آتشبس خوشحالکننده است اما تضمینی برای ادامه آن وجود ندارد!
بهرام رحمانی
دونالد ترامپ امروز پنجشنبه 20 فروردین 1405-9 آوریل 2026 در دومین روز آتشبس، اعلام کرد آمریکا تا زمان رسیدن به یک توافق صلح با ایران، نیروها و تجهیزات نظامی خود را در خاورمیانه حفظ خواهد کرد و در عین حال هشدار داد اگر این روند به نتیجه نرسد، درگیری میتواند به مرحلهای بسیار شدیدتر برسد. او در پیامی، مدعی شد تهران با کنار گذاشتن برنامه دستیابی به سلاح هستهای و بازگشایی تنگه هرمز موافقت کرده است، هرچند این ادعاها در فضایی مطرح میشود که هنوز جزئیات توافق و دامنه واقعی آن محل اختلاف است.
سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، روز چهارشنبه 8 آوریل، اعلام کرده بود که معاون رییسجمهور، جیدی ونس، ریاست تیم مذاکرهکننده ایالات متحده در گفتوگوهای صلح با ایران را که قرار است روز شنبه برگزار شود، بر عهده خواهد داشت.
این ماموریت مهمترین و چالشبرانگیزترین مقطع در کارنامه سیاسی ونس خواهد بود؛ آزمونی برای رویکرد او که تلاش دارد از جنگ با ایران اجتناب کند و دیپلماسی را بهعنوان مسیر دستیابی به توافق ترجیح میدهد.
در میان حلقه داخلی ترامپ، جیدی ونس در سالهای گذشته، بارها علیه ماجراجوییهای نظامی آمریکا موضع گرفته و جنگ با ایران را «اتلاف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود. با این حال، او صلحطلب مطلق هم نبود. در ماه ژانویه، زمانی که ترامپ علنا به ایران درباره کشتن معترضان هشدار داد، ونس در محافل خصوصی رییسجمهور را به اجرای خط قرمز خود تشویق کرده بود، اما چیزی که او در ذهن داشت، ضربهای محدود و تنبیهی بود؛ مشابه حمله موشکی ترامپ به سوریه در سال ۲۰۱۷. به باور معاون رییسجمهور، جنگی با هدف تغییر رژیم در ایران فاجعهبار میبود.
اما پیت هگست موضعی محدود اما روشن داشت: دیر یا زود باید تکلیف ایران روشن شود، پس بهتر است همین حالا این کار انجام شود. به روایت نیویورک تایمز، در نهایت همه به غریزه سیاسی رییسجمهور واگذار کردند. آنان دیده بودند که ترامپ بارها تصمیمهای بزرگ گرفته، خطرهایی به ظاهر غیرقابل تصور را پذیرفته و سرانجام از آن بحرانها عبور کرده است. هیچکس در آن لحظه نمیخواست سد راه او شود. و آنگاه ترامپ جمله نهایی را گفت: «فکر میکنم باید این کار را بکنیم.» او افزود باید مطمئن شوند ایران سلاح هستهای به دست نمیآورد و نمیتواند به اسرائیل یا سراسر منطقه موشک شلیک کند.
اما این مهلت هم چندان طول نکشید. عصر روز بعد، در حالی که ترامپ سوار بر هواپیمای ریاستجمهوری بود، ۲۲ دقیقه مانده به ضربالاجل ژنرال کین، فرمان نهایی صادر شد: «عملیات خشم حماسی تایید میشود. هیچ لغوی در کار نیست. موفق باشید.»
نخستوزیر پاکستان، محمد شهباز شریف، ریاست هیات میزبان را بر عهده خواهد داشت.
خبرنگار المیادین، اعلام کرده که هیات ایرانی قرار است به ریاست محمدباقر قالیباف، رییس مجلس در مذاکرات حضور یابد. محمدباقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی و عباس عراقچی نیز قالیباف را همراهی میکنند.
اما در یکی از ویدیوهایی که از مراسم حکومتی چهلمین روز کشتهشدن «علی خامنهای» در شبکههای اجتماعی منتشر شده، یکی از حامیان حکومت خطاب به «محمدباقر قالیباف» فریاد میزند: «اخبار تایید شده داریم که به پاکستان میروی. تو هر چه داری از صدقه سر آقا و مجتبی است. لعنت بر تو اگر خون آقا را پایمال کنی.»
وزارت خارجه جمهوری اسلامی هم گفته است هیات مذاکره کننده «احتمالا به ریاست قالیباف» به اسلامآباد خواهد رفت.
به این ترتیب، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز و ظاهرا بهعنوان مداخلهای برای مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی ایران و «استقرار دموکراسی؟» معرفی میشد، در واقع اینها پیشپرده یک جنگ خانمانسوز و ویرانگر در ایران بود و از همان روزهای نخست، مشخصا اهداف دیگری را دنبال میکرد. تنها رهبر و فرماندهان نظامی و یا مراکز نظامی هدف قرار نگرفتند، بنیانهای جامعه نیز مورد حمله واقع شد: مدارس، بیمارستانها، دانشگاهها، مناطق مسکونی، پلها، جادهها، نهادهای اقتصادی، میراث فرهنگی و تاریخی. جنگی که فراتر از مرزهای ایران، زیست و زندگی مردم منطقه را نیز مختل کرد. از منظر اقتصادی جهان را تحت تاثیر قرار داد.
