عزت آهنگر
شعرهجرت
درین فصلی که خورشید از نگاه گرم معذور است
درین فصلی که چشم بلبل از هجران گل کور است
درین فصل آسمان خاکستر مرطوب میریزد
و ابر دل ز سینه اشک نا مرغوب میریزد
صفای پنجره مخدوش از هر قطرۀ باران
دل گلدان گرفته از تگرگ و ابر بی پایان
کسی تنها میان شیشه و گلخانه میلرزد
و جام قلب او دور از بر همخانه می لرزد
فضا دلگیر و غم افزا صدای دوست پیدا نیست
درود دیوار تنهایی محبت را هویدا نیست
تن گل خسته از درد جدایی شاخه لرزان است
نسیم سرد پاییزی و چشم غنچه گریان است
هوای باغ درد آلود هجران است در پاییز
و بلبل نغمه خوان درد و حرمان است در پاییز
دل تنگ غزل با مثنوی پیمان الفت ساخت
و درد واژه ها در قلب شاعر شعر هجرت ساخت .