مترجم: امین سیماب – ترجمه از انگلیسی

برش هائی از

عملیات نظامی درکابل که به عقب نشینی ونابودی ارتش بریتانیا در۱۸۴۲م انجامید

همراه با یادداشت های روزانۀ حبس درافغانستان

نوشتۀ اي. آییر

قسمت دوم ترجمهء فصل مقدماتی

دراین ضمن افعی اغتشاش سرخودرا ازمحلهء بمراتب دشوارتروسهمگین تر بلند نموده بود. درآغازماه اکتوبرسه سرکردهء مهم غلجائی، بعد ازچپاول یک قافلهء گرانبها درتیزین، کابل را بطورناگهانی ترک نموده درگردنهء دشوارگذرخُردکابل درفاصلهء قریب به ده مایل(کمی بیش از۱۶ کیلومترـ مترجم) از پایتخت موضع محکم گرفتند، وبدین ترتیب کوتل را مسدود ساخته وراه مواصلاتی ما با هندوکش را قطع نمودند. اطلاعات استخباراتی که دیری ازآن نمی گذشت حاکی ازآن بود که محمد اکبرخان، پسردوم فرمانروای سابق دوست محمد خان، از ُخلم به هدف دوام دادن توطئه علیه حکومت به بامیان رسیده بود. قابل یادآوری است که وی ازطریق ازدواج، خویشاوندی نزدیک با محمد شاه خان ودوست محمد خان*، که آنها هم غلجائی هستند، دارد. این دوتن اخیرالذکربدون اندک ترین تردید به سرکرده های غلجائی که ازآنها نام برده شد، پیوستند. اززمان عزل پدرش، محمد اکبرهیچگاه ازپروردن حس نفرت شدید علیه ملت انگلیس دست نکشید؛ وبا آنکه چندین بار زعیم مخلوع ابرام ورزیده بود  تا وی خودرا تسلیم نماید، ولی محمد اکبربا عزم راسخ زندگی تبعیدی یک خانه به دوش را برحقارت وابستگی به سخاوت دشمنان خود ترجیح می داد. پس خیلی محتمل به نظرمی رسد که این حرکت خصمانهء غلجائی های شرقی نتیجهء تأثیرمحمد اکبربالای شان، همراه با انگیزه های دیگری باشد، که ازاین به بعد ازآنها ذکرخواهد رفت.

راهپیمائی غوند جنرال سیل بسوی اقامتگاه زمستانی شان درجلال آباد ونهایتاً به صوب هند، فقط تا بازگشت قواء اززرمت به تعویق انداخته شده بود، ولی حال درنتیجهء دریافت این خبرناهنجار، پیشروی آن تسریع شد. بتاریخ ۹ اکتوبر، لوای ۳۵ ان. آی.(مشرح این مخفف داده نشده وحدس آن دقیق نیست ـ مترجم) زیرفرمان ډگروال مانتیث سی.بی.، صد تن ازعساکرحفارونقب زن شاه زیرفرمان تورن جی. بروودفُت، دلگی ۵ سواره نظام زیرفرمان تورن اوولدفیلد، ودوتوپ اززرادخانهء تورن ابات زیرقوماندهء دوهم بریدمن داز، ازقبل به دهنهء کوتل بتخاک فرستاده شدند؛ جائی که درشب بعد بوسیلهء تعداد بیشماراغتشاشیون مورد حمله قرارگرفتند. آنها با استفاده ازمزیت زمین مرتفع ودره های تنگ وعمیق دوروپیش اردوگاه، برای چندین ساعت آتشباری تند برآن موضع را پیهم ادامه دادند، که دراثرآن ۳۵ سپاهی کشته وزخمی شدند. درصبح یازدهم اکتوبر، جنرال سیل با اچ. ام.(ظاهراً اشاره به لقب شاهی ـ درینجا هُرمجیستی یعنی ملکه ویکتوریا ـ مترجم) ال.تی. ـ آی. ان. اف.(ظاهراً لووتننت آف انفینتری: دوهم بریدمن سواره نظام ـ مترجم) برای پیوستن به اردوگاه بتخاک راه افتاد؛ ودرروزبعد همهء قواء برای گشودن راه کوتل به اِعمال زورمتوسل شدند. استخبارات اطلاع رسانید که دشمن علاوه برتصرف ارتفاعات آن گردنهء واقعاً مهیب، که دربسیاری جاها فقط به اندازهء پنجاه یارد(نزدیک به ۴۶ مترـ مترجم) ازهمدگرفاصله دارند درحالیکه بطورتقریباً عمودی به ۵۰۰ الی ۶۰۰ فیت(حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ متر) بالا می روند، یک سنگرسنگی درکم عرض ترین نقطهء گردنه برپا کرده اند، که دریک جناح به برج مستحکمی متصل است. گارد پیشقراول مرکب از عساکرحفارونقب زن شاه، گروهی ازاچ. ام. ۱۳ پیاده نظام، یک گروه دیگرازسی وپنجمین اِن.آی.، و ۲ توپ زیرقوماندهء دوهم بریدمن داز، درقسمتی ازمیانهء کوتل درراهی به درازای حدود پنج مایل(اضافه از۸ کیلومتر ـ مترجم)، با رگبارتند ولاینقطع جوزَیل(تفنگ های چقمقی ـ مترجم) ازاستحکامات دشمن مواجه شدند. این حمله توسط افراد ما با دقت ومؤثریت،  علی رغم نامساعدت های موقعیت شان، پاسخ داده شد؛ ستون های جانبی قواء شجاعانه درتقلا بودند تا به بالای ارتفاعات رسیده ودشمن را ازآنجا بیرون رانند، درحالیکه عساکرحفارونقب زن شاه  یورش بردند تا سنگر دشمن را تخریب نمایند: هرچند آن سنگربوسیلهء نهری که ازوسط گردنه می گذرد، قبلاً شگاف برداشته بود؛ ومادامی که دشمن با نزدیک شدن قوای ما آن سنگروبرج مجاورآن را ترک می کرد، دوهم بریدمن دازبا استفاده از وقفه توپ های خودرا بسرعت تمام عبورداد، وآنها را درپناه صخره ئی به دورازآتشباران ثابت و مرگبار جوزَیلچی های دشمن قرارداد؛ زیرا ناممکن بود که درآن حالت میلهء توپ ها را بحد کافی بلند نماید تا مؤثرواقع شده و دشمن را نشانه بگیرد.  ستون قوای جناحی وظیفهء خودرا شرافتمندانه انجام دادند وجنگ حدود نیم ساعت دوام یافت، که درجریان آن اجرای اوامرتوسط عساکرحفارونقب زن شاه زیرفرمان تورن بروودفُت به بالاترین وجه آن قابل ارج گزاری وستایش بود، واین زمانیست که نزدیک شدن ستون مرکزی قواء زیرفرمان جنرال سیل(که قبلاً گلوله به پایش اصابت نموده بود)، تورن سیتن ازلوای ۳۵ را که فرماندهی گارد پیشقراول را بعهده داشت، قادرساخت تا به جلوراند.  وی این کار را کرد وهرچه باداباد گفته تا پایین کوتل جنگیده پیش رفت. دراین فاصله دشمن ازترس غافلگیرشدن ازعقب، موضع خودرا ترک گفته وبه طرف «قبرجبار» درمسیرراه تیزین عقب نشینی نمود. لوای ۳۵، عساکرحفارونقب زن شاه، توپ های دوهم بریدمن داز، وگروهی ازحاضرباش زیرفرمان تورن تری ور درخُردکابل خیمه زدند، درحالیکه ال.تی. ـ آی. ان. اف. ۱۳ اچ. ام. به بتخاک برگشت. درجریان بازگشت، آن عده ئی ازنیروهای دشمن که درمیان صخره ها کمین کرده بودند برستون قواء آتش می نمودند، که درنتیجه باعث یک سلسله اذیت وآزارشدند.

