Skip to content
سی و هشتمین روز جنگ
سی و هشتمین روز جنگ
بهرام رحمانی
…
جمعبندی
حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به نقاط مختلف ایران در شامگاه یکشنبه و بامداد دوشنبه ادامه یافت. تهران یکی از اصلیترین کانونهای این حملات بود و گزارشها از شنیدهشدن انفجارهای متعدد در شرق، غرب و جنوبشرق پایتخت حکایت داشت. در یکی از مهمترین موارد، به گفته مقامهای جمهوری اسلامی، ایستگاه گاز دانشگاه صنعتی شریف هدف قرار گرفت و در محدوده این دانشگاه قطعی موقت گاز رخ داد. همچنین گزارش شده است بخشهایی از دانشگاه، از جمله ساختمان مرکز فناوری اطلاعات و مسجد، آسیب دیدهاند. روابط عمومی اورژانس استان تهران نیز اعلام کرد در حملات یکشنبهشب به این استان دستکم شش کودک جان باختهاند؛ چهار دختربچه و دو پسر که همگی زیر ۱۰ سال داشتهاند.
گزارشهای پراکنده از دیگر شهرها از ادامه حملات و افزایش تلفات خبر میدهد. در قم، مقامهای استانی از کشته شدن پنج نفر در بمبارانهای بامداد دوشنبه خبر دادهاند. در خوزستان، مقامهای محلی اعلام کردند شامگاه یکشنبه، محدودهای در نزدیکی فروشگاه اتکا در غرب اهواز چهار بار هدف قرار گرفته و فرودگاه بینالمللی اهواز نیز دو بار دیگر مورد اصابت قرار گرفته است. در هرمزگان نیز حملاتی به بندر لنگه و شهر کنگ گزارش شده و به گفته معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری، دستکم شش نفر کشته و ۱۷ نفر زخمی شدهاند. خبرگزاری هرانا از ادامه حملات هوایی در طیفی گسترده از شهرهای ایران، از جمله شیراز، اراک، بندرعباس، اصفهان، بروجرد، سنندج، تبریز، یاسوج و کرج خبر داده است. با این حال، بهدلیل قطع اینترنت در ایران و نبود خبرنگاران بینالمللی در محل، راستیآزمایی مستقل بسیاری از این گزارشها ممکن نیست.
ایران نیز بامداد دوشنبه، در سه موج جداگانه حملات موشکی تازهای را علیه اسرائیل انجام داد. رسانههای اسرائیلی شمار موشکهای شلیکشده در این سه موج را بیش از ۱۰ فروند اعلام کردند؛ حملاتی که آژیر خطر را در مناطق مختلف اسرائیل، از جمله اورشلیم، به صدا در آورد.
در مهمترین حمله، یک موشک ایرانی به طور مستقیم به ساختمانی هفتطبقه در شهر حیفا اصابت کرد. ارتش و نیروهای امدادی اسرائیل اعلام کردند این حمله باعث شکافته شدن بخشهایی از سازه و فروریختن قسمتی از ساختمان شده است. مقامهای اسرائیلی ابتدا از مفقود شدن چهار نفر خبر دادند، اما ساعاتی بعد سازمان آتشنشانی و نجات این کشور اعلام کرد که دو تن از افراد گرفتار زیر آوار جان باختهاند و جستوجو برای یافتن دو فرد دیگر ادامه دارد. سازمان خدمات اورژانسی ماگن داوید آدوم نیز از زخمی شدن چهار نفر دیگر خبر داد.
در تحولات خلیج فارس، وزارت دفاع امارات متحده عربی اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال رهگیری موشکها و پهپادهای شلیکشده از سوی ایران بودهاند و صداهای انفجار در نقاط مختلف کشور ناشی از عملیات رهگیری بوده است. کویت نیز گزارشهایی مشابه منتشر کرده است. رسانههای اسرائیلی در همین حال به نقل از منابع نظامی گزارش دادهاند برآورد دقیقی از تعداد موشکهای بالیستیک باقیمانده ایران وجود ندارد. برخی ارزیابیها از «چند صد» موشک سخن میگویند و برخی دیگر رقم بیش از هزار موشک را مطرح میکنند. بر اساس این گزارشها، ایران در آغاز جنگ حدود ۲۵۰۰ موشک بالیستیک در اختیار داشته و تاکنون بیش از ۵۰۰ موشک به سوی اسرائیل و حدود ۱۳۰۰ موشک به سمت کشورهای خلیج فارس شلیک کرده است. ادامه این حملات به زیرساختهای اقتصادی خلیج فارس نیز باعث جهش تازه بهای انرژی در بازارهای جهانی شده و قیمت نفت در آغاز معاملات بازار آسیا به شکل محسوسی افزایش یافته است.