در سطح بینالمللی نیز برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند جنگ جاری در منطقه روند «دلارزدایی» را که پیش از این نیز آغاز شده بود به طور قابل توجهی تسریع کرده است.
گزارشها حاکی است سهم دلار در ذخایر جهانی از حدود ۷۱ درصد در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵۶ تا ۵۹ درصد کاهش یافته است. بر اساس دادههای منتشر شده، اکنون حدود ۲۰ درصد از تجارت نفت جهان با ارزهای محلی تسویه میشود و کشورهای چین، هند و روسیه در خط مقدم این تغییر قرار دارند. در این میان چین با ترویج استفاده فرامرزی از یوان و ایجاد اتاقهای پایاپای غیردلاری در سراسر جهان گامهای بلندی در جهت بینالمللی کردن پول ملی خود برداشته است.
رییس سازمان پزشکی قانونی ایران، اعلام کرد که در جریان حملات ۳۹ روزه مشترک آمریکا و اسرائیل، بیش از ۳ هزار نفر در سراسر کشور جان خود را از دست دادند. به گزارش ایلنا، عباس آرانی مسجدی گفت: «حدود ۴۰ درصد پیکرها به دلیل نوع تجهیزاتی دشمن در حمله به غیرنظامیان استفاده کرده بود، قابل شناسایی نبود که با استفاده از توان و ظرفیتی که در سازمان پزشکی قانونی وجود دارد، این عزیزان هم شناسایی و در اولین فرصت ممکن به خانواده شهدا تحویل داده شدند.»
آسیا ۶۰ درصد نفت و ۸۰ درصد گاز وارداتی خود را از خاورمیانه تامین میکند و به همین دلیل جنگ ایران و بسته شدن عملی تنگه هرمز یک اختلال شدید برای این قاره است
این تحولات پس از اعلام توافق آتشبس آمریکا و ایران مطرح میشود. توافقی دو هفتهای که از روز چهارشنبه 8 مارس-19 فروردین، آغاز شده و پاکستان آن را اعلام کرده بود.
قرار است مذاکراتی بین دو طرف در اسلامآباد، روز شنبه برگزار شود. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت نرسیدن به توافق، حملات گستردهای علیه ایران انجام خواهد شد.
مردم منطقه، به ویژه مردم ایران روزهای سخت جنگی را تجربه کردند؛ روزها و شبهایی که زندگی را زیر سایه اضطراب، حملات و قطع گسترده ارتباطات گذراندند. حالا با اعلام توافق آتشبس مشروط دو هفتهای، طبیعست که مردم حالوهوای دیگری داشته باشند؛ یعنی آمیزهای از امید، خستگی و نگرانی را بازتاب میدهند. اما مهمتر از همه، جنبشهای اجتماعی ما و مردم آسیبدیده نباید منتظر نتایج این مذاکرات باشند چرا که مذاکرات به نتیجه برسد و یا نرسد چیزی عاید مردم ایران نخواهد شد و به همین دلیل، جنبشهای اجتماعی و مردم آزادیخواه برای رسیدن به صلح واقعی و ماندگار و دستیابی به آزادیهای هرچند نسبی، با فشرده کردن صفوف مبارازتیشان، بهراه خودشان ادامه دهند و منتظر تحولات و حوادث آتی خوبهخودی نشوند.
اما اکنون شرایط منطقه نسبت به 40 روز گذشته، متفاوت شده است. اما هنوز نمیتوان احتمال جنگ را منتفی دانست. به هر حال حضور دو نام مهم آمریکا در منطقه یعنی ناو آیزنهاور و لینکلن میتواند نشان دهنده تهدید جدی آمریکا علیه ایران باشد. با این وجود، آمریکا به فشار اقتصادی و بینالمللی علیه ایران ادامه خواهد داد. در چنین شرایطی، باز هم نتانیاهو اصرار خواهد کرد که آمریکا هر چه زودتر به ایران حمله کند. با توجه به شرایط منطقه و مخالفتهایی که در سطح جهان، بهویژه در خود آمریکا علیه سیاستهای ترامپ وجود دارد بهنظر میرسد او یک گام برای حمله به ایران عقبنشینی کرده است. در چنین شرایطی، این احتمال وجود دارد که تلاشهای کشورهای میانجی در نهایت به یک نتیجه مثبت نرسد.
جمهوری اسلامی هم به خصوص از نظر اقتصادی، بیش از پیش دچار بحران شده است. اکثریت مردم ایران، علاوه بر تحمل 40 روز جنگ، اکنون آنان ناتوانتر از گذشته شدهاند که نیازهای روزمزه زیست و معیشت خود را تامین کنند.
