استاد عبدالهادی رهنما
صحبت پیران
به جای خار به اندیشه ات گلاب به کار
ز خُم عشق به جام دلت شراب به کار
به شهر زندگی تا خنده بر لبان آید
هزار پنجره همسو به آفتاب به کار
برای کشت هنر کشت دانش و فرهنگ
به قدر موی سرت هر کجا کتاب به کار
« به این رواق زبرجد نوشته اند به زر »
برای خسته دلان مهر بی حساب به کار
چو خواهی رنجه نگردد دلِ کسی لطفن
به قدر همت خود گوهر ثواب به کار
به هر کجا که روی خوشه خوشه زیبایی
ز شعر حافظ و بیدل به انتخاب به کار
برای صید خوشی ها همیشه مجنون وار
سرود و نغمۀ جانانه از رباب به کار
چو رهنما بنشین پای صحبت پیران
به روی دامن اندیشه ات گلاب به کار