در سطح سیاسی و نظامی، لحن مقامهای جمهوری اسلامی، همچنان تند و تهدیدآمیز است. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا هشدار داده که در صورت تکرار حمله به اهداف غیرنظامی، مراحل بعدی عملیاتهای تهاجمی و تلافیجویانه ایران «بسیار کوبندهتر و گستردهتر» خواهد بود. این موضعگیری پس از آن، مطرح شد که دونالد ترامپ تهدید کرد زیرساختهای غیرنظامی ایران را نابود خواهد کرد و از تهران خواست تنگه هرمز را به روی کشتیرانی باز کند.
در داخل ایران نیز شماری از مقامها بر ادامه این رویکرد پافشاری کردهاند. محمدباقر قالیباف هشدار داده که حمله به نیروگاهها و پلهای ایران «سراسر منطقه» را به آتش خواهد کشید. مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر مسعود پزشکیان، نیز اعلام کرده است که باز شدن تنگه هرمز منوط به تعریف «رژیم حقوقی جدید» و جبران خسارات ناشی از جنگ خواهد بود.
در چنین روندی، وبسایت اکسیوس از تلاشهای فشرده برای دستیابی به یک آتشبس ۴۵ روزه خبر داده است؛ طرحی دو مرحلهای که با میانجیگری پاکستان، مصر و ترکیه دنبال میشود و هدف آن ایجاد فرصتی برای رسیدن به توافقی دائمیتر برای پایان جنگ است. بر اساس این گزارش، مذاکرات از طریق تماسهای غیرمستقیم و تبادل پیام میان استیو ویتکاف، نماینده آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در جریان است. با این حال، منابع آمریکایی، اسرائیلی و منطقهای شانس دستیابی به توافق در ۴۸ ساعت آینده را پایین ارزیابی کردهاند. گفته میشود مرحله نخست شامل آتشبس موقت و برخی اقدامات اعتمادساز از سوی ایران، از جمله گامهایی محدود درباره تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم غنیشده، خواهد بود و مرحله دوم بر مذاکره برای پایان کامل جنگ متمرکز است. به گفته منابع اکسیوس، مقامهای ایرانی به میانجیها گفتهاند حاضر نیستند در وضعیتی مشابه غزه و لبنان قرار بگیرند که در آن آتشبس تنها روی کاغذ باشد و آمریکا و اسرائیل هر زمان بخواهند حملات را از سر بگیرند.
دونالد ترامپ نیز مهلت تعیینشده برای ایران را تا ساعت ۸ شب فردا سهشنبه 7 مارس، به وقت شرق آمریکا تمدید کرده و گفته است هنوز «شانس خوبی» برای توافق وجود دارد، اما در صورت شکست مذاکرات، تهدید کرده است «همهچیز را» در ایران هدف قرار خواهد داد. منابع اکسیوس نوشتهاند طرح عملیاتی حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران آماده است، اما تمدید ضربالاجل با هدف دادن آخرین فرصت به دیپلماسی انجام شده است. میانجیها نیز نسبت به پیامدهای چنین حملاتی هشدار دادهاند و گفتهاند واکنش احتمالی ایران میتواند تأسیسات نفتی و آبی کشورهای خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهد.
در واشینگتن ترامپ بودجه دفاعی سال ۲۰۲۷ را با افزایشی بیسابقه پیشنهاد کرده است؛ طرحی که بر اساس آن هزینههای نظامی آمریکا با ۵۰۰ میلیارد دلار افزایش به ۱.۵ تریلیون دلار خواهد رسید. این بودجه، علاوه بر افزایش حقوق نیروهای نظامی، شامل توسعه سامانه دفاع موشکی موسوم به «گنبد طلایی»، ساخت کشتیهای جنگی جدید و تقویت ذخایر مواد معدنی راهبردی است، در حالی که بخشهایی چون انرژیهای پاک، ناسا و برخی نهادهای دولتی با کاهش بودجه روبهرو خواهند شد. این پیشنهاد که هنوز باید در کنگره تصویب شود، با انتقاد دموکراتها روبهرو شده است.
