جوهر دل
عزت آهنگر
جوهر دل
بهتر از هرکس ترا دانم و ای آیینه دل
چشم دل را جوهر آیینه سازد مشتعل
آشنای درد هجرانم و یاقوت امید
میبرد احساس را در ریشههایم ناگسل
در غبار جادههای بیکسی گم کردهام
ردّ پای روشنی را در سکوتی منفعل
هر نفس چون موجِ حیرت میتپد در سینهام
تا مگر آیینهای خندد به رویای جدل
خستهام از سایههایی کز تماشایم گذشت
ماندهام با یک صدا در خلوتی بیماحصل
شمع اگر خاموش گردد، دودِ حسرت ها بجاست
عشق را پایان نباشد در دلِ اهلِ عمل
باز از چشمان تو باران معنا میچکد
تا شکوفا گردد این باغِ غزلهای عسل
padarjan2026-05-25T17:20:45+00:00