سرود هستی3
سخنرانی بانو سکینه روشنگر
سرود هستی
قسمت سوم
پیوسته به گذشته
“انجینیرآهنگر” هرازگاهی در گوشه گوشۀ افغانستان، از وادی هریوا تا کوهپایه های سر به فلک هندوکش و پنجشیر و از نیمروز رزمنده و سوزان تا دامنه های پرغرورسپین غر درننگرهار و تا لاله زار همیشه بهار بلخ و کوهساران سرکش بامیان باستان سفر کرده و درد دل مردم، رفقا و دوستانش را از نزدیک شنیده است و مشکلات جامعه را مطالعه نموده و تحلیل واقعبینانۀ از تضاد های درون و بیرون جامعه ارائه داده و برای تغییر اوضاع، همیشه افکار و اندیشه هایش را در دسترس مبارزان قرارداده است.
“انجینیرآهنگر” بارها و بارها درکنفرانس های جهانی احزاب و سازمان ها و نیروهای مبارز انقلابی جهان درکشورهای مختلف نیز اشتراک و سخنرانی کرده و فریاد آزادیخواهی کشور و مردمش را برای انقلابیون جهان همواره فریاد زده است که مورد تحسین شخصیت های نامدار جنبش انقلابی جهان قرارگرفته است. او دربین نیروهای چپ و انقلابی درسطح جهان به عنوان یک شخصیت اندیشمند، متعهد، باورمند، صاحب نظر و مبارز شهرت دارد و در مصاحبه و گفتگو با نهادهای سیاسی بین المللی همچنان صدای ناشنیده شدۀ مردمش را بلند کرده است.
او در سال 1988م در پارلمان آلمان به عنوان سخنگوی”جبهۀ متحد ملی افغانستان” که رسماً ازطرف حزب سبزهای آنزمان دعوت شده بود، اشتراک و سخنرانی تحلیلی و ارزشمندی داشته که سیاست های تجاوزکارانه و ستمگرانۀ دولت دست نشاندۀ شوروی(خلقی – پرچمی ها ) و چهره های کثیف احزاب جهادی مزدور امپریالیزم امریکا را، که اهداف شومی را در افغانستان دنبال می کردند، افشاء ساخته است.
او استوار و سرافراز با قدی افراشته و رزمنده درفش مبارزه اش را همچنان پرتپش و پرهیجان همیشه و در هر حال افراشته و در جولان نگهداشته و با عظمی خلل ناپذیر به پیش می شتابد. او بعد ها در تداوم کار تیوریک و روشنگرانه اش به بنیاد گذاری ، وبسایت “رزمندگان” همراه تنی چند ازرفقا اقدام و آنرا رهبری کرد سپس نشریۀ الکترونیکی “عقاب” را به عنوان ارگان نشراتی ایدئولوژیک – سیاسی سازمان منتشر و رهبری کرد و سرمقالات عمده اش را خودش می نوشت، و در تکامل این ها وبسایت “افراشته” را به همراهی من و به کمک تخنیکی و مالی جوانان ما بنیاد گذاشته و تا هم اکنون آنرا با نشر مهمترین مسایل روز رهبری میکند.