آتشبس دو هفتهای در جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل که در واپسین ساعات سهشنبه با میانجیگری پاکستان اعلام شد، از همان نخستین روز با نشانههای جدی فرسایش و اختلاف بر سر مفاد آن روبهرو شده است؛ بهگونهای که تا عصر چهارشنبه، هم روایتهای متضاد از دامنه توافق آشکارتر شد، هم حملات اسرائیل به لبنان شدت گرفت و هم ایران، در واکنش به آنچه «نقض آتشبس» از سوی اسرائیل خوانده شد، عبور نفتکشها از تنگه هرمز را متوقف کرد. بدین ترتیب، توافقی که قرار بود راه را برای کاهش تنش و آغاز گفتوگوهای سیاسی باز کند، تنها ساعاتی پس از اعلام، با خطر فروپاشی مواجه شده است.
کمتر از یک روز پس از شروع آتشبس دو هفتهای بین ایران و آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است که اگر حملات اسرائیل به لبنان متوقف نشود، به آن پاسخ خواهد داد. اسرائیل گفته که به آتش بس با ایران پایبند است اما این شامل حزبالله لبنان نمیشود. اسرائیل امروز حملات سنگینی در بیروت پایتخت لبنان انجام داد. همزمان رسانههای ایران از شنیده شدن صدای پدافند در تهران خبر میدهند و تلویزیون رسمی ایران به نقل از یک مقام ارشد امنیتی گفته است: «ایران هر لحظه ممکن است بهطور همهجانبه به دفاع برخیزد.» رسانههای ایرانی گزارش دادهاند که عبور نفتکشها از تنگه هرمز متوقف شده است. عبور نفتکشها از این تنگه یکی از عناصر کلیدی در آتشبس میان ایران و آمریکا است که با میانجیگری پاکستان به دست آمده است.
یکی از اصلیترین محورهای اختلاف، موضوع لبنان است. پاکستان، که نقش اصلی را در شکلگیری آتشبس دقیقه نودی ایفا کرد وهم ایران تاکید کردهاند که لبنان نیز مشمول این توافق است. اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این برداشت را رد کرده و همزمان ارتش اسرائیل سنگینترین موج حملات خود از آغاز جنگ را علیه بیش از یکصد هدف در لبنان آغاز کرده است؛ حملاتی که بنا بر این گزارش، دستکم ۲۵۴ کشته و یک هزار زخمی بر جای گذاشته است. دونالد ترامپ نیز پس از ساعاتی سکوت، لبنان را «درگیری جداگانهای» توصیف کرد و گفت این جبهه بخشی از توافق نبوده است. همین تفاوت در تفسیر، از همان آغاز روشن کرد که آتشبس نهتنها شفاف و جامع نیست، بلکه حتی بر سر حدود جغرافیایی آن نیز اجماع وجود ندارد.
در جبهه انرژی نیز اوضاع به همان اندازه مبهم و ناپایدار است. خبرگزاری فارس گزارش داده که نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز، در واکنش به «نقض آتشبس» از سوی اسرائیل، متوقف شدهاند. بر اساس توافق، قرار بود ایران در طول دو هفته آتشبس این آبراه راهبردی را بازگشایی کند؛ مسئلهای که پس از اعلام آتشبس، بلافاصله به افت شدید بهای نفت به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه و جهش بازارهای سهام جهانی انجامید. با این حال، تحولات بعدی نشان داد که این آرامش بسیار شکننده است. در همین حال، امارات متحده عربی مدعی شده است که پس از اعلام آتشبس، پدافند هوایی این کشور ۱۷ موشک بالستیک و ۳۵ پهپاد را که ظاهرا از سوی ایران شلیک شده بودند رهگیری کرده است. همچنین گزارشهایی منتشر شده که ایران ساعاتی پس از اعلام آتشبس، به یک خط لوله نفتی عربستان سعودی که به دریای سرخ منتهی میشود حمله کرده است. سپاه پاسداران نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که با موشک و پهپاد چندین هدف در منطقه را مورد حمله قرار داده، از جمله آنچه تاسیسات نفتی شرکتهای آمریکایی در ینبع، بندر و پایانه نفتی عربستان در ساحل دریای سرخ، توصیف شده است. این وضعیت، معنایش آن است که حتی پس از اعلام رسمی آتشبس، درگیریهای نظامی نهتنها متوقف نشده، بلکه در برخی جبههها ادامه یافته است.
ترامپ هم مانند گذشته، همواره موضع خود را تغییر میدهند. ترامپ ابتدا پس از اعلام آتشبس، از طرح دهمادهای ایران به عنوان «مبنایی قابل اجرا برای مذاکره» یاد کرده بود و تمرکز خود را بر بازگشایی تنگه هرمز گذاشته بود؛ موضعی که در واشینگتن با شگفتی روبهرو شد، زیرا طرح دهمادهای تهران با اهداف اعلامشده آمریکا فاصله زیادی دارد و شامل به رسمیت شناختن حق غنیسازی اورانیوم، لغو کامل تحریمها، پرداخت غرامت جنگی و نیز طرحی برای کنترل مشترک تنگه هرمز توسط ایران و عمان است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز چهارشنبه 8 آوریل، این برداشت را بهکلی رد کرد و گفت طرح دهمادهای ایران از ابتدا «غیرجدی، غیرقابل قبول و کاملا کنار گذاشتهشده» بوده و این تصور که ترامپ «فهرست آرزوهای ایران» را پذیرفته باشد، «کاملا مضحک» است.