این یک واقعیت است که توازن قدرت اقتصادی و فناوری، که ظرفیت تامین مالی و هزینه جنگ را تعیین میکند، برای ایران نا مطلوب است. از نقطه نظر مقیاس و ارتباط متقابل مجتمعهای نظامی، صنعتی، اکو سیستمهای نوآوری و بازارهای سرمایه دو کشور ایالات متحده و اسرائیل، ایران بهعنوان یک بخش حاشیهای محسوب میشود. حتی بدون در نظر گرفتن ایالات متحده، اسرائیل به تنهایی از نظر اقتصادی و فناوری یک دشمن برتر برای جمهوری اسلامی محسوب میشود. در سال ۲۰۲۴، تولید ناخالص داخلی اسرائیل تقریبا ۱۴ در صد بیشتر از ایران بود، در حالی که جمعیت ایران نه برابر اسرائیل است. این وضعیت تا حدودی نتیجه به هم پیوستگی موفقیتآمیز اسرائیل با سه قطب اصلی اقتصاد سیاسی ایالات متحده( سیاسی، مالی و فناوری) یعنی واشنگتن، نیویورک و سیلیکون وَلی است. در واشنگتن است که حمایت نظامی و مالی از اسرائیل، تعیین می شود. این کشور با ۳۰۰ میلیارد دلار( معادل ۲۶۰ میلیارد یورو ) به ارزش امروز، از زمان تاسیس خود در سال ۱۹۴۸، و ۲۱،۷ میلیارد دلار( ۱۹ میلیارد یورو) بین اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، بزرگترین دریافت کننده کمکهای ایالات متحده محسوب میشود. در نیویورک، اسرائیل سومین کشور خارجی با بیشترین نمایندگی در شاخص سهام نَزدًک (Nasdaq)به شمار میرود. در همین حال، سیلیکون وَلی، محل استقرار شرکتهای فناوری، سرمایه گذاریهای قابل توجهی در اسرائیل انجام داده است. در سال ۲۰۲۵، تنها شرکتهای اسرائیلی وایز Wiz و سیبِر اَرکCybe Ark ، متخصص امنیت سایبری، به قیمت ۵۷ میلیارد دلار( ۵۰ میلیارد یورو) خریداری شدهاند.
برعکس، ایران به دلیل پیگیری ایدئولوژی ستایشگرانه خودکفایی از یک سو، و تحریمهای اعمال شده بر آن از سوی دیگر، از مسیر جریانهای تجاری، مالی و فناوری بینالمللی کاملا به دور مانده است. این وضعیت، پتانسیل ایران برای رشد، نوآوری و در نتیجه دفاع را کاهش داده است. این عوامل، کشور را به سمت توسعه برنامههای تسلیحاتی متکی بر قابلیتهای تحقیق و توسعه داخلی، و زنجیرههای تامین امکانات پیچیده و ناکارآمد سوق داده است. درعین حال، همین برنامهها خود از یک وضعیت اقتصادی نامناسب، ناشی از مدیریت ضعیف اقتصادی صدمه دیدهاند، و پیامدهای ناگوار آن در نتیجه شوکهای کلان اقتصادی ناشی از تحریمها تشدید شدهاند. در نتیجه، تولید نا خالص داخلی (PIB)ایران، بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ بیش از یک سوم کاهش یافته است.
با این وجود، یکی از نمادهای این استراتژی، پهپاد شاهد ۱۳۶ است که توسط صنایع دفاعی کشور تولید شده و هزینه ساخت هر یک از آنها بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار(معادل ۱۷ تا ۴۳ هزار یورو) تخمین زده میشود. رهگیری این پهپاد چندین میلیون دلار هزینه خواهد داشت. استفاده از پهپادهای دریایی یا احتمالا مینهای شناور، به منظور مسدود کردن تنگه هرمز، جایی که ۲۰ در صد از تجارت جهانی نفت و ۱۹ در صد گاز طبیعی مایع شده از آن میگذرد، از منطق بهرهوری حد اکثری از منابع محدود پیروی میکند.
کشاندن جنگ کشورهای عربی خلیج فارس، که تولید ناخالص مجموع آنها پنج برابر ایران است، همین استراتژی را به سطوح جدید و بالاتری سوق میدهد.