قوای تیت وپراکنده چندین روز دراین مواضع درخیمه گاههای خود درانتظاربازگشت قواء اززرمت به کابل ماندند. درجریان این مدت، چندین شبخون یا حملات شبانه برهردوقرارگاه صورت گرفت، که برای لوای ۳۵ درخُردکابل به دلیل خیانت افگن هارس(منظورمسلماً قطعهء سوارهء مرکب ازاسپ های افغانی یا سوارکاران افغان ویاهم هردومی باشد ـ  مترجم) بطورخاص فاجعه بار بود. افگن هارس دشمن را درداخل خطوط خود راه داد، که دراثرآن عساکرما ازقسمتی که کمترگمان حمله ازآنجا می رفت، درمعرض آتش دشمن قرارگرفتند: درنتیجه تعداد زیاد سپاهیان شجاع و دوهم بریدمن جینکینزبقتل رسیدند.

بتاریخ ۲۰ اکتوبر، جنرال سیل با لشکرخود، که قبلاً لوای ۳۷ زیرفرمان جگړن گریفیتس، توپ های اَبات، قطارکوهی زیرقوماندهء تورن بَک هَوس، صد تن ازسوارکاران غیرمنظم اندرسَن به قوماندهء دوهم بریدمن مین، وبقایای عساکرحفارونقب زن شاه به آنها پیوسته بودند، به خُردکابل رسید. تا ۲۲ اکتوبرمجموع قواء دورهم جمع شدند، وهمراه با تورن مَک گریگرمشاورسیاسی، بطرف تیزین راه افتادند، که درمسیرپیشروی خود با مقاومت سختی روبروگردیدند.

تا این موقع کاملاً واضح شده بود که غلجائی های شرقی در یک پیمان جمعی وبا یک تعهد مشترک به ضد ما قیام نموده بودند. دراین ضمن، فرمانده ویا فرمانفرمای کُل آنها، حمزه خان، به بهانهء رفتن وبرگرداندن رؤسای قوم به بیعت شان، پیشی گرفت؛ ولی باآنهم دربازگشت که تقریباً مصادف با زمان حرکت جنرال سیل ازخُردکابل بود، سرشت خائنانهء عملکردش کشف شده بود، وتوسط شاه توقیف و به زندان افگنده شد: درواقع وی قبل ازآن مورد سؤظن قرارگرفته بود. جنرال سیل تا ۲۶ اکتوبردرتیزین باقیماند.

ادامه دارد

* این رئیس قوم نباید با فرمانروای سابق با عین نام اشتباه شود.