چند ساعت بعد، خود ترامپ تصویری کاملا متفاوت از مفاد توافق ارائه کرد و مدعی شد آتشبس بر پایه یک طرح ۱۵ مادهای آمریکایی استوار است که «بسیاری از بندهای آن از پیش مورد توافق قرار گرفتهاند». او تأکید کرد که هیچ غنیسازی اورانیومی در کار نخواهد بود و آمریکا و ایران با یکدیگر برای بیرون آوردن ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالای ایران همکاری خواهند کرد؛ ذخیرهای که به گفته او «غبار هستهای» است و از نظر مقدار، برای ساخت حدود دوازده کلاهک هستهای کفایت میکند. این دو روایت کاملا متفاوت از سوی واشینگتن، بر ابهامهای موجود افزوده است و نشان میدهد حتی در خود دولت آمریکا نیز تصویری روشن و واحد از آنچه پذیرفته شده وجود ندارد.
از سوی دیگر، ایران نیز دو نسخه متفاوت از تفسیر خود از توافق منتشر کرده است. در نسخه فارسی، حق ایران برای غنیسازی اورانیوم ذکر شده، اما در نسخه انگلیسی چنین بندی وجود ندارد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، ضمن تایید ادعای ترامپ درباره بازگشایی تنگه هرمز در طول دو هفته آتشبس، تصریح کرده است که کشتیها برای عبور امن باید با نیروهای مسلح ایران هماهنگ باشند. طبق این گزارش، ایران پس از حمله آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، تنگه هرمز را که پیش از جنگ یک آبراه آزاد بود، بست و اکنون برای عبور هر نفتکش دو میلیون دلار عوارض دریافت میکند. آنچه از موضع ایران برمیآید این است که تهران ممکن است عبور کشتیها را آزاد کند، اما این عوارض را حفظ کند و در آینده درآمد حاصل از آن را با عمان، بهعنوان شریک در سرپرستی تنگه، تقسیم کند. اگر چنین باشد، این نه فقط بهمعنای پایان بازگشت به وضع پیش از جنگ نیست، بلکه نشانه تثبیت نقش جدید ایران بهعنوان یکی از متولیان مستقیم این گذرگاه حیاتی خواهد بود.
بریتانیا، رهبری گروهی متشکل از حدود ۴۰ کشور را بر عهده گرفته که هدف آن تدوین طرحی نظامی و دیپلماتیک برای بازگشایی و حفاظت از تنگه هرمز است، اما نشانهای در دست نیست که این تلاشها در آینده نزدیک به نتیجهای محسوس منجر شود. امانوئل مکرون، رییسجمهور فرانسه، روز چهارشنبه گفت حدود ۱۵ کشور برنامه دارند برای ازسرگیری عبور و مرور در تنگه کمک کنند.
وزیر امور خارجه فرانسه، «ژان نوئل بارو»، روز پنجشنبه اعلام کرد تنگه هرمز تا زمانی که توافقی پایدار میان ایالات متحده و ایران حاصل نشود، بهطور کامل بازگشایی نخواهد شد. در همین حال، ایتالیا و بریتانیا اعلام کردند که موضع ایران مبنی بر امکان اخذ عوارض از کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند، غیرقابل قبول است.
چهارمین دیپلمات اروپایی به رویترز گفت: «ما روندی جداگانه درباره هرمز در دست داریم که ارتباط مستقیمی با آنچه دیروز در کاخ سفید رخ داد ندارد.» او افزود: «میدانیم که واشنگتن احساس فوریت میکند و همچنین آگاهیم که روته تلاش دارد خود را بهگونهای نشان دهد که در این گفتوگوها نقش سازندهای داشته باشد. ما آمادهایم مواضع و حتی اقدامات درستی در آینده اتخاذ کنیم، اما در نهایت مسئله اصلی این نیست که چگونه آمریکا را راضی کنیم، بلکه باید شرایط درست و پایدار فراهم شود.»
با این وجود، قرار است پاکستان روز شنبه میزبان گفتوگوهایی باشد که هدف آن تبدیل آتشبس شکننده فعلی به توافقی پایدارتر است.
«سعید خطیبزاده»، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، امروز پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۴۰۵، اعلام کرد که هیاتی از ایران «احتمالا به ریاست قالیباف» برای شرکت در مذاکرات صلح با آمریکا راهی اسلامآباد، پایتخت پاکستان، خواهد شد. پیشتر رییسجمهور ایالات متحده آمریکا گفته بود که دولت او در حال مذاکره با «رییس مجلس ایران» برای رسیدن به یک توافق است.
