لیلی غزل 🌷

     خشم سرکشیده

ما را کشیده روی خیابان بالآخره
این خشم سرکشیده‌ی پنهان بالآخره

شاید هرات نام خودش را صدا زده
این‌گونه روی جاده فراخوان بالآخره

می‌میرم از غم تو هریوای زنده‌ام
هستی تو جان بلخ و بدخشان بالآخره

جنت به زیر پای تو مادر، دروغ بود
دیدی که جای زن شده، زندان بالآخره

حالا که زنده‌ایم، به هر شکل می‌شود
باید گذشت از دل توفان بالاخره

تقویم از بهار دگر می‌دهد نوید
خواهد گذشت فصل زمستان بالآخره

با خون ما به دامن تاریخ می‌رسد
آزادیِ “نگین خراسان” بالآخره

این آفت بزرگ ازین خطه بگذرد
مشکل شود هرآیینه آسان، بالآخره

ای کاش لای لذت و لبخند گم شود
اندوه بی‌نهایت انسان بالآخره