به‌مناسبت 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت بر زنان

(معرفی چند فیلم و کتاب)

بهرام رحمانی

سازمان ملل متحد نیز در در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۵ نوامبر‌(معادل پنجم آذر) را را به‌عنوان روز نفی خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت و در تاریخ مناسبت‌های این سازمان گنجاند تا از این طریق همه ساله دولت‌ها و مردم جهان به این موضوع مهم توجه کنند.

در راستای همین تصمیم، یک سال بعد، شورای امنیت سازمان ملل سال ۲۰۰۰ قطع‌نامه‌ ۱۳۲۵ را به تصویب رساند که عنوان آن بود: «زنان، صلح و امنیت.» محورهای اصلی این قطع‌نامه به پیش‌گیری مناقشات و خصومت‌ها در درون و در میان کشورها، تامین مشارکت زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و نیز ممانعت از اعمال خشونت علیه آن‌ها مربوط می‌شوند. این قطع‌نامه مبنایی است برای آن‌که خشونت‌های گوناگون علیه زنان بدون مجازات نمانند و عاملان آن‌ها به پای میز محاکمه کشیده شوند.

خشونت علیه زنان بنا بر تعریف سازمان ملل متحد، هرگونه رفتاری است که می‌تواند منجر به آسیب بدنی، جنسی یا روانی زنان شود.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در سال ۲۰۲۳ اظهار داشت که اگر روند کنونی ادامه یابد، دست‌یابی به برابری جنسیتی ممکن است تا ۳۰۰ سال دیگر طول بکشد. وی با اشاره به وضعیت زنان در افغانستان به‌عنوان نمونه بارزی از عقب‌گرد حقوق بشری، وضعیت مبارزه برای برابری جنسیتی را دشوار توصیف کرد و گفت که واکنش‌های جهانی علیه حقوق زنان پیشرفت‌ها را در بسیاری از کشورها تهدید می‌کند.

سازمان جهانی بهداشت: تقریبا از هر سه زن یک نفر در طول زندگی خود خشونت خانگی یا جنسی را تجربه کرده است. سازمان جهانی بهداشت تخمین می‌زند که نزدیک به یک زن از هر سه زن در جهان، معادل حدود ۸۴۰ میلیون نفر، در طول زندگی خود خشونت خانگی یا جنسی را تجربه کرده‌است. این نهاد با هشدار درباره «پیشرفت‌های اندک» طی دو دهه اخیر، روز چهارشنبه ۲۸ آبان در بیانیه‌ای اعلام کرد که روند کاهش خشونت بسیار کند است و منابع مالی برای مقابله با آن نیز کاهش یافته است.

بر اساس گزارش این سازمان، تنها در ۱۲ ماه گذشته، «۳۱۶ میلیون زن، یعنی ۱۱ درصد زنان ۱۵ ساله و بالاتر، قربانی خشونت شریک صمیمی» بوده‌اند و روند کاهش این خشونت‌ها «به شکل دردناکی کند» بوده و طی ۲۰ سال تنها سالانه ۰.۲ درصد کاهش یافته است.

به نوشته خبرگزاری فرانسه، لین‌ماری ساردینیا، از مسئولان سازمان جهانی بهداشت توضیح داد که افزایش آگاهی می‌تواند «به افزایش گزارش‌دهی» منجر شود و در نتیجه این آمار ممکن است «برای مدتی ثابت بماند.»

برای نخستین بار گزارش تازه این سازمان، برآورد خشونت جنسی خارج از رابطه زناشویی را هم ارائه و نشان می‌دهد ۲۶۳ میلیون زن از ۱۵ سالگی چنین خشونتی را تجربه کرده‌اند؛ رقمی که به‌دلیل «انگ و ترس» احتمالاً «کم‌‌تر از واقعیت گزارش شده» است.

تدروس آدانوم گبریسوس، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت می‌گوید: «هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند عادلانه یا سالم باشد وقتی نیمی از جمعیت آن در ترس زندگی می‌کنند.» به گفته وی، پایان دادن به این خشونت فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه مسئله کرامت، برابری و حقوق بشر است.

این گزارش جدید که پیش از روز جهانی رفع خشونت علیه زنان و دختران در ۲۵ نوامبر منتشر شده است، با داده‌های سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ از ۱۶۸ کشور تهیه شده و از «تصویری نگران‌کننده» و «کمبود شدید منابع مالی» حکایت دارد. به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۲۲، تنها ۰.۲ درصد از کمک‌های توسعه جهانی به برنامه‌های متمرکز بر پیش‌گیری از خشونت علیه زنان اختصاص داده شده بود و طبق گفته سازمان جهانی بهداشت، پیش‌بینی می‌شود که این رقم در سال ۲۰۲۵ بیش‌تر کاهش یابد.