او در رابطه به وضعیت اسفبار زنان کشور این طور اعتقاد دارد که :
“درین کشور دین و مذهب همیشه به عنوان ابزاری دردست نظام های مرتجع مردسالار بوده و همیشه ازآن برضد زنان و محدود ساختن حقوق شان بهره گیری شده است. درجوامع عقبماندۀ مذهبی چون کشور ما فقط با اعمال تفاسیر دینی است که دور نگهداشتن زنان از تحصیل، اجازه ندادن کار در اجتماع، نگهداشتن زنان درچهار دیوارخانه، ازدواج های جبری در دوران کودکی و حالات دیگر، عامه پسند ساخته می شوند و بر زنان که نیم پیکر جامعه هستند با وحشت حیوان صفتانه و با زور شلاق و تازیانه تحمیل می گردند. مجاهدان اسلامی( جهادی ها و طالبان) مجریان وحشی و بی رحم و بی تمدن این خشونت ها و ستمگری ها علیه میلیون ها زن مظلوم و دربند سرزمینی به نام افغانستان هستند، که دوره های مختلف حاکمیت های شوم مذهبی شان گواه این مدعا است.” پایان نقل قول
او در رابطه به همرزمان و رفقایش چنین می نویسد:
“پیشکسوتان شهید وشاهد جنبش آزادی خواهانۀ مردم درسرتاسرکشورما، در راه تحقق آرمان های والای انسانی مبارزه کردند وبا این مبارزه ُبرش های خاصی درتاریخ ما آفریدند. این رزمنده گان پاکباز هرگز بر آستان هیچگونه ستمگر و توانگر و زورگوی داخلی وخارجی سر ننهادند، بل که سر فرازانه درفش آزادیخواهی مردم آزادمنش شان را بر چکاد بلند زمان برافراشتند و دراین راه ازهمۀ هستی خود گذشتند.
این ُبرش های تاریخ، این روند عظیم مبارزاتی، این خون های پاک ریخته شده درآن، این تلاش های خودگذرانه هرگز فراموش شدنی نیست، قابل افتخار است و کارنامه های رزم شان بخش سرافراز تاریخ مبارزاتی افتخار آفرین خلق ما است. یاد این آزادگان را همواره باید گرامی داشت.”پایان نقل قول
او به مقاطع مختلف تاریخی، تا جائی که من آشنا هستم، از جامعه اش تحلیل طبقاتی همه جانبه داده است که نمونه های آن را در آثار و مقالاتش مثل “زمینه های کودتای سرطان و ثور”، “جابجایی تضاد ها” بعد از فرار روسها، “سیمای جامعۀ ما و تضاد های آن” با تجاوزامریکا ، “جنگ طالبان جنگ ملی نیست” و همچنان اثر ماندگارش کتاب “افغانستان الگوی دموکراسی امریکایی…” که به نام مستعار “و.آئیژ” در سال 2004 م با تیراژ بالا و چندین بار چاپ شده را می توانید بخوانید.
و اینک لیستی از کتاب هائی که از سال 2020 م تدوین و به دست چاپ سپرده شده است را برای تان نام میگیرم که همین اکنون در سالن نیز موجود است:
1 – نگاهی به تغییر وتحولات پنجاه سال اخیر در افغانستان
2 – تاریخ وجنبشی سرافراز و مبارزانی قامت افراشته وپاکباز
3 – باز می جوشد هریوا
4 – اهمیت استقلال و مسئلۀ ملی
5 – ماهیت امپریالیسم و کردار وحشیانه اش
6 – اسطوره های رزم – یادوارۀ چند شهید
7 – آثار فلسفی – اجتماعی
8 – دربارۀ تشکیلات
9 – جنگ وتاثیرات آن برتکامل اوضاع سیاسی – نظامی افغانستان
10 – و در سال 2004م کتاب افغانستان الگوی دموکراسی امریکایی …
اجازه دهید در همین جا یک سپاسگزاری از خانوادۀ بزرگ آهنگر داشته باشم که در تمام مراحل زندگی یار و همراه او بودند و پیوسته در مراحل مختلف مبارزاتی درکنارش ایستاده و اورا پشتیبانی کردند. همچنین در تهیه و چاپ کتاب ها با کمک های مادی و معنویشان در کنار ما ایستادند.
من طی بیش از چهل سال زندگی مشترک با او دریافتم که انجینیر”آهنگر” یکی از بهترین نمونه های اخلاق، کرکتر، پشتکار، با پرنسیپ و یکی از بهترین الگوهای آرمانگرای انسانیت می باشد. فرزندانش او را بهترین پدر، مربی، پشتوانه و رفیق و من به حیث همسرش او را بهترین یار و یاور، همراه و همگام تمام لحظات زندگی ما می دانیم.
