ارسالی وژمه

شعر از بانو شهرزاد “فکرت” (نگين بدخش )

            تن خونین

واپسین گرمی آغوش صنوبر بدهید
تن خونین مرا برده به مادر بدهید

دست را دست برادر برسانید و پدر
به تسلای دل غمزده اش، سر بدهید

کفنی از جگر پاره بدوزید به من
پس از ان روح مرا تا به خدا پر بدهید

دفتر درس مرا با قلمم دفن کنید
امتیازش به تفنگ دو ستمگر بدهید

جهل خودرا ته ی دستار جنون بگذارید
مرگ را بر همگان سهم برابر بدهید

آیت کشتن ما خوانده به خود فُوت کنید
نام این فاجعه را ” دین پیمبر” بدهید