سعید خطیبزاده، همچنین گفته است شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، تهران «در آستانه پاسخ به نقض آتشبس از سوی اسراییل» بود اما «پاکستان مداخله کرد و پیامهایی را مبنی بر کنترل اسراییل از سوی آمریکا منتقل کرد.»
منظور از نقض آتشبس، حملات گسترده اسراییل به بیروت و دیگر شهرهای لبنان در شامگاه چهارشنبه است. مقامات جمهوری اسلامی و همچنین رسانههای حامی حکومت میگویند آتشبس میان آمریکا و ایران مشمول لبنان هم میشود.
در پاسخ نخستوزیر اسراییل و مقامهای ارشد ایالات متحده میگویند که لبنان از شمول موارد آتشبس اعلامشده میان ایران و آمریکا خارج است.
رویترز، گزارش داده که مقامات پاکستان در آستانه نخستین مذاکرات میان ایران و آمریکا، شهر اسلامآباد را بهطور کامل قرنطینه کردهاند و تمامی مسیرهای دسترسی به یک منطقه ۳ کیلومتری اطراف هتل سرنا را مسدود کردند.
بر اساس این گزارش، انتظار میرود هر دو هیات ایالات متحده و ایران در این هتل اقامت داشته باشند؛ هتلی که به تمامی مهمانان اعلام کرده است تا روز یکشنبه اتاقهای خود را تخلیه کنند، زیرا این مکان برای «یک رویداد مهم» «در اختیار گرفته شده» است.
سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرده هیاتی آمریکایی به ریاست جیدی ونس، معاون رییسجمهور، و با حضور استیو ویتکاف و جرد کوشنر، راهی اسلامآباد خواهد شد.
با این همه، هنوز شکافها میان دو طرف بسیار عمیق بهنظر میرسید؛ شکافهایی که به گفته ناظران، حتی از فاصله موجود در مذاکرات ۲۶ فوریه ژنو نیز بیشتر است، در حالی که در آن زمان، میانجیهای عمانی و ناظران بریتانیایی از پیشرفتهای قابل توجه سخن گفته بودند. جیدی ونس نیز در سفر خود به مجارستان، وضعیت موجود در خلیج فارس را «آتشبسی شکننده» توصیف کرد و از ایران خواست «با حسن نیت» مذاکره کند.
در واشینگتن، لحن مقامهای نظامی نیز نشان میدهد که آمریکا آتشبس را پایان جنگ تلقی نمیکند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در پنتاگون گفت اگر بر سر ذخیره اورانیوم با غنای بالای ایران توافقی حاصل نشود، نیروهای آمریکایی آن را «از بین خواهند برد.» این در حالی است که عملیات برای بیرون آوردن یا نابود کردن این ذخیره، که گفته میشود در مخازنی به اندازه کپسول غواصی و در اعماق شفتهای زیرزمینی در دل کوهها نگهداری میشود، کاری طولانی، پیچیده و بسیار پرخطر خواهد بود. ترامپ در طول پنج هفته جنگ از چنین عملیاتی صرفنظر کرد و در نهایت گفت به این ذخیره اهمیت نمیدهد، زیرا میتوان آن را از طریق ماهواره زیر نظر داشت. ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز تاکید کرد که نیروهای آمریکایی، همچنان آماده ازسرگیری جنگ هستند و گفت: «آتشبس یک مکث است و نیروهای مشترک همچنان آمادهاند اگر دستور داده شود یا فراخوانده شوند.»
همزمان، مقامهای آمریکایی کوشیدهاند از جنگ تصویری پیروزمندانه ارائه دهند. هگست مدعی شده است که آمریکا و اسرائیل با آخرین موج، ۸۰۰ حمله هوایی در شب سهشنبه، «پایه صنعتی ایران را بهطور کامل نابود کردهاند». او همچنین فهرستی از رهبران ایرانی کشتهشده در جنگ، از جمله علی خامنهای، ارائه کرده و بدون ارائه مدرک ادعا کرده است که مجتبی خامنهای نیز زخمی و دچار تغییر چهره شده است.
وزیر دفاع آمریکا، همچنین گفت ایران «برای این آتشبس التماس کرده بود». در مقابل، مقامهای ایرانی نیز با لحنی مشابه، آتشبس را پیروزی خود توصیف کردهاند. علیاکبر ولایتی، مشاور سیاست خارجی رهبر جمهوری اسلامی، گفته است «آمریکا مجبور شد آتشبس را بپذیرد» و افزوده که ایران در «هندسه جدید قدرت در جهان» نقش «محور قطب اسلامی» را ایفا خواهد کرد.