همچنان او با احساس پاک و کلامی شیرین و دلچسپ بر هرانسانی که او را یک بار دیده باشد اثر می گذارد، درعمق احساسش راه می یابد و هیچگاه فراموشش نمی کنند.
نا گفته نباید گذاشت که او برای رفقای نزدیک و فامیلش نیزهمواره دبیر و رهنمای اخلاق پسندیده و استادی ورزیده بوده که همیشه قضایای مهم زندگی را برای شان رهنمون شده است. عدۀ از اقارب و دوستان حتی در تربیت اطفال و پیشبرد بهتر زندگی خانوادگی از او رهنمود خواسته اند که پاسخ مناسب گرفته اند و معتقدند که این رهنمود ها آن ها را کمک کرده است.
احساس انسان دوستی و اعتقاد به شرافت انسانی در او به حدی بوده که بعضاً رفقایی برای اختلافات فامیلی و یا تضادهای درون خانۀ شان از وی کمک خواسته اند تا با نصایح پدرانه گره گشای معضل شان شود که او با دل و جان و با کلام جادویی و مهربان خود کوشیده تا در رفع این نوع معضلات فامیلی نیز گامی موثر بردارد.
او با قلبی پر ازعاطفه، انسان های مظلوم دیارش را دوست می دارد.
احساس و عطوفت او در حدی است که هرگاه از دوستان رفته از کنارش و یا همرزمان جانباخته اش یاد می کند غرق اندوه و حسرت می گردد. وقایع تلخی که سالها ازآن گذشته است، گویی همین لحظه اتفاق افتاده، خاطرات شان عمیق تا ژرفای احساسش اثرمی گذارد و هرگز گذشت زمان ذهن و افکارش را در این زمینه کمرنگ نکرده است و رنج توان فرسائی که ازاین ناحیه او را می آزارد در حدی است که گاهی جسم و جانش را از خورد و خواب باز میدارد.
وقتی اخبار وطن و یا جهان را می شنود، بار بار از کانال های مختلف تعقیبش می کند و تحلیل و تفسیرهای مفسرین وتحلیلگران، با دیدگاه های متفاوت شان را، با دقت تمام دنبال می کند و برای انسان های مظلوم وطن و جهان و قربانیان جنگ های نیابتی و نابرابر و ویرانگر، رنج می کشد.
هم اکنون نیز با شنیدن خبری از درد مردم و وطن، من و او را موجی از اندوه فرا می گیرد. ما هرگز نمی توانیم آرام بگیریم وقتی در وطن بیداد ستم به اوج رسیده است و سیاست های قرون وسطایی طالب وحشی، مردم ما را از زندگی عادی محروم ساخته و همه روزنه های امید و روشنایی را به روی شان بسته است. شما این بیقراری، و توام با آن اعتراض ما را میتوانید درتحلیل ها و نوشتارهای ما هم اکنون در سایت “افراشته” که به مدیریت انجینیرآهنگر اداره می شود و در صفحۀ فیسبوک “بیشۀ اندیشه”، که من آن را اداره میکنم، ببینید و بخوانید.
میخواهم از همین تریبون و همین مجلس هم سیاست های استثمارگرانه و استبدادی طالب وحشی و حاکمان ماقبلش را، با همرکابان جهانی شان که با سایۀ شوم استعمار و تاریک اندیشی باعث زوال علم و فرهنگ در کشور مظلوم ما افغانستان شده اند، محکوم کنیم و نفرین بر عاملین داخلی وخارجی این همه فجایع بفرستیم.
و جا دارد که پاس بداریم مبارزات خستگی ناپذیر زنان و دختران قهرمان وطن در راه رسیدن به آزادی را، و حمایت کنیم مبارزه و تلاش شان برای درهم شکستن طلسم استبداد و جهالت را.
یقیناً خون پاک دختران مظلوم وطن که به بهانه های مختلف مورد خشونت و ستم قرارمیگیرند فراموش شدنی نیست؛ بلکه روزی به سیل تباه کنی تبدیل خواهد شد که ریشۀ این همه مظالم اجتماعی را از بیخ و بن برکند. گام های استوار زنان و دختران افغانستان را پر قدرت و فریاد حق طلبی شان را رساتر می خواهیم.