گسترش درگیریها به خاک کشورهای حوزه خلیج فارس سه گونه خسارات را بر آنها تحمیل میکند: خسارات مادی که مستقیما با از دست دادن در آمدهای ناشی از صادرات کالا، خدمات و یا هزینههای محتمل در آینده -برای مثال سرمایهگذاریهای خارجی تحقق نیافته، یا افزایش حق بیمهها- که به از اعتبار افتادن این کشورها بهعنوان محیطهای امن و مناسب برای تجارت، ارتباط دارد. در حالی که خسارات و زیانها تا به حال به دهها میلیارد دلار رسیده است، بانگ گلدمن ساکس تخمین زده است که طولانی شدن جنگ بهمدت دو ماه، میتواند در کشورهای کویت و قطر، که برای صادرات خود بیشتر به تنگه هرمز وابسته هستند، کاهش ۱۴ درصدی تولید نا خالص داخلی را در پی داشته باشد. علاوه بر این، تلاشها برای تنوع بخشیدن به اقتصادهای این منطقه محدود، میتواند مورد تهدید قرار گیرد و رفاه و آسایش شش کشور عربی کنار خلیح فارس را در دوران پس از نفت با خطر مواجه کند. با این حال، داراییهای صندوقهای ارزی ملی، و صندوقهای بازنشستگی عمومی کشورهای حوزه خلیج فارس، که در مجموع بالغ بر بیش از ۶۰۰۰ میلیون دلار( پنج هزار و دویست میلیون یورو) است، میباید به آنها اجازه دهد تا بحران و بی ثباتی فعلی را پشت سر بگذارند. علاوه بر این ادغام و پیوستگی عمیق کشورهای خلیج فارس در پروسه جهانیشدن و مرکزیت تنگه هرمز برای صادرات آنها و بازار انرژی جهانی، کارت اصلی جنگ ژئو اکونومیک ایران را تشکیل میدهد.
جمهوری اسلامی ایران، احتمالا بر ین تصور است که از طریق جنگ ژئواکونومیک،، مجموعهای از نیروها را برای مهار دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا فعال کند. مصرفکنندگان و رای دهندگان در این انتخابات میان دورهای پیش روی ایالات متحده، بازارهای مالی، بازیگران اصلی بخشهای صنعتی، به ویژه در بخش هوش مصنوعی -که زیاد به انرژی وابسته است- و متحدان اروپایی و تا حد کمتری آسیایی، در این نارضایتی متحد هم خواهند بود. فراتر از این، ایران قصد دارد ایالات متحده را برای همیشه از پیگیری تصمیم بر تغییر رژیم باز دارد، بین واشنگتن و تل آویو اختلاف ایجاد کند، و بر مذاکراتی که پذیرش جایگاه ایران در منطقه و لغو تحریمهای اقتصادی باشد، تاکید و پافشاری کند.
اما این استراتژی بدون هزینه نیست. این امر بر روابط ایران با همسایگان خود در خلیج فارس بهطور دائمی آسیب میرساند. همچنین میتواند سایر کشورها را به ائتلافی علیه جمهوری اسلامی، به منظور پایاندادن به گروگانگیری اقتصاد بینالمللی توسط این کشور، متقاعد کند.
حملات متقابل به مناطق شهری در ایران و منطقه کماکان ادامه دارد؛ از تهران تا حیفا و ابوظبی، گزارشها از تلفات انسانی، خسارت به زیرساختها و گسترش دامنه درگیریها خبر میدهند. همزمان، روند اجرای احکام اعدامها در ایران به اتهام «همکاری با دشمن» شتاب گرفته است.
در چنین شرایطی، از طرح صلحی که صحبت میشود، بیش از آنکه نشانهای از پایان قریبالوقوع جنگ باشد، بازتابی از میان فشار نظامی، تهدید سیاسی و نگرانی فزاینده از فروغلتیدن منطقه به بحرانی بزرگتر است. جمهوری اسلامی ایران، هنوز بهزور رسمی و صریح؛ حاضر به پذیرش شروط فوری واشینگتن نشده و آمریکا نیز همزمان که ظاهرا به دیپلماسی تاکید دارد، با زبان تهدید و ضربالاجل پیش میرود. به این ترتیب، ساعاتی که تا پایان مهلت تعیینشده باقی مانده، میتواند در تعیین مسیر جنگ و صلح در منطقه، نقشی سرنوشتساز و تعیینکننده داشته باشد.
دوشنبه هفدهم فروردین 1405-ششم آوریل 2026
padarjan2026-04-07T07:23:23+00:00
Page load link