در سطحی فراتر از جنگ ایران و اسرائیل، این بحران حتی به روابط آمریکا و متحدان غربیاش نیز سرایت کرده است. ترامپ از اینکه چند متحد غربی حاضر بههمراهی با جنگ علیه ایران نشدهاند، خشمگین است. کارولین لیویت روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت رییسجمهور آمریکا قرار است ساعاتی بعد، در دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، موضوع احتمال خروج آمریکا از این پیمان را مطرح کند. او با لحنی تند گفت ناتو در شش هفته گذشته «به مردم آمریکا پشت کرده» و افزود مردم آمریکا هزینه دفاع اروپا را میپردازند. وقتی از او پرسیده شد آیا ترامپ احتمال ترک ناتو را مطرح خواهد کرد یا نه، پاسخ داد این موضوعی است که رئیسجمهور درباره آن بحث کرده و احتمالاً در دیدار با دبیرکل ناتو نیز آن را مطرح خواهد کرد.
هرچند برنامه موشکی ایران و حمایت آن از نیروهای نیابتی تضعیف شده، اما ایران در جریان جنگ خسارات واقعی به اسرائيل وارد کرد و همچنان میتواند حملات نیابتی علیه نیروهای آمریکا در منطقه را از سر بگیرد. در کنار بازسازی توانمندیهای دیگر، ایران از طریق حوثیها در یمن، همچنان قدرتنمایی منطقهای میکند. بهطور خلاصه، ایران هنوز این ظرفیت را دارد که به همان قدرت مسلط و خصمانه منطقهای تبدیل شود که راهبرد امنیت ملی آمریکا میکوشد از آن جلوگیری کند.
اما رسیدن به یک توافق جدید کار سادهای نیست. جدا از دشواری ذاتی مذاکره با ایران، ترامپ با چالشهایی روبهروست که مختص دولت اوست. هر توافق احتمالی میتواند شکافها در حزب جمهوریخواه را دوباره فعال کند. اگر ایران امتیازهای اساسی ندهد، که احتمال آن کم است، دولت نتانیاهو نیز بهاحتمال زیاد از هیچ توافقی حمایت نخواهد کرد و این موضوع جمهوریخواهان حامی ترامپ و مخالف برجام را در موقعیت دشواری قرار میدهد.
اظهارات تند و تهدیدآمیز دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا علیه ایران، بحران سیاسی جدیدی را در واشنگتن برانگیخته است. ۸۵ نماینده دموکرات خواستار برکناری ترامپ یا واگذاری اختیارات وی به معاونش، جیدی ونس شدند.
در ایالات متحده، ۸۵ عضو دموکرات مجلس نمایندگان حمایت خود را از آغاز فرآیند استیضاح دونالد ترامپ یا فعالسازی متمم ۲۵ قانون اساسی اعلام کردند.
در مرکز این بحثها، اظهارات اخیر ترامپ درباره ایران قرار دارد. ترامپ در پستی در پلتفرم مجازی «تروث سوشال»، ایران را تهدید کرده و از «نابود کردن کل یک تمدن» سخن گفته بود. او پیش از این نیز از عباراتی تند و توهینآمیز علیه دولت تهران استفاده کرده بود.
این سخنان با واکنشهای شدیدی هم در افکار عمومی بینالمللی و هم در فضای سیاسی ایالات متحده روبهرو شد.
سیاستمداران دموکرات، استدلال کردند که اظهارات ترامپ نه تنها از نظر دیپلماتیک، بلکه از نظر صلاحیت ذهنی او نیز نگرانکننده است.
سناتور جک رید درباره ترامپ گفت: «بهنظر میرسد او کنترل خود را از دست داده است»، در حالی که الکساندریا اوکازیو کورتز، عضو مجلس نمایندگان، مدعی شد که وضعیت ذهنی رییسجمهور در حال «فروپاشی» است.
سخنان ترامپ توسط آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نیز محکوم شد.
انتقادها علیه ترامپ تنها به دموکراتها محدود نماند. مارجری تیلور گرین که پیشتر بهعنوان یکی از چهرههای نزدیک به ترامپ شناخته میشد، واکنش تندی نشان داد.
گرین با بیان اینکه «حتی یک بمب هم به آمریکا پرتاب نشده است. ما نمیتوانیم کل یک تمدن را نابود کنیم. این شیطانی و دیوانگی است»، خواستار اجرای متمم ۲۵ علیه ترامپ شد.
این موضعگیری نشاندهنده افزایش نارضایتی در صفوف جمهوریخواهان به دلیل ادبیات ترامپ است.
متمم ۲۵ قانون اساسی ایالات متحده پیشبینی میکند که در صورت تشخیص ناتوانی رئیسجمهور در انجام وظایف خود، اختیارات او به معاون رئیسجمهور منتقل شود.
با این حال، به دلیل اینکه کابینه فعلی عمدتا از چهرههای وفادار به ترامپ تشکیل شده است، اجرایی شدن این گزینه در کوتاهمدت چندان محتمل بهنظر نمیرسد.
به گفته برخی ناظران، تندرویهای ترامپ ممکن است بیش از آنکه ناشی از از دست دادن کنترل باشد، بخشی از یک استراتژی سیاسی آگاهانه باشد. این رویکرد که در روابط بینالملل به «تئوری مرد دیوانه»(Madman theory) معروف است، بر غیرقابلپیشبینی و غیرمنطقی جلوه کردن برای ترساندن رقیب و وادار کردن او به دادن امتیاز استوار است.