در پایان سخن شعری با عنوان “باغبان پیر” را برای تان پیش کش می نمایم که به مناسبت 70 سالگی انجینیر شیرآهنگر، یار مبارز و رهنمایم سروده بودم.
اهدا به رفیق، راهبر وهمسفر زندگی ام – شیرآهنگر
باغبان پیر
باغبان پیر، اما، با توان و با خرد
کاشته، تخم گل آزادگی، وارستگی
گلبن و گل های عشق و زندگی.
باغبان پیر اینک با قد “افراشته”
می فشاند بذر شور و عشق وهستی
در فضای بیشۀ اندیشۀ ما
گاه او با قصه اش از برگ برگ زندگی،
گاه از سرو رسا، وز لاله های پار وپارینش
هزاران داستان عشق ومستی برزبان آرد
و بوی عطرشان را برسر و روی گلان تازه می بارد.
آری!
باغبان سرگرم کاراست و پیاپی لاله می کارد
گلبن و گل می فزاید درگلستانی که باخارش عجین سازند
اندرین گلزار خارآگین باید با درایت باغبانی کرد؛
او، ولی آگاه ست
دیده اش بینا ست
خار برمی چیند و گل می فزاید.
بوستان بزم ما آراسته زاندیشۀ زاینده،
وز گلهای عطرآگین باغش.
تا بلندای شکوه، دراُرسی و سقف و رواقش
ما همه همداستانان، دوستان
برگرفتیم دسته دسته از اقاقیها وسنبل
از زلال عطر گل های گلابش
با صفا و با نشاط
نو گلان آرزوی فکر اورا، عشق اورا
تا که شد زینت دهی ایوان ما
پر فروغ و پر شکوه دیوان ما
پرتوان بادا! دست و فکراو
تا بکارد هرنفس، هر بار گلهای دگر
برگلستان امید و عشق ما،
باغبان پیر ما.
زنده بادا، باغبان پیر ما!
***
از توجه تان سپاسگزارم.
عزیزان دیگری نیز برای ارائۀ نظرشان درمورد انجینیرآهنگر ثبت نام کرده اند که به ترتیب ستیژ را در دسترس شان قرار میدهیم.
تذکر ضروری: در پایان همین مجلس عزیزان صاحبنظر و با صلاحیتی از همسنگران انجینیرآهنگر که از زندگی اش آگهی بیشتر داشتند برمن خرده گرفتند که به برخی موارد بسیار مهم و تاریخ سازی از زندگی انجینیرآهنگر، مانند نقش او درجریان دموکراتیک نوین یا نقش و اثرگذاری اش در وحدت جنبش و ایجاد سازمان آزادیبخش مردم افغانستان و احیای دوباره اش پس از شکست سال 1360 ش و نقش او درحفظ و رهبری سازمان پس از شهادت زنده یاد رهبر، سفر های پرخطر و موثر شهر به شهر و قریه به قریه اش برای جلوگیری از درغلتیدن کامل سازمان به تسلیم طلبی امریکائی و… باید اشاره می شد که ضروری بود. و…
آری! این انتقاد عزیزان ما وارد است؛ ولی متذکر میشوم که من به خاطر ظرفیت زمانی این مجلس و اشتراک تعداد زیادی از اعضای خانواده برای بزرگداشت از او و دادن این فرصت به آنها؛ از زندگی انجینیرشیرآهنگر، از هرچمنش سمنی هم نچیده ام چون به موارد زیادی از آن که نقشی بزرگ در جنبش داشته حتی فرصت اشاره ای هم نداشتم. اما برای بازکردن این گنجینه وعده می دهم یا درنشست های دیگری، یا در نشرات مان در حد توان به این خواست های معقول نیز رسیدگی کنم.
padarjan2025-09-09T07:04:22+00:00