد! صدر اعظم جدید در اولین بیانیه دولتی خود، هدف تبدیل ارتش آلمان به قویترین ارتش متعارف در اروپا را در صدر برنامه دولت قرار داد.
برای اینکه به اهداف واقعی این دلال “بلاک روک” (که بزرگترین مؤسسه سرمایه گذاری در عرصه تسلیحات در جهان است)پی ببریم باید دانست که ذینفعان واقعی این جهش میلیتاریستی کیانند. طبیعی است که شرکتهای اسلحه سازی ذینفعان واقعی اند.
شرکتهای تسلیحاتی ذینفع عبارتند از: “راینمتال”، “توسنکروپ مارین سیستمز”، “هنزولت”، “رنک”، “دیهل دیفنس” – و همچنین تولیدکنندگان تجهیزات نظامی اروپایی مانند EADS. از آنجا که اروپاییها حدود نیمی از تجهیزات نظامی خود را از ایالات متحده آمریکا خریداری میکنند، زیرامجتمع های نظامی-صنعتی ایالات متحده، که پنج تولیدکننده بزرگ اسلحه در جهان هستند، در آنجا مستقرند. گرچه افزایش قیمت سهام شرکتهای نظامی آمریکایی سرسام آور است، اما از نظر درصد حتی کمتر از آلمان است.
“هانس کریستوف آتزپودین”، مدیرعامل اتحادیه بازیافت فولاد و صنایع امنیتی و دفاعی آلمان (BDSV)، گفت: «ما ۳۴۰ شرکت عضو داریم که ۱۰۰ شرکت بیشتر از پایان سال گذشته است.» وقتی او در سال ۲۰۱۷ به این منصب رسید، اتحادیه BDSV تنها ۷۰ عضو داشت. آژانس کاریابی آلمان اخیراً افزایش تقریباً ۵۰ درصدی اشتغال در صنعت اسلحه سازی را در مقایسه با سال ۲۰۱۵ ثبت کرده است. اگرچه این آژانس تنها ۱۷۰۰۰ نفر را در این زمینه ثبت کرده، اما تعداد واقعی شاغلین مستقیم و غیرمستقیم به طور قابل توجهی بیشتر تخمین زده میشود.
عواقب این تکامل در جامعه قابل توجه است: طبق گزارش تلویزیون ۱ آلمان (ARD) در ژوئن ۲۰۲۵، پنجاه درصد از از مردم آلمان از هدف جدید اختصاص پنج درصد از درآمد ناخالص ملی برای ناتو، حمایت میکنند. برای هفت درصد آنها، حتی ۵٪ هم کافی نیست!
این جو میلیتاریستی منتج به انواع عوارض جانبی دیگر نیز میشود.
منباب مثال:
۱. باشگاه فوتبال شهر نورنبرگ آلمان اخیراً از همکاری مالی در سطح عالی، با شرکت تسلیحاتی “ساب” خبر داد. لازم به ذکر است که قیمت سهام این شرکت از فوریه ۲۰۲۲ به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در این زمینه این شرکت تنها نیست. سهم شرکت “راین متال”، بزرگترین تولیدکننده تجهیزات نظامی آلمان و در حال حاضر ستاره عرصه بورس، نیز از ۹۶.۴۴ یورو در آستانه جنگ اوکراین به ۱۸۷۵ یورو افزایش یافته است. این رقم معادل افزایش ۱۷۳۰ درصدی است.
نمونه دیگر شرکت اسلحه سازی “هنزولد”است.
هر کس که تا یک هفته قبل از حمله روسیه به اوکراین، سهام این شرکت را خریده بود امروز ۸۰۲٪ سود برده است!
سود شرکت Thyssenkrupp Marine Systems (تولید کننه کشتی جنگی و زیردریایی)به نوبه خود، احتمالاً تا حدودی ناظر بر این واقعیت است که شرکت مادرِ (Thyssenkrup-بزرگترین کنسرن ذوب آهن و تولید فولاد) نیز روند مثبت قیمت سهام را نشان میدهد.
بنابراین جای تعجب نیست که KNDS (که قبلاً Krauss-Maffei Wegmann و Nexter نام داشت) نیز میخواهد امسال یا سال آینده سهام خود را وارد بورس کند تا از بازار صعودی سود ببرد. مانند شرکت تسلیحاتی RENK که در ابتدای سال ۲۰۲۴ سهامش به بورس راه پیدا کرد و قیمت سهامش تقریباً سه برابر شد. حتی در میان شرکتهای اسلحه سازی خارج از بورس، “چشمانداز امیدوارکننده” و “حال و هوای رو به رشدی” حاکم است. این در حالیست که سایر بخشهای اقتصاد آلمان طی دو سال گذشته رشد منفی داشته اند!