یادآوری میشود که ترامپ پیش از این در موضوع گرینلند نیز سیاست سختگیرانه مشابهی را دنبال کرده و از این روش بهعنوان ابزاری برای فشار استفاده کرده بود.
در مجموع، آنچه در نخستین روزهای پس از اعلام آتشبس دیده میشود، نه ثبات و کاهش تنش، بلکه مجموعهای از تفسیرهای متضاد، حملات ادامهدار، تهدیدهای متقابل و شکافهای عمیق سیاسی و دیپلماتیک است. آتشبس کنونی بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، به وقفهای کوتاه و لرزان میماند که هر لحظه ممکن است زیر فشار میدان نبرد، منافع متضاد طرفها و اختلاف بر سر مفاد توافق، از هم بپاشد.
هر زمان که ایالات متحده به نشستن پشت میز مذاکره با ایران نزدیکتر میشود، اسرائیل دور جدیدی از درگیریهای نظامی را به راه میاندازد تا برتری نظامی خود را تثبیت کند و بدین ترتیب، حل سیاسی مناقشه را به تعویق بیندازد. اما در کنار این بُعد راهبردی، یک بُعد داخلی به همان اندازه مهم نیز وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود. برای دولتهای اسرائیل، جنگها تنها ابزارهای تامین امنیت نیستند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای مدیریت سیاست داخلی نیز به شمار میروند.
در شرایطی که دولتهای اسرائیل با بحرانهای داخلی و چالشهای انتخاباتی دست و پنجه نرم میکنند، جنگ به وسیلهای موثر برای تغییر چشمانداز سیاسی، منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی و تقویت مشروعیت رهبری تبدیل میشود.
در این میان، عامل دیگری نیز پدیدار میشود که پیچیدگیهای میدان را دوچندان میکند: تردید آشکار در اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، که به وضوح نشاندهنده فقدان قطعیت درباره هدف نهایی جنگ است.
ترامپ در مناسبتهای مختلف، روایتهای متناقضی ارائه داده است: گاهی از «دستیابی به اهداف» قریبالوقوع و احتمال پایان عملیات در آینده نزدیک سخن میگوید و گاهی دیگر تهدید به تشدید تنش گسترده میکند که میتواند شامل حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران یا حتی تلاش برای تغییر نظام باشد. این تناقض صرفا یک تفاوت لفاظی نیست؛ بلکه فقدان یک دیدگاه استراتژیک منسجم را آشکار میسازد. سیاست آمریکا میان دو قطب متضاد یعنی تمایل به اعلام پیروزی سریع از یک سو و ترس از درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی طولانی در نوسان است.
این اظهارات متغیر، علاوه بر تضعیف اعتبار هرگونه روند مذاکراتی، به طرف مقابل این پیام را میدهد که خود واشنگتن هنوز تصمیم قطعی خود را نگرفته است. در عین حال، این وضعیت به متحدان، بهویژه اسرائیل فضای مانور بیشتری اعطا میکند و به آنها اجازه میدهد جنگ را در جهتهایی هدایت کنند که لزوما با محاسبات و اولویتهای آمریکا همسو نیست. بدین ترتیب، آنچه میتوانست اهرم فشاری بر دشمن باشد، اکنون به عاملی برای سردرگمی تبدیل شده و به جای تسریع پایان درگیری، آن را طولانیتر میکند.
واشنگتن با وجود حمایت نظامی و سیاسی گسترده از اسرائیل، خود را ناگزیر از ایجاد تعادل میان چندین ملاحظه حیاتی میبیند: تثبیت بازارهای انرژی، جلوگیری از سقوط به ورطه یک جنگ منطقهای تمامعیار و حفظ اولویتهای استراتژیک خود در سایر نقاط جهان. در نتیجه، دولت آمریکا تمایل دارد به دنبال راهی برای خروج از جنگ باشد؛ حتی اگر آن راهحل ایدهآل نباشد. اما این رویکرد با تمایل آشکار اسرائیل برای حفظ و تداوم فشار نظامی در تضاد است. حاصل آنکه با وجود وحدت ظاهری در میدان نبرد، واگرایی عمیقی در اهداف نهایی دو متحد ایجاد شده است.
در سوی دیگر میدان، ایران به خوبی از این معادله پیچیده آگاه است و استراتژی خود را بر پایه درک دقیق آن بنا نهاده است. جمهوری اسلامی، به دنبال پیروزی نظامی در معنای متعارف آن نیست، بلکه هدف خود را بر طولانیکردن جنگی استوار کرده است که هزینههای آن برای دشمنانش در نهایت غیرقابل تحمل شود. تهران با استفاده از ابزارهای غیرمتعارف از جمله حملات غیرمستقیم، عملیات نیابتی و اختلال عمدی در مسیرهای حیاتی انرژی جهانی، موفق شده است میدان نبرد را از عرصه صرفا نظامی به عرصههای اقتصادی و سیاسی در سطخ منطقه و جهان منتقل کند.