مردسالاری، مذهب و سرمایه‌داری به شکلی در هم تنیده، از خانه تا کارخانه و از خیابان تا رسانه، از بدن زن و کارش به‌عنوان ابزاری برای بازتولید نظام سلطه و سود بهره می‌گیرند و در این راستا از هیچ خشونت قانونی و ساختاری رویگردان نیستند. مذهب و مردسالاری در همکاری و همیاری با سرمایه‌داری، اطاعت زن، انجام کار خانگی، پرورش کودکان، نگه‌داری از سالمندان، بیماران و انجام انواع خدمات به مرد خانواده را امری مقدس می‌دانند و تداوم بهره‌کشی را توجیه می‌کنند. افزون بر آن انواع و اقسام محدودیت‌ها را بر زنان تحمیل می‌کنند: از خلع عاملیت زنان در زندگی اجتماعی و شخصی تا اعمال انواع محدودیت‌ها در ازدواج و طلاق و حتی تحمیل بارداری‌ و حجاب اجباری. بنابراین، زن و بدنش برای سرمایه‌داری و هم‌پیمانانش به وسیله‌ای برای بهره‌کشی و سودآوری مضاعف در خانه و خارج از خانه تبدیل شده است.

در این راستا ابزار رسانه و تبلیغات را نیز به خدمت گرفته‌اند و از طریق آن‌ بدن زنان را هم‌چون کالایی، گاه برای فرزندآوری و گاه فروش سکس و زیبایی، به نمایش می‌گذارند و از این طریق با افزودن بر لشکر بیکاران و گرسنگان و خرید ارزان نیروی کار و یا تجارت سکس و زیبایی برای خود سودهای هنگفت تولید می‌کنند. فراتر از این، مردسالاری و مذهب با تبدیل زنان به جنس دوم اعتمادبه‌نفس آنان را خدشه‌دار کرده و خواسته‌های خود را در باورهای جامعه نهادینه می‌کنند و تحت عنوان‌های متحجرانه‌ای هم‌چون «ناموس، آبرو و غیرت»، نه تنها انواع خشونت علیه زنان و از جمله جنایاتی هم‌چون زن‌کشی را به امری خانوادگی و عادی تبدیل می‌کنند، بلکه با وضع قوانین ارتجاعی و قرون وسطایی هم‌چون حق مردان بر جان زنان و فرزندان این جنایات را «اموری شخصی» تلقی می‌کنند و آن‌ها را مشروع و قانونی جلوه می‌دهند.

فعالان حقوق زنان می‌گویند که زنان درافغانستان در سه سال گذشته و با روی کار آمدن حاکمیت طالبان با انواع خشونت روبه‌رو هستند.

این درحالی است که مقامات حکومت طالبان می‌گویند تصمیم‌های اتخاذ شده درباره زنان مبتنی بر «شریعت اسلامی و ارزش‌های جامعه افغانستان است.»

اما به گفته فعالان حقوق زنان افغانستان «خودکشی، تجاوز، قتل، سرکوب، شکنجه، زندان، محرومیت از تحصیل، ازدواج کودکان، ازدواج اجباری، ازدواج زیر سن قانونی، محاکمه‌های خیابانی، بیکاری، محدودیت کلیه آزادی‌های انسانی، فروش دختران، ممنوعیت تصویر و صدای زنان، از انواع خشونت‌های جسمی و روحی است که علیه آنان در داخل افغانستان تحت حاکمیت طالبان ادامه دارد.»

بیش از دو سال است که جهانیان شاهد شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین خشونت‌ها علیه زنان ستم‌دیده و زجرکشیده فلسطینی و لبنانی هستند . میلیون‌ها زن با حملات وحشیانه دولت اسرائیل خانه و کاشانه خود را از دست داده و فرزندان همسران و بعضا همه اعضای خانواده خود را از دست داده اند و فشار روحی مضاعفی را این روزها تجربه می‌کنند. بسیاری از این زنان خودشان نیز در این حملات سبعانه و بمباران‌ها و زیر آوار ماندن‌ها صدمات جسمی فراوانی را متحمل شده اند.

تاریخ شروع خشونت بی سابقه علیه زنان مظلوم فلسطینی به بیش از هفتاد و پنج سال قبل بر می‌گردد. همان روزهایی که با اقدامات خلاف حقوق بین‌الملل آن‌ها را از خانه و کاشانه خود آواره کردند و در جنگی خانمان‌سوز اعضای خانواده‌شان را کشتند. و این سرکوب و جنگ و ظلم تاریخی هم‌چنان ادامه دارد.

علی صالحی، دادستان عمومی و انقلاب تهران در نشست «بررسی وضعیت حجاب و عفاف و راهکار‌های مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی» که با شرکت حجت‌الاسلام علی کرمی، دادستان نظامی تهران و جمعی از معاونان دادستانی و فرماندهان نظامی، انتظامی و امنیتی برگزار شد، بر ضرورت هماهنگی دستگاه‌های اجرایی، فرهنگی و نظارتی در آن‌چه «صیانت از ارزش‌های دینی و اخلاقی» می‌نامند، تاکید کرد.