لازم به ذکر است که در سطح اروپا نیز وضعیت مشابهی حاکم است.
در این میان کنسرن تسلیحاتی”راینمتال” در سال جاری نیز کماکان انتظار «رشد بیسابقه ای» دارد.
اما آیا این تحول واقعاً به دلیل حمله روسیه به اوکراین است؟
سند توافق ائتلافی سه گانه(چراغ راهنما)دولت قبلی آلمان در نوامبر ۲۰۲۱، تنها چند هفته قبل از اولین هشدارها در مورد احتمال حمله قریبالوقوع روسیه به اوکراین، به عموم مردم ارائه شد. در آن سند نیز، طرح تقویت کلیه عرصه های نظامی، که بعداً با «تهدید روسیه» توجیه شدند -مدتها قبل از سال ۲۰۲۲ – به تصویب رسیده بودند. حتی در توافق ائتلاف همچنین برنامه ای برای دستیابی به هواپیماهای جنگنده جدید طراحی شده بود.
چرخش در سیاست خارجی، از قبل به عنوان یک هدف تعیین شده بود.
“پیر اشتاینبروک”، نامزد صدراعظمی از حزب سوسیال دموکرات در گذشته، سال ۲۰۱۴ را «سال نقطه عطف سیاسی جهانی» اعلام کرد و افزایش هزینههای دفاعی آلمان را که از آن زمان آغاز شده بود، با «سناریوهای تهدید جدید» توجیه کرد. او در این رابطه «ترورهای کور “داعش” (…)، بازگشت روسیه به سیاستهای قدرتهای بزرگ قرنهای ۱۹ و ۲۰» را در نظر گرفته بود.
توافق ائتلافی دولت متشکل از دو حزب سوسیال دموکرات و حزب مسیحی دموکرات آلمان در سال ۲۰۱۳ با هدف اصلاح این وضعیت تنظیم و تصويب شد.
از آن زمان طیف گستردهای از شرکتهای دفاعی، اندیشکدهها، شبکههای فراآتلانتیکی و گروههای لابی، کارزاری را با هدف «مسئولیتپذیری بیشتر» آلمان آغاز کردند!
در صورتیکه در همان زمان، این کشور در بیش از دوازده عملیات نظامی در سراسر جهان درگیر بود!
با این حال، «اجماع جدید امپراتوری» نه تنها تا حدی آرمانهای مستقل آلمانی-اروپایی و اتحادیه اروپا برای قدرت بزرگ بود، بلکه به صورت فراآتلانتیکی تعیین میشد. زیرا ایالات متحده در دوران اوباما، فشار بر اروپاییها را برای کاهش بار نظامی آمریکا افزایش داده بود. در سپتامبر ۲۰۱۴، در جریان اجلاس ناتو در ویلنیوس، کشورهای عضو ناتو با فشار آمریکا تصمیم گرفتند که سهم ایالات متحده از بودجه این اتحادیه نظامی به زیر ۵۰ درصد کاهش یابد.
مسئولیت در اینجا به این معنی بود: هزینه های دفاعی بیشتر و عملیات نظامی بیشتر برای اداره مشترک «امپراتوری آمریکا»!
آلمان در نهایت هزینههای دفاعی خود را از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱، ۳۰ درصد افزایش داد؛ لازم به ذکر است که تصمیم کنونی اختصاص پنج درصد از درامد ناخالص ملی برای تامین هزینه نظامی به معنای افزایش ۳۷۰ درصدی در مقایسه با سال ۲۰۲۱ می باشد. این تصمیم در عین حال با این امید واهی اتخاذ شده است که، سیاست میلیتاریستی میتواند بحران کنونی صادرات آلمان را نیز حل کند!!!
در هر صورت، صنعت تسلیحات مشتاقانه منتظر دوره آینده است. “آرمین پاپگر”، مدیرعامل “راینمتال”، آیندهای باشکوه را پیش رو میبیند و معتقداست که: «در سالهای آینده، چشمانداز چنان رشدی را در پیش داریم که تا کنون هرگز ندیدهایم.»
padarjan2025-08-05T07:37:03+00:00