به نوشته روزنامه فرانسوی لوموند «بستن و بازکردن شیر» نفت به این سادگی نیست. در صورت برقراری آتشبس، تولید در عرض چند هفته از سر گرفته میشود، اما تا زمانی که گشایش تنگه هرمز و حمل و نقل دریایی مطمئن و پایدار نباشد، صنایع انرژی به حالت عادی بازنخواهد گشت. بنابراین، وضعیت تنگه هرمز، مبهمتر از همیشه است.
رابین میلز، مدیر شرکت «قمر انرژی» که در دبی به کار مشاوره مشغول است به روزنامه لوموند میگوید: «ابهامات بسیار زیاد است: آیا کشتیها خواهند توانست آزادانه رفت و آمد کنند؟ آیا آتشبس موقت به صلح پایدار خواهد انجامید؟ تا زمانی که تکلیف این پرسشها روشن نشود، تولید به حالت عادی بازنخواهد گشت.»
به نوشته روزنامه لوموند، خسارات واردشده به تاسیسات نفت و گاز کشورهای منطقه هنوز دقیقا ارزیابی نشده است. به گفته آژانس بینالمللی انرژی، در مجموع ۷۵ مرکز صنایع انرژی در این کشورها آسیب دیده و بازسازی آنها «طولانی و پرهزینه» خواهد بود.
اما گذشته از تمامی اینها، مشکل اصلی در حال حاضر همچنان وضعیت تنگه هرمز است. تا زمانی که مخازن کشورهای حوزه خلیج فارس پُر بمانند، از سرگرفتن استخراج و تولید بیفایده خواهد بود. ولی شرکتهای کشتیرانی و بیمه اگر از شرایط حمل و نقل و امنیت منطقه مطمئن نباشند، خطر عبور از تنگه را نخواهند پذیرفت. این در حالی است که اصرار تهران بر اخذ عوارض از کشتیها، باز هم به ابهامات و بلاتکلیفیها افزوده است.
با این حال، ماهیت وضعیت تنگه هرمز و همچنین این توافق همچنان محل اختلافات طرفین جدی است. فراتر از اینکه آیا لبنان نیز در آن گنجانده شده یا نه، پرسشهایی درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، زمان و نحوه ازسرگیری عبور و مرور در تنگه، و آینده توانایی ایران برای انجام حملات موشکی مطرح است.
محمد اسلامی رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، اعلام کرد که حفظ حق تهران برای غنیسازی اورانیوم «ضروری» است و باید در هرگونه مذاکرات آتشبس با آمریکا لحاظ شود.
او همچنین گفت: «این یکی از موارد ضروری است که هیچکس درباره آن صحبت نمیکند»، و به عدم پذیرش غنیسازی از سوی آمریکا بهعنوان بخشی از طرح ۱۰ مادهای ایران برای آتشبس دائمی اشاره کرد.
از سوی دیگر، سرنوشت برنامههای موشکی و هستهای ایران نیز همچنان نامشخص است. آمریکا تاکید دارد ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و خواهان حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالای آن است، در حالی که ایران برنامه خود را صلحآمیز میداند.
ترامپ گفت آمریکا با ایران برای انتقال اورانیوم مدفون همکاری خواهد کرد، اما ایران این موضوع را تایید نکرد. در یکی از نسخههای منتشرشده از سوی ایران، ادامه غنیسازی مجاز دانسته شده است.
با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که این آتشبس بهطور نامحدود ادامه خواهد یافت. تاریخ نشان داده است که همه جنگها هرچهقدر هم طولانی و پیچیده باشند سرانجام به نقطهای میرسند که توافقی بر آنها تحمیل میشود. اما پرسش واقعی و سرنوشتساز این نیست که آیا جنگی پایان خواهد یافت یا نه، بلکه این است: طرفین چه نوع پایانی را میتوانند انتظار داشته باشند؟
ممکن است در هفتهها یا ماههای آینده، شاید آتشبسی ادامه پیدا کند و یا به یک توافق نسبی برسند؛ اما بدون آنکه به علل اساسی و ساختاری جنگ بپردازد. این به معنای آن است که منطقه، همچنان روی باروت خواهد نشست؛ درگیری در هر لحظه مستعد شعلهور شدن مجدد خواهد بود.
بنابراین، پاسخ به پرسش سرنوشتساز «این جنگ چه زمانی و چگونه پایان خواهد یافت؟» را نه تنها در تحلیل تحولات روزانه، بلکه در درک عمیق ماهیت استراتژیهای حاکم بر طرفین درگیر باید جستوجو کرد. اگر این استراتژیها بر پایه طولانی کردن درگیری، فرسایش دشمن و کسب دستاوردهای کوتاهمدت تاکتیکی به جای حل و فصل راهبردی بنا شده باشند، آنگاه هر «پایانی» که به دست آید چیزی جز مکثی موقت در مسیری طولانیتر از بیثباتی و خشونت نخواهد بود.
پنجشنبه بیستم فروردین 1405-نهم آوریل 2026