کلبه ی خورشید

در کلبه که خاطره ات پا گرفته است
خورشید را طلوع رخت جا گرفته است

تا میوزد شمال به اوج درخت عشق
یاس طرب به سینه اش ماوا گرفته است

در بستر امید و شعاع شکوه مهر
همزاد عشق بستر گلها گرفته است

آبی آسمان محبت چه نقره فام
دست صدف ز دامن دریا گرفته است

مواج شور خاطره ها زیر سقف نور
آغوش دل به باغ تمنا گرفته است

تنها درین کشاکش مهر و خیال وصل
چشم تو در نگاه من احیا گرفته است

عزت آهنگر
بداهه
جمعه ۲۴ اکتبر