دادستان تهران با اشاره به این‌که «۲۸ دستگاه اجرایی در حوزه حجاب و عفاف وظایف قانونی مشخص دارند»، افزود: «اجرای اقدامات ایجابی و فرهنگی در کنار وظایف سلبی و مقابله‌ای ضروری است. قوانین موجود ظرفیت اقدامات موثر را فراهم می‌کند و باید از تشدید آسیب‌ها جلوگیری کرد.»

مسئولان حکومتی جمهوری اسلامی ۴۷ سال همین سخنان را تکرار می‌کنند.

مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران هم روز سه‌شنبه ۲۷ آبان در جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر لزوم پایبندی کامل مجموعه‌های دولتی و حاکمیتی به آن‌چه «قوانین و هنجارهای ملی در حوزه عفاف و حجاب» نامید، گفت که رعایت این اصول باید از درون دستگاه‌ها و از سوی مدیران و کارکنان آغاز شود.

او هم‌چنین تاکید کرد که صداوسیما نیز در تولیدات نمایشی، فیلم‌ها و سریال‌ها، «به شکل جدی نسبت به حفظ شئونات فرهنگی و ترویج الگوی صحیح عفاف توجه ویژه داشته باشد.»

آن‌ها پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران از تشکیل «اتاق وضعیت عفاف و حجاب» با بسیج ۸۰ هزار نیروی آموزش‌دیده و ۴۵۷۵ مربی و ضابط قضایی خبر دادند.

در ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی، خشونت علیه زنان، به شکل سازمان یافته‌تری، از بالا، توسط قدرت حاکم، به نام قانون و شرع و از پایین، زیر پوست شهر، توسط جامعه مردـ پدرسالار و زن‌ستیز اعمال می‌شود

جمهوری اسلامی از همان ابتدای سر کار آمدنش، با متوسل شدن به ابزار مذهب و با وضع قوانین قرون وسطایی، زنان را از پایه‌ای‌ترین حقوق بشری محروم کرده است. این حکومت  ناتوان از پاسخ‌گویی به بحران‌ها و سایر معضلات اجتماعی که منجر به کودک همسری، کودک مادری، زن‌کشی، قتل‌هایی به بهانه «ناموس»، و غیره ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی، پیوسته چهره کریه و زن‌ستیز خود را، هر بار با قوانین ارتجاعی جدیدی به نمایش می‌گذارد. در کشوری که از درصد بالای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی برخوردار است، سرکوب و کشتار زنان در خانواده و جامعه رواج دارد. جامعه کوئیر همواره در معرض خشونت‌های فرهنگی و دولتی قرار داشته است. جمهوری اسلامی از همان ابتدا علنا به فرمان خمینی دشمنی خود را با تحمیل تغییر جنسیت اجباری به همجنس‌گرایان، اعلام کرد و آنان را تحت پیگرد قانونی قرار داد.

شدت دستگیری‌ها و موج اعدام‌ها در ایران هم‌چنان رو به افزایش است. سازمان‌دهی و حمایت و همراهی زندانیان سیاسی زن از سه شنبه‌های اعتراضی نه به اعدام، به گسترش چشم‌گیر ابعاد این اعتصاب غذای اعتراضی که از سوی زندانیان ۵۴ زندان در سراسر ایران حمایت می‌شود، افزوده است. جمهوری اسلامی کماکان بی‌توجه به اعتراضات، اخیرا ۲۸۳ حکم اعدام صادر کرده و بر طبق گزارش سازمان حقوق بشر ایران در ماه اکتبر ۲۰۲۵ دست‌کم ۲۱۷ زندانی، از جمله شش زن را اعدام نموده است.

۲۵ نوامبر هر سال، روز جهانی خشونت علیه زنان نام‌گذاری شده است. اهمیت این روز زمانی آشکار می‌شود که بدانیم طبق آمار سازمان ملل متحد، یک زن از هر سه زن مورد آزار فیزیکی یا خشونت جنسی پارتنر خود قرار می‌گیرند. سالانه بیش از ۵۰ هزار زن در سراسر دنیا، به دست اعضای خانواده یا شرکای عاطفی‌شان به قتل می‌رسند. یعنی هر ساعت، بیش از ۵ زن یا دختر به دست نزدیکان خود از دنیا می‌روند.

زنانی که مورد خشونت جنسیتی قرار می‌گیرند، در خطر ابتلا به افسردگی، اختلال‌های اضطرابی، حاملگی ناخواسته، عفونت‌های جنسی و ایدز با عواقب طولانی‌مدت هستند. خطر اعمال خشونت و عواقب ناشی از آن در فضاها و جوامع دارای تبعیض‌های جنسیتی بیش‌تر است. همین موضوع، اهمیت شناخت و آگاهی از قوانین و مشکلات زنان را دوچندان می‌کند. به همین مناسبت، در ادامه این مقاله، چندین فیلم و سریال شاخص و هم‌چنین چندین کتاب از سرتاسر دنیا با موضوع مبارزه زنان و خشونت علیه زنان را به شما معرفی می‌‌گردد.